LiveZilla Live Chat Software

کنسرسيوم دانشگاهيان و متخصصان ايران

نام کاربری یا پست الکترونیکی
رمز عبور

آموزش تعمیر تجهیزات پزشکی ttedit کنسرسیوم دانشگاهیان و متخصصان ایران - آموزش تعمیر تجهیزات پزشکی

cyberknife www.ircas.ir

سایبرنایف، شیوه‌ای نوین در درمان سرطان

سرطان، یکی از مشکلات بشر است که انسان ھا در طی سالیان دراز با استفاده از ھمه حوزه ھای مختلف دانش و فناوری -ونه فقط پزشکی- سعی کرده اند به تدریج شناخت خود رااز آن بیشتر کنند، تا درمان ھایی برای آن پیدا کنند و اگر در مورد برخی از انواع آنھا، درمان ھا،علاج قطعی نبوده اند، دست کم بر طول عمر و یا کیفیت زندگی بیماران در روزھا و ماه ھا وسال ھای باقیمانده عمر بیفزایند.

سایبرنایف جدید ترین روش درمان تومورهای سرطانی به صورت جراحی بسته میباشد و کاملا میتواند جایگزینی برای عمل جراحی باز باشد با این تفاوت که درمان با این روش بدون درد،خونریزی و کمترین عوارض جانبی برای بیماران سرطانی میباشد.

علاوه بر این درصد موفقیت و نابود کردن تومورهای سرطانی با این روش بسیار بالاست.

سایبر نایف روباتی است که که به روشی غیر تهاجمی و با هدف قرار دادن بسیار پر قدرت و دقیق تومورسرطانی و یا غیر سرطانی ، به پرتو درمانی می پردازد که جایگزین بسیار مناسبی برای عملهای جراحی برای خارج کردن تومور است. با استفاده ازعکسبرداری های لحظه ایی و دقت بالای این روبات هم اکنون پزشکان میتوانند سرطان هایی را که هیچگاه تصور نمی شد قابل درمان و یا در دسترس جراحان باشند را درمان کنند.

سایبر نایف با بازوی روباتیک خود وبا پرتوهای هماهنگ وارسال آن از مسیرهای چندگانه محل دقیق تومور را هدف و تومور را نابود کند . به وسیله این روش درمان ،میزان عوارض جانبی کاهش پیدا میکند زیرا این دستگاه پرتوهای تابشی را به محل دقیق تومور می تاباند و از درگیر کردن بافتهای سالم آن خوداری میشود

بنابراین استفاده از این روش برای درمان تومورهایی که در محل های بسیار حساس (مانند تومور مغزی و یا تومور نخاع) بسیار مفید و حیاتی میباشد . به وسیلهء بازوهای روباتیک سایبر نایف دیگر نیازی به استفاده از قالب سر و فیکس کردن سر بیمار در پرتو درمانی تومور مغزی نیست واین درمان را برای بیمار بدون درد خواهد کرد

به علاوه، تکنولوژی جدید سایبر نایف میتواند هدف های متحرک مانند سرطان شش و ریه را هم نابود کند. این دستگاه قابلیت تنظیم بر اساس حرکات مرتب سینه هنگام نفس کشیدن را دارد . این باعث میشود که دیگر نیازی به نگهداشتن نفس توسط بیمار نباشد و درمان با سرعت بیشتری پیش رود. بدون هیچ برش و یا بیهوشی در طول درمان، اکثر بیماران میتوانند پس از پایان جلسه درمان به زندگی عادی خود برگشته و به فعالیت روزانه خود بپردازند

نتیجه عمل به وسیله سایبر نایف در بسیاری ازغدد سرطانی بدن مخصوصا مغز، نخاع ، شش ، کلیه ،پانکراس ،ستون فقرات و پروستات شگفت انگیز است و درصد بسیار بالایی از بیمارن هیچ گاه دیگربه بیمارستان بر نمیگردند . باید در نظر گرفت که سایبر نایف برای تمامی تومورهای سرطان قابل استفاده نمیباشد بعنوان مثال نمیتوان از سایبر نایف جهت درمان سرطان سینه و یا کولون استفاده نمود

سایبرنایف جدید ترین روش درمان تومورهای سرطانی به صورت جراحی بسته میباشد و کاملا میتواند جایگزینی برای عمل جراحی باز باشد با این تفاوت که درمان با این روش بدون درد،خونریزی و کمترین عوارض جانبی برای بیماران سرطانی میباشدعلاوه بر این درصد موفقیت و نابود کردن تومورهای سرطانی با این روش بسیار بالاست.

همان طور که می دانیم پرتودرمانی یکی از درمان‌های سرطان است که در آن با تابانیدن اشعه بر توده سرطانی، سلول‌های سرطانی کشته می‌شوند. پرتودرمانی با اهداف و شیوه‌های متنوع و متفاوتی، انجام می‌شود. انجام پرتودرمانی نیاز به امکانات و محاسبات دقیق دارد، باید دقیقا محاسبه شود که چه میزان اشعه به بدن تابانیده شود، این میزان اشعه باید دقیقا بر هدف متمرکز شود.

سایبرنایف جدید ترین روش درمان تومورهای سرطانی به صورت جراحی بسته میباشد و کاملا میتواند جایگزینی برای عمل جراحی باز باشد با این تفاوت که درمان با این روش بدون درد،خونریزی و کمترین عوارض جانبی برای بیماران سرطانی میباشد.

از آنجا که توده‌ای که اشعه می‌گیرد در عمق بدن قرار دارد، باید اشعه طوری تابانیده شود که اعضای سر راه تحت تأثیر قرار نگیرند به همین منظور گاهی اشعه کل مورد نیاز را محسابه می‌کنند و از چند مسیر اشعه را به بدن می‌تابانند، طوری که نهایتا میزان کلی پرتو دریافتی برای کشتن سلول‌های سرطانی کافی باشد، اما از آنجا که اشعه به چند باریکه تقسیم شده و از چند زاویه به بدن تابانیده شده، اعضای سر راه آسیب نمی‌بینند.انجام همین فرایند مشکلات تکنیکی فراوانی دارد، مثلا تصور کنید که بیماری گلیوما در نزدیک عصب بینایی دارد، در این صورت حتی نیم میلیمتر، هم برای ما اهمیت فراوان دارد، چون هر اشتباهی می‌تواند منجر به نابینایی مریض شود.

سایبرنایف، شیوه‌ای است که به وسیله دکتر جان آر آدلر، استاد جراحی مغز و اعصاب و پرتودرمانی دانشگاه استنفورد و همچنین پیتر و راسل شونبرگ از شرکت پژوهشی شونبرگ، بنیان نهاده شد. در این شیوه البته خبری از چاقوی واقعی نیست ولی پرتو تابانیده شده به مانند چاقویی دقیق و بدون درد، بدون اینکه نیاز به بیهوشی باشد، عرصه را بر سلول‌های سرطانی تنگ می‌کند.

سایبرنایف دو جزء اصلی دارد

- پرتوی که توسط یه شتاب‌دهنده خطی ذرات تولید می‌شود

- یک بازوی روباتیک که این باریکه انرژی تولید شده را به نقطه مورد نظر بدن، هدایت می‌کند

هدف‌گیری تومورها در سایبرنایف با دقت بیشتری، نسبت به شیوه‌های معمول صورت می‌گیرد. سایبرنایف نخستین بار در سال ۱۹۹۰معرفی شد. اولین بار از روبات «فانوک» ساخت ژاپن در سایبرنایف استفاده شد اما سیستم‌های مدرن‌تر از روبات آلمانی موسوم به KUKA KR 240استفاده می‌کنند.

پرتو اشعه ایکس تولیدی با انرژی شش مگاوات، انرژی دارد، سایبرنایف می‌تواند هر دقیقه ششصد سانتی گری انرژی پرتو بتاباند، اما مدل‌های جدیدتر می‌تواند هشتصد سانتی گری را منتقل کنند. این پرتوها با استفاده از موازی‌سازها ی  collimator   هایی موازی می‌شوند و روی نقطه مورد نظر با اندازه دلخواه که مثلا می‌تواند از پنج میلیمتر تا شصت میلیمتر متغیر باشد، متمرکز شود.

دور بیمار، دوربین‌های اشعه ایکس‌ای قرار داده می‌شوند که موقعیت آناتومیک عضو هدف را به دقت مشخص می‌کنند، موقعیت بدن، با جایگاه توده که به وسیله سی‌تی یا MRI مشخص شده است، مقایسه می‌شود و یک برنامه کامپیوتری با دقت بازوی روبات را هدایت می‌کند، طوری که پرتو با دقت به توده تابانیده شود.

می توان سایبر نایف را نیزبه این شکل نیز تعریف کرد

روباتی که به روشی غیر تهاجمی و با هدف قرار دادن بسیار پر قدرت و دقیق تومورسرطانی و یا غیر سرطانی ، به پرتو درمانی می پردازد که جایگزین بسیار مناسبی برای عملهای جراحی برای خارج کردن تومور است. با استفاده از عکسبرداری های لحظه ایی و دقت بالای این روبات هم اکنون پزشکان میتوانند سرطان هایی را که هیچگاه تصور نمی شد قابل درمان و یا در دسترس جراحان باشند را درمان کنند.

سایبر نایف با بازوی روباتیک خود و با پرتوهای هماهنگ و ارسال آن از مسیرهای چندگانه محل دقیق تومور را هدف و تومور را نابود کند . به وسیله این روش درمان ،میزان عوارض جانبی کاهش پیدا میکند زیرا این دستگاه پرتوهای تابشی را به محل دقیق تومور می تاباند و از درگیر کردن بافتهای سالم آن خودداری میشود بنابراین استفاده از این روش برای درمان تومورهایی که در محل های بسیار حساس (مانند تومور مغزی و یا تومور نخاع) بسیار مفید و حیاتی میباشد . به وسیله ی بازوهای روباتیک سایبر نایف دیگر نیازی به استفاده از قالب سر و فیکس کردن سر بیمار در پرتو درمانی تومور مغزی نیست و این درمان را برای بیمار بدون درد خواهد کرد.

به علاوه، تکنولوژی جدید سایبر نایف میتواند هدف های متحرک مانند سرطان شش و ریه را هم نابود کند. این دستگاه قابلیت تنظیم بر اساس حرکات مرتب سینه هنگام نفس کشیدن را دارد . این باعث میشود که دیگر نیازی به نگهداشتن نفس توسط بیمار نباشد و درمان با سرعت بیشتری پیش رود. بدون هیچ برش و یا بیهوشی در طول درمان، اکثر بیماران میتوانند پس از پایان جلسه درمان به زندگی عادی خود برگشته و به فعالیت روزانه خود بپردازند.

برای نابود کردن تومور اعضایی که حین عمل ثابت نیستند و حرکت می‌کنند مثل با تومور ریه و پانکراس باید چه کار کرد؟ اگر از فناوری مناسبی استفاده نشود، در حین پرتودرمانی، اعضای سالم مجاور توده، هم در معرض توده قرار می‌گیرند و میزان پرتودهی توده هم کاهش می‌یابد.برای این منظور، از سیستمی به نام سیستم همگام‌سازی استفاده می‌شود. در این شیوه الیاف اپتیکی روی پوست شکم قرار داده می‌شوند که حرکت شکم را حین پرتودهی مشخص می‌کنند، یک الگوریتم کامپیوتری میزان حرکت شکم را محاسبه می‌کند و به بازوی روباتیک دستور می‌دهد که متناسب با حرکت شکم، تغییر جهت دهد.

نتیجه عمل به وسیله سایبر نایف در بسیاری ازغدد سرطانی بدن مخصوصا مغز، نخاع ، شش ، کلیه ،پانکراس ،ستون فقرات و پروستات شگفت انگیز است و درصد بسیار بالایی از بیمارن هیچ گاه دیگربه بیمارستان بر نمیگردند. باید در نظر گرفت که سایبر نایف برای تمامی تومورهای سرطان قابل استفاده نمیباشد بعنوان مثال نمیتوان از سایبر نایف جهت درمان سرطان سینه و یا کولون استفاده نمود.

نحوه کلی درمان بوسیله سیستم روباتیک سایبر نایف به صورت زیر است

مرحله اول : بسته به نوع تومور سرطان از بیمار ام آر آی و یا سی تی اسکن تهیه میشود.

مرحله دوم : اطلاعات سی تی اسکن و ام آر آی به سیستم کامپیوتری سایبرنایف جهت برنامه ریزی درمان داده میشود .نرم افزار پیشرفته این سیستم روباتیک به صورت بسیار دقیق برای نابود کردن تومور ،نوع ،مقدار و جهت تابش پرتو را برنامه ریزی میکند . در این مرحله با نظر متخصص مشخص میگردد چند جلسه برای درمان تومور کافی میباشد.

مرحله سوم : بیمار به اتاق سایبر نایف انتقال پیدا کرده و بر روی تخت دراز میکشد و در حالی که ماسکی بر روی صورت دارد و به موسیقی گوش میکند و بدون درد مورد درمان قرار میگیرد. معمولا هر دوره کمتر از ۵۰دقیقه به طول میانجامد و بیمار میتواند بعد از آن به محل اقامت خود بازگردد.

بسته به نوع تومور تعداد جلسات سایبر نایف مشخص میشود که به صورت معمول بین ۳تا ۱۰جلسه خواهد بود هر چند در تومورهای پیشرفته جلسات بیشتری نیاز است.

یکی از ویژگی های سایبر نایف این است که می‌توان بین جلسات درمانی فاصله انداخت که از نظر بالینی گاهی مفید است. علت این است که سلول‌های سرطانی مکانیسم ترمیم ضعیف‌تری نسبت به سلول های سالم دارند، در فاصله بین جلسات سایبرنایف، سلول‌های سالم غیرسرطانی می‌توانند ترمیم شوند، در حالی که هنوز سلول‌های سرطانی ترمیم پیدا نکرده‌اند. چنین فاصله‌اندازی بین جلسات درمان را نمی‌توان در شیوه‌های روتین، اعمال کرد.روش‌های پرتودرمانی روتین ممکن است به جلسات روزانه نیاز داشته باشند که ممکن است نهایتا چند هفته طول بکشند.

سایبر نایف شیوه ای جدید برای درمان سرطان

سایبر نایف روشی برای درمان سرطان کنسرسیوم ایرکاس

 

تصویر بردارى زیستى به کمک نانوذرات www.ircas.ir

تصویر بردارى زیستى به کمک نانوذرات

کاربردهاي بيومديکال نانوذرات در تصوير برداري مولکولي، دارورساني و درمان باعث ظهور زمينه “نانوپزشکي” شده اند و پيشرفت هاي قابل توجهي در دهه هاي اخير در سراسر دنيا گزارش شده است. نسل جديدي از پروب هاي تصوير برداري (يا عوامل کنتراست) و استراتژي های نوآورانه براي تصوير برداري چند مُدی با بازده بالا توجه بسياری را به خود جلب کرده و در کاربرد های پيش کلينيکي موفق بوده است. با اين پيش زمينه در اين مقاله اصول و پيشرفت های اخير اين زمينه براي ترسيم چشم اندازی کلي مورد بحث قرار خواهد گرفت.

نانوتکنولوژی يا به عبارت ديگر نانوتک در دهه هاي اخير پيشرفت خيره کننده ای در همه زمينه های علم و فناوری از جمله زمينه های زيست شناسی و پزشکی داشته است. امروزه علم نانو تنها به سنتز، شناسايی و تهيه ساده نانومواد محدود نيست بلکه راه خود را به کاربرد های نهايی و مهندسی حتی در بخش های صنعتی همچون الکترونيک، مخابرات، انرژی، هوافضا و طبعاً زيست پزشکي گشوده است. طبق تعريف NNI ذرات نانوسايز با قطری بين ۱ الي ۱۰۰ نانومتر شناخته مي شوند. اين مواد خواص نوری، الکتريکی و ساختاري ويژه اي از خود نشان مي دهند که آن ها را از مواد با اندازه بزرگ تر و همچنين از اتم ها و مولکول هاي سازنده متمايز مي کند. استفاده از اين مواد در پزشکی هم در زمينه های پيش- کلينيکی و هم در پژوهش های کلينيکی در سراسر جهان شناخته شده است.

در دهه های اخير تکنيک های سنتی تصوير برداری برای تحقيقات روتين و استفاده های کلينيکی گسترش بسياری يافته اند. اين تکنيک ها از جمله تصوير برداری نوری، توموگرافی محاسبه شده، تصوير برداری رزونانس مغناطيسی، اولتراسوند و تصوير برداری راديوايزوتوپ به طور عام در زمينه های مختلف از تصوير برداری تحقيقاتی از حيوانات کوچک گرفته تا تصوير برداری پيش- کلينيکی و تصوير برداری کلينيکی از بدن انسان، تشخيص پزشکی و حتی درمان مورد استفاده اند.
تفاوت تصوير برداری مولکولی نسبت به تصوير برداری سنتي در پروب هايی است که به نام بيومارکر شناخته مي شوند و به طور کاملاً انتخابی با محيط اطراف اندرکنش می کنند و به نوبه خود با تغييرات مولکولی در ناحيه مورد نظر روی تصوير تأثير می گذارند.

تصوير برداری مولکولی

از ميان کاربرد هاي نانوپزشکي، تصوير برداري مولکولي يکي از زمينه هاي جذاب و در حال پيشرفت سريع است. طبق تعريف جامعه پزشکي هسته اي، تصوير برداري مولکولی “تجسم، شناخت و اندازه گيری فرآيند های زيستی در سطح مولکولی و سلولی انسان و ساير ارگانيسم هاست” زمينه ای بين رشته ای که شيمی، بيولوژی، داروسازی و پزشکی را برای تشخيص فرآيند های زيستی چه به صورت درون بافت زنده و چه به صورت آزمايشگاهی ترکيب مي کند و به کمک آن مي توان تغييرات فيزيولوژيک را تعيين کرد و براي تشخيص آناتوميک تغييرات به کار بست که اطلاعات کلينيکی قيمتي برای انتخاب استراتژی درمان در مورد بيماری های مختلف از جمله سرطان، التهاب، سکته، تصلب شريان، آلزايمر و بسياری ديگر به دست مي دهد. به علاوه نانوذرات قابل طراحي به عنوان حامل در دارورساني و همچنين حمل ژن مورد مطالعه قرار گرفته اند.

 تصویر برداری زیستی www.ircas.ir

نانومواد

انتظار مي رود ذرات داراي ابعاد در محدوده نانومتری به علت داشتن خواصی چون سطح ويژه بسيار بالا و عامل دار بودن ذاتی و قابليت اصلاح ساختاری و سطحی رفتار های فيزيکی و زيستی ويژه ای از خود نشان دهند. همچنين اندرکنش آن ها با مولکول های زيستی قابل توجه است. اصلاح اين مواد براي تغيير در کينتيک دارويی، افزايش طول عمر شريانی، بهبود قابليت آن ها براي ورود به جريان خون و حصول اطمينان از پخش شدن آن ها در بافت زنده و رهاسازی کنترل شده داروی مورد نظر انجام مي پذيرد. به علاوه با جفت کردن ليگاند های هدف دار با نانومواد می توان توانايی هدف گيری دقيق ناحيه بيماری را در آن ها ايجاد نمود. در اين مقاله تنها کاربرد های تصوير برداری نانومواد مّد نظر است و از بحث بيش تر در باب دارورسانی پرهيز مي شود.

نانو مواد www.ircas.ir

به علاوه با جفت کردن لیگاند های هدف دار با نانومواد می توان توانایی هدف گیری دقیق ناحیه بیماری را در آن ها ایجاد نمود. در این مقاله تنها کاربرد های تصویر برداری نانومواد مّد نظر است و از بحث بیش تر در باب دارورسانی پرهیز می شود در دهه های اخیر تکنیک های سنتی تصویر برداری برای تحقیقات روتین و استفاده های کلینیکی گسترش بسیاری یافته اند.

نانو مواد

این تکنیک ها از جمله تصویر برداری نوری، توموگرافی محاسبه شده، تصویر برداری رزونانس مغناطیسی، اولتراسوند و تصویر برداری رادیوایزوتوپ به طور عام در زمینه های مختلف از تصویر برداری تحقیقاتی از حیوانات کوچک گرفته تا تصویر برداری پیش- کلینیکی و تصویر برداری کلینیکی از بدن انسان، تشخیص پزشکی و حتی درمان مورد استفاده اند.تفاوت تصویر برداری مولکولی نسبت به تصویر برداری سنتی در پروب هایی است که به نام بیومارکر شناخته می شوند

و به طور کاملاً انتخابی با محیط اطراف اندرکنش می کنند و به نوبه خود با تغییرات مولکولی در ناحیه مورد نظر روی تصویر تأثیر می گذارند.در ادامه به عنوان یک مطالعه موردی جالب، استفاده از نانوذرات اکسید آهن سوپر پارامغناطیس به عنوان عامل سازنده کنتراست در MRI مورد بررسی قرار خواهد گرفت. با پیشرفت سریع نانوتکنولوژی، روش های سنتز متفاوتی برای بدست آوردن این نانوذرات با بلورینگی، سایز و توزیع اندازه و همچنین پوشش های متفاوت گسترش یافته اند. در کمتر از یک اندازه بحرانی نانوذرات اکسید آهن دارای یک دومین مغناطیسی هستند و خاصیت سوپرپارامغناطیس از خود نشان می دهند

البته خواص مغناطیسی نانوذرات به سایز و شکل ذرات، میکروساختار و فاز شیمیایی آن ها بستگی دارد. این نانوذرات پتانسیل عظیمی برای کاربرد های زیست پزشکی گوناگون دارند که در جدول ۱ خلاصه آن ها مشاهده شد. این نانوذرات به علت داشتن میدان مغناطیسی بزرگ و همچنین خواص سطحی مناسب هم برای کاربرد های MRI درون بافت زنده و هم در آزمایشگاه مناسب اند.

بر حسب اندازه هیدرودینامیک، نانوذرات اکسید آهن به سه دسته تقسیم می شوند:هدف گیری مولکول های سطحی سلول ها با اکسید آهن ممکن است . همچنین رسپتور های خاص همچون Her-2/Neu به کمک نانوذارت آهن به صورت رزونانس مغناطیسی قابل نشان گذاری است . همچنین تشخیص مولکولی پلاک های تصلب شریانی به کمک این نانوذرات گزارش شده است.

پپتید انتخاب شده با نمایش باکتری خوار روی USPIO پیوند زده شد و نانوسیستم حاصل روی سلول های شریان سیاهرگ بطنی اندوتلیوم انسانی و سپس با MRI روی موش آزمایش شد. کاربرد های پزشکی و زیستی نانومواد (نانوذرات، نانوسیالات مغناطیسی و غیره) در سطح جهانی مورد توجه وسیع هستند. در تمام موارد اندازه، توزیع اندازه و شیمی سطح پارامتر های اساسی در کنترل و بهینه سازی اثر و زیست فعالی مواد هستند.

البته نمی توان یک نوع ماده را برای تمام کاربرد های زیستی ساخت و گسترش داد و نیاز به تحقیق و توسعه فراوان برای تبدیل کاربرد های بالقوه به فعل احساس می شود. لازم است پروتکل هایی برای سنتز و اصلاح نانومواد در کاربرد های زیستی تدوین شود. توجه به این نکته ضروری است

که دانش اثر نانوذرات بر سلامت انسان بسیار محدود است بنابراین مطالعات نانوسم شناسی روی اثرات نانوساختار های مصنوع بر ارگانیسم های زنده از اهمیت بالایی برخوردار است

همچنين جدول ۱برخی از مهم ترين نانومواد مورد استفاده در نانوپزشکی و کاربرد های آن ها را خلاصه می کند.

 چند دسته نانو ذره-و کاربردش در نانو پزشکی www.ircas.ir

جدول ۱) ويژگی های چند دسته نانوذره مهم و کاربرد های زيست پزشکی آن ها

نانوذرات سوپرپارامغناطيس آهن

در ادامه به عنوان يک مطالعه موردی جالب، استفاده از نانوذرات اکسيد آهن سوپر پارامغناطيس به عنوان عامل سازنده کنتراست در MRI مورد بررسي قرار خواهد گرفت. با پيشرفت سريع نانوتکنولوژی، روش های سنتز متفاوتی براي بدست آوردن اين نانوذرات با بلورينگي، سايز و توزيع اندازه و همچنين پوشش های متفاوت گسترش يافته اند. در کمتر از يک اندازه بحراني نانوذرات اکسيد آهن داراي يک دومين مغناطيسی هستند و خاصيت سوپرپارامغناطيس از خود نشان مي دهند البته خواص مغناطيسی نانوذرات به سايز و شکل ذرات، ميکروساختار و فاز شيميايی آن ها بستگی دارد. اين نانوذرات پتانسيل عظيمی براي کاربرد های زيست پزشکی گوناگون دارند که در جدول ۱ خلاصه آن ها مشاهده شد. اين نانوذرات به علت داشتن میدان مغناطيسی بزرگ و همچنين خواص سطحی مناسب هم برای کاربرد های MRI درون بافت زنده و هم در آزمايشگاه مناسب اند. بر حسب اندازه هيدروديناميک، نانوذرات اکسيد آهن به سه دسته تقسيم مي شوند:

۱ اکسيد آهن سوپرپارامغناطيس بسيار کوچک که قطر هيدروديناميک کمتر از ۵۰ نانومتر دارند. که البته خود به دسته های کوچک تری هم تقسيم مي شوند که از حوصله بحث خارج است.
۲ – اکسيد آهن سوپرپارامغناطيس که قطر هيدروديناميک بزرگ تر از ۵۰ نانومتر دارد.
۳ ذرات اکسيد آهن ميکرون

نانوذرات اکسيد آهن به عنوان پروب های مولکولی در MRI

هدف گيری مولکول های سطحی سلول ها با اکسيد آهن ممکن است . همچنين رسپتور های خاص همچون Her-2/Neu به کمک نانوذارت آهن به صورت رزونانس مغناطيسی قابل نشان گذاری است . همچنين تشخيص مولکولی پلاک های تصلب شريانی به کمک اين نانوذرات گزارش شده است. پپتيد انتخاب شده با نمايش باکتری خوار روي USPIO پيوند زده شد و نانوسيستم حاصل روي سلول های شريان سياهرگ بطنی اندوتليوم انسانی و سپس با MRI روی موش آزمايش شد. 

نانوذرات اکسيد آهن به عنوان پروب های مولکولی در MRI

نتيجه گيری

کاربرد های پزشکی و زيستی نانومواد (نانوذرات، نانوسيالات مغناطيسي و غيره) در سطح جهانی مورد توجه وسيع هستند. در تمام موارد اندازه، توزيع اندازه و شيمی سطح پارامتر های اساسي در کنترل و بهينه سازي اثر و زيست فعالي مواد هستند. البته نمي توان يک نوع ماده را براي تمام کاربرد هاي زيستي ساخت و گسترش داد و نياز به تحقيق و توسعه فراوان براي تبديل کاربرد هاي بالقوه به فعل احساس مي شود. لازم است پروتکل هايی براي سنتز و اصلاح نانومواد در کاربرد هاي زيستی تدوين شود. توجه به اين نکته ضروری است که دانش اثر نانوذرات بر سلامت انسان بسيار محدود است بنابراين مطالعات نانوسم شناسی روی اثرات نانوساختار های مصنوع بر ارگانيسم های زنده از اهميت بالايی برخوردار است.

بیو فیدبک کنسرسیوم ایرکاس

بیوفیدبک چیست؟

بيوفيدبك يا پس خوران زيستي ،روش درماني است كه از اواخردهه ششم قرن بيستم ابداع شده است كه در ان بيمار در مقابل نماد يكي از تظاهرات بيولوژيك خود قرار ميگيرد و سعي ميكند با تمركز آن را در جهت مطلوب تغيير دهد. واژه ي بيوفيدبك براي اولين بار در اواخر دهه ۱۹۶۰به برخي موضوعات تحقيقاتي با هدف تغيير فعاليت هاي غير ارادي بدن ،از قبيل فعاليت هاي مغزي،فشارخون ،تعدادضربان قلب واطلاق شد.

براي مثال ميدانيم شخصي كه دچار عارضه ميگرن هست در هنگام حمله ميگرن امواج طيف الفا در مغز ندارد.براي او شكل امواج الفا توضيح داده مي شود وسپس الكترودهاي نوار مغزي روي سر او متصل مي شود ودر حالي كه امواج مغزي خود را روي صفحه مانيتور مي بيند ، با تمركز سعي ميكند كه امواج مغزي خود را به الفا تبديل نمايد .پس از چندين جلسه تمركز و كوشش ، بيمار قادر به اين كار خواهد شد و هر بار ايجاد امواج الفا براي راحت تر امكان پذير مي شود ، تا به جاي برسد كه ديگر احتياج به ديدن امواج مغزي خود ندارد و هرگاه كه دچار سر درد شد مي تواند با تمركز امواج الفا را در مغز خود ايجاد كند، كه در اين حالت سر درد رفع خواهد شد. بيوفيدبك در طيف وسيعي از بيماري ها ، مانند انواع دردها،اضطراب،صرع،اسم،افسردگي،اعتياد، فشار خون و تقريبا حدود ۱۵۰بيماري موثر است.

بيوفيدبك استفاده از تواناي ذهن براي بهبود وضعيت سلامت بدن :

اگرچه ذهن و تواناي ذهن قادر به رفع كامل علايم بيماريها نيست ولي استفاده از قدرت ذهن تا حد زيادي ميتواند اين علايم را كاهش دهد هدف بيوفيدبك تاثير بر پاسخ هاي غير ارادي بدن و كنترل انها مي باشد.

عمده فعاليت هاي غير ارادي بدن شامل موارد زير است :

_ فعاليت هاي مغز

_ فشار خون

_ اسپاسم وانقباض عضلاني

_ تعداد ضربان قلب

www.ircas.ir

در يك جلسه ي بيوفيدبك چه اتفاقي مي افتد ؟

روش هاي بيوفيدبك را ميتوان در درمانگاه ها مراكز درماني و بيمارستانها بكارد برد. بدين ترتيب كه درمانگر حسگرهاي الكتريكي را به نقاط مختلف بدن، متصل ميكند، اين حسگر ها ، پاسخ هاي فيزيولوژيك بدن به استرس هاي نظير انقباض عضلاني حين دردهاي تنشي را نشان ميدهد . انقباض ها بوسيله ابزار صوتي ياتصويري به بيمار نشان داده مي شود و فرد كاملا در جريان واكنشهاي بدن مثل انقباض دردناك قرار گرفته و متوجه ارتباط بين انقباض ها با ايجاد درد مي شود .

قدم بعدي فرا گرفتن بر انگيختن واكنش هاي مثبت در بدن مي باشد.خود بيمار در اين مرحله بايد ياد بگيرد هنگامي كه در معرض استرس هاي جسمي يا رواني قرار ميگيرد ، هر عضله از عضلات بدن را چگونه ريلكس نمايد .هدف نهاي اينست كه فرد بتواند در خارج از مركز درماني نيز بدون استفاده از ابزار و وسايل ، اين پاسخهاي مثبت را ايجاد كند.

اين وسايل بصورت يك حس ششم،براي بيماران عمل ميكنند ،زيرا به انها اجازه ميدهد كه فعاليت درون بدن خود را به نحوي ببينند يا بشنوند (فيدبك ديداري يا فيدبك شنيداري)در واقع بيمار مانند يك بازيكن فوتبال سعي دارد مهارتي بياموزد ودستگاه هاي بيوفيدبك،عملكرد وي را نشان ميدهد.مثلا افزايش انقباض در ماهيچه ها سبب پخش صداي با فركانس بالا ميشود وكاهش انقباض سبب پخش صداي با فركانس پايين

امروزه با توسعه دانش الكترونيك ، دستگاه هاي بيوفيدبك پيوسته رو به تكامل هستند . به گونه اي كه هم اكنون با استفاده از كامپيوتر هاي شخصي و مانيتور هاي رنگي ، كيفيت ارايه علايم فيدبك با استفاده از تركيب رنگها ، تصاوير و نمودارهاي مختلف بسيار افزايش يافته است.

www.ircas.ir 4

انواع بيوفيدبك :

درمانگر براي جمع اوري اطلاعات مربوط به پاسخ بدن بيمار بسته به نوع بيماري وشرايط موجود از تكنيك هاي متعددي مي تواند استفاده نمايد ، از ان جمله ابزار ها ميتوان به اين ابزارها و تكنيك ها اشاره نمود :

-الكترومايوگرام (EMG) :

دستگاهي كه براي اندازه گيري انقباض عضلاني بكار ميرود با نمايان كردن اين انقباضات به خود بيمار ، او متوجه منشا دردهاي خود شده وميتواند كنترل كند .EMG در درمان هاي درد هاي پشت ، سر درد ، درد گردن ، دندان قروچه موثر است . همچنين در تخفيف شرايط استرس زا وشرايطي مثل اسم و زخم معده موثر است .

-بيوفيدبك حرارت بدن :

حسگرهاي كه به انگشتان دستها يا پاها متصل ميگردند ، دماي بدن را ميسنجند به طور مثال معمولا دماي بدن به هنگام استرس كاهش ميابد و بنابر اين ثبت دماهاي كاهش يافته مبناي براي شروع تحريكات مثبت و ريلكس كردن عضلات خواهد بود .اين تكنيك در درمان بيماري رينود و حملات ميگرن موثر است .

-ثبت كننده هاي فعاليت گالوانيك پوست :

با ثبت فعاليت غدد عرق و ميزان تحريك پوست كه در شرايط استرس ، افزايش ميابند ميتوان به درمان بيماري هاي هيجاني نظير هراس ها ، اضطراب و لكنت زبان كمك كرد .

-الكترو انسفالوگرام(EEG) :

اين دستگاه فعاليت الكتريكي امواج مغز را در شرايط مختلف مثل بيداري ، ريلكس بودن،ارامش ، خواب سبك و خواب عميق اندازه ميگيرد.

www.ircas.ir بیو فیدبک

بيوفيدبك مغزي :

استفاده از بيوفيدبك مغزي به دهه ي ۱۹۶۰و هنگاميكه بيوفيدبك ريتم الفا مرسوم بود ، بر مي گردد.در ان زمان تصور ميشد كه با استفاده از اين نوع فيدبك ميتوان به وضعيت ذهني يا يوگا رسيد كه ريتم الفا در طول دوره ي مراقبت ديده شود ، ولي اين موضوع به حقيقت نپيوست واين روند مقبوليت خود را از دست داد . روند جديد بيوفيدبك بر اساس EEGديگر متكي به اموزش الفا و اموزش بخشي نيست.

درمان بيماري ADHD :

در بيماران ADHDفقط در زماني كه شخص مشغول كار مورد علاقه اش هست ، مغز امواج بتا را به صورت اكتيو توليد مي كند (مانند زمانيكه مشغول بازي با VIDEO GAMEاست)پس اين بيماران ميتوانند براي ساعتها تمركز كنند،اما اگر كار يا فعاليت انها دلچسب نباشد(شبيه تكاليف مدرسه!)مغز انها شروع به توليد امواج تتا به صور ت اكتيو ميكند ، بدين ترتيب انها حالت خواب الوده و ساكت پيدا ميكنند ADHDها افرادي هستند كه از روي انگيزه ي اني و بدون فكر قبلي عمل ميكنند.

تحقيقات انجام شده در مورد اين بيماران نشان ميدهد كه تمرينات بيوفيدبك ميتواند ، در جهت رفع حواس پرتي و بيش فعالي انها موثر باشد و منجر به افزايش سطح كاراي مغز انان شود . با تخمين ميتوان گفت ۶۵تا۷۵درصد از بيماران ،اظهارداشتند كه مزاياي زيادي از بيوفيدبك الفا بدست اورده اند و ساختار روان شناختي اين افراد بهبود يافته است .در دو مطالعه ي كلينيكي افزايش ميانگين ضريب هوشي از ۱۹به ۲۳نشانه به اثبات رسيد وامكان بهتر شدن بسياري از رفتارها از جمله حالت بي رحمي در كودكان وجود دارد . در موارد ترس و وحشت و بيش فعالي نيز بهبودي تدريجي ديده مي شود .

صرع و درمان غير دارویی

بیو فید بک و نورو فیدبک درمان پزشکی

واژه ي صرع به معناي غافلگير كردن از زمان بقراط حكيم مرسوم بوده و منظور اختلال مزمن وطغيان عمل مغزي است كه به علت تخليه الكتريكي نا متعارف ومتناوب مغز پيدا ميشود و علايم ان حملات ناگهاني و موقت ، بيهوشي و تشنج متناوب با فواصل سلامت ظاهري است . بعضي از متخصصان معتقدند وجود امواج بتا (امواج كوتاهي كه فركانس زيادتري از ساير امواج مغزي دارند )به طريقي مانع از بروز امواج صرعي ميشود و كمبود اين امواج در فرد مصروع ، موجب استعداد وي به بروز امواج صرعي مي شود . به علاوه در بيماران صرعي ، امواج الفا كه امواجي ۸تا۱۳سيكل در ثانيه هستند از فركانس پايين تري بر خوردارند و به همين طريق شيوع امواج تتا (امواجي با فركانس ۴تا۷)در اين افراد بيشتر است . به نظر ميرسد اين تركيب در امواج مغزي زمينه ي تشنج را مي سازند .

تمرينات بيوفيدبك به مبتلايان به صرع كمك مي كند بتوانند فعاليت امواج بتا را در خود افزايش داده و در همان حال از امواج الفا و تتا ي خود را بكاهند و به اين ترتيب از ميزان تشنج كاسته شود .روش هاي بيوفيدبك متفاوتي براي درمان حمله هاي صرعي معرفي شده اند كه بهترين روش شناخته شده روشي است كه توسط (استرمن ) و همكارانش به كار گرفته شد ، بر اثر اين روش افزايش ريتم الكترو انسفالو گرافي در ناحيه حسي ، حركتي ميتواند فرد را نسبت به ابتلا صرع مقاوم تر نمايد .

بيوفيدبك در روانشناسي :

بیو فیدبکایرکاس

رابطه ي تصورات ذهني و ارامش تصورات و تخيلات ، الگوهاي ذهني هستند كه بر كنش و رفتار هر شخص اثر مستقيمي دارد كه حالات روحي ، شخصيت و حساسيت هر فرد را در بر ميگيرد .قوي ترين قواي انسان ، قوه ي (مخيله )است زيرا بدون وقفه و ۲۴ساعته ختي بدون حضور محرك كار ميكند و اثار عميقي در نگرش و تفكر و حالات روحي ما دارد . بيوفيدبك در روانشناسي حالتي است كه شخص اگاهانه به حالت ها و احساسات قبلي خود برگشت مي نمايد تا بتواند احساسات خود را عميقا درك كند و انها را تحت كنترل ارادي خود بگيرد . بيوفيدبك قويترين و موثرترين روشي ميباشد كه براي كنترل ذهن بكار گرفته ميشود تا قرد تمام حالات روحي خود را تحت كنترل بگيرد و غير ارادي عصبي و مضطرب نشود .

در تمرينات پيشرفته بيوفيدبك از تمرين كننده خواسته ميشود كه با احساسات خود به دلخواه عمل كند .با تكرار تمرينات يك پايه عكس العمل جديدي بوجود مي ايد كه تمرين كننده را قادر مي سازد به تدريج از دردهاي عمومي كه از وابستگي ها وتجارب زندگي بر مي خيزد دوري جويد . بر همين اساس تجارب درداور تپش قلب ، عرق كردن ،سرخ شدن ، لرزش دست و پا ، سردردهاي عصبي ،خشونت و كج خلقيها كاهش يافته و با تجربه واقعي از بالا بردن خوشي و لذتها و تمام دوگانگيها عبور كرده و در جهت تعادل سوق مي يابد .

بيوفيدبك كنترل عكس العمل هاي احساسي و غير ارادي را توسعه ميدهد . گاه احساسات به صورت سمبليك در ضمير ناخوداگاه نقش گرفته به طوري كه ديو سمبل پليدي و ازار و تاريكي سمبل بدبختي ها است . مثلا كودكي كه از پدرش متنفر است او را همچون ديو كه باعث ازارش ميشود در ذهن خودش جانشين مي كند كه دايم سعي مي كند از ديو انتقام بگيرد ،در حالت بيوفيدبك ذهن ناخود اگاه به صورت نيت كردن دشمن را از بين برده و خوبيها را جايگزين ميكند.

انواع تصورات :

_تصور فضاهاي سبز و محيط خوش اب و هوا

_تصورات برترين شخصيت

_تصور راحتي كار ها

و

Fnourofeedbak

نوروفيدبك :

نوروفيدبك به عنوان شكلي از بيو فيدبك ، روشي ايمن و بدون درد است، در رايج ترين روش مورد استفاده براي نوروفيدبك ، بيمار در مانيتور خود يك بازي ويديوي انجام ميدهد . البته بر خلاف بازي هاي رايج بيمار نبايد از دست خود استفاده كند بلكه اين كار را از طريق الگوي امواج مغزي خود انجام ميدهد .

درمانگر در طول درمان امواج مغزي و تحليل هاي صورت گرفته از انها را در مانيتور خود مشاهده مي كند و جريان بازي را به گونه اي هدايت مي كند تا الگوي مناسب و بهنجار امواج مغزي فعال گردد .

بیو فیدبک نورو فیدبک ایرکاس

بيماريهاي قابل درمان با نوروفيدبك :

-‏بیش‌فعالی/ كمبود توجه (‏ADHD‏): بیش از هر بیماری دیگری، برای درمان ‏ADHD‏ از نوروفیدبك استفاده شده است. مطالعات و تحقیقات ‏ مختلفی تأثیر این درمان را بر ‏ADHD‏ ثابت كرده‌اند.چندین درمانگر مجرب اظهار داشتند 85-80% بیماران مبتلا به ‏ADHD‏ به وسیله ‏نوروفیدبك بهبودی كامل یافتند.

‏-‏اضطراب (‏Anxiety‏) :بسیاری از متخصصان، به كارگیری نوروفیدبك به منظور درمان اضطراب را یكی از عمده‌ترین موارد و زمینه‌های استفاده‏ از نوروفیدبك می‌دانند. اكثر آن‌ها معتقدند اضطراب یكی از اولین بیماری‌هایی بود كه به نوروفیدبك پاسخ داد. نتایج پژوهشی نشان می‌دهد ‏كه در حدود 90-80 % از بیماران اضطرابی با این روش درمان شده‌اند. برخی از اختلالات اضطرابی كه با این روش درمان می‌شوند،‏ عبارتند از: اختلاس وسواس فكری ـ عملی (‏OCD‏)، حملات هراس (‏Panic‏)، فوبی‌ها (‏Phobias‏) و اختلال استرس پس از سانحه (‏PTSD‏).

-‏ اختلالات یادگیری (‏learningDisorder‏): این اختلالات در سنین دبستان شایع هستند. در این نوع اختلالات علی‌رغم هوش نرمال و عدم ‏وجود نقص حسی، كودك در یادگیری مشكل دارد. این اختلالات موارد زیر را در بر می‌گیرد: نقص توانایی برای شناخت واژه‌ها، خواندن كند و ‏نادرست، مشكل در فهمیدن و نام بردن اصطلاحات ریاضی، عمل‌ها و مفاهیم، و گروه‌بندی ارقام، رعایت مراحل ریاضی، شمارش، جدول ‏ضرب و نیز مشكل در یادگیری نوشتن لغات و جملات. در درمان این اختلالات نوروفیدبك تحول بزرگی ایجاد كرده است. در مورد اختلالات ‏یادگیری، نوروفیدبك به تنهایی پاسخگوست و نیازی به درمان مكمل ندارد. معمولاً با كامل كردن یك دوره درمانی، بهبودی ثابتی حاصل ‏می‌شود. تأثیر این روش در چندین پژوهش علمی و معتبر نیز تأیید شده است‏.

بیو فیدبک نورو فیدبک

-‏اختلالات خواب (‏SleepDisregulation‏): اولین تغییراتی كه مراجعین عموماً بعد از شروع درمان با نوروفیدبك مشاهده می‌كنند، تغییر و ‏تنظیم خوابشان است. بنابراین از نوروفیدبك هم در درمان اختلالات خواب نیز می توان استفاده كرد.

‏-‏ صرع، ضربه سر و سكته مغزی (‏Seizure, Head Injury, Cerebral apoplexy‏):در انواع صرع و در مواردی كه داروها مؤثر نبوده‌اند و بیماری ‏بسیار مزمن و غیرقابل كنترل بوده است، نوروفیدبك در درمان 70 تا 90% از بیماران موفق بوده است. در اكثر موارد نوروفیدبك باید با دارو درمانی همراه باشد، اما حدود 20% از بیماران می‌توانند مصرف دارو را پس از درمان با نوروفیدبك قطع كنند ‏. ‏تأثیراتی از این درمان در موارد ضربه به سر و سكته مغزی نیز گزارش شده است.

‏-‏ دردهای مزمن و سردردهای میگرنی (‏chroniapain, Migraines‏):درمانگران و پزشكانی كه از نوروفیدبك برای درمان دردهای مزمن و ‏سردردهای میگرنی استفاده كرده‌اند، اعلام كردند كه وقوع و شدت حملات میگرن در اكثر موارد با استفاده از این روش كاهش می‌یابد و ‏حتی از بین می‌رود ‏.در دردهای مزمن نیز نوروفیدبك به كاهش درد و كنترل آن (حتی در موارد خیلی شدید) كمك كرده است.

‏ ‏-‏ افسردگی (‏Depression‏): در مورد بیماران مبتلا به افسردگی اساسی (‏Major Depression‏) كه هیچ درمانی برای آن‌ها كارساز نبوده، ‏نوروفیدبك در اغلب موارد نتیجه بخش بوده است‏.

در برخی از كشورها یكی از بهترین و معمول‌ترین درمان‌ها برای افسرده‌خویی (‏Dysthymia‏) [افسردگی خفیفی كه بیش از 2 سال دوام دارد، ‏اما زندگی فرد را مختل نمی‌كند]، نوروفیدبك است.

‏-‏سوءمصرف مواد (‏substance abuse‏):مطالعات نشان داده است كه در مقایسه با درمان‌ها برای دیگر اعتیاد، درمان با نوروفیدبك از بسیاری ‏از روش‌های دیگر موفق‌تر بوده است. علاوه بر این درمان با این روش وسوسه و ولع فرد را كاهش می‌دهد و در درازمدت احتمال عود و ‏بازگشت را پایین می‌آورد ‏.از طریق نوروفیدبك می‌توان تمامی موارد اعتیاد و نیز سوءمصرف الكل را درمان كرد.

هرگاه فرد شناخت كافي نسبت بيماري خود و اثرات آن داشته و بتواندكنترلي بر انها داشته باشد ميتواند از روش بيوفيدبك در درمان بيماري هاي غير ارادي بدن استفاده نمايد ، حتي اگر فرد بيماري خاصي هم نداشته باشد بيوفيدبك به حفظ سلامتي و ارتقا ان كمك خواهد كرد.

پردازش تصاویر پزشکی www.ircas.ir

پردازش تصویر در پزشکی

دنياي مدرن امروز اين امكان را فراهم آورده تا تصاوير به صورت ديجيتال دريافت و ذخيره شوند. براي بدست آوردن نتايج بهتر گاهي لازم است تا بر روي اين تصاوير تغييراتي صورت گيرد اين تغييرات سه هدف عمده را دنبال مي كنند: پردازش، آناليز و درك تصوير. به همين دليل سيستم هاي كامپيوتري پردازش تصوير بوجود آمده است تا با سرعت و دقت بهتر بتوان اين اعمال را انجام داد. در اين سيستم ها ۴فرايند عمده اتفاق مي افتد: پيش پردازش، ارتقاء كيفيت تصوير، تبديل تصاوير و طبقه بندي و آناليز تصاوير. در اين روش ها با استفاده از علم رياضيات قواعدي براي شبيه سازي المان هاي بينائي انسان توسط كامپيوتر ايجاد شده است و يك جنبه آناليز تصاوير است كه براي منظورهاي خاصي كاربرد دارد. ديد كامپيوتري (Computer Vision) آناليز تصوير علمي است كه در شاخه هاي مختلف علم مانند پزشكي، مهندسي، تصوير برداري مولكولي، فضانوردي، امنيتي و . كاربرد دارد.تكنولوژي مدرن ديجيتال اين امكان را فراهم آورده كه سيگنال هاي چند بعدي را توسط سيستم هائي از مدارات ديجيتال ساده گرفته تا چندين كامپيوتر موازي دستكاري كرد.

هدف از اين دستكاري ها يكي از موارد زير است:

-پردازش تصوير:ورودي تصوير / خروجي تصوير

آناليز تصوير:ورودي تصوير / خروجي شامل تعدادي از اندازه گيري ها

درك تصوير:ورودي تصوير / خروجي شامل توصيف ادراكي تصوير.

با توجه به اين كه در دنياي امروز بيشتر حس كننده هاي از راه دور اطلاعات خود را به صورت ديجيتال ذخيره مي كنند، نهايتا تمام تفسيرها و آناليز تصاوير نيازمند مقداري پردازش ديجيتال است. پردازش ديجيتالي تصاوير ممكن است شامل انواع مختلفي از پردازش از جمله فرمت و اصلاح داده ها، بهينه سازي ديجيتال به منظور آسان سازي هر چه بيشتر تفسير و تحليل يا حتي طبقه بندي هدف ها و خصوصيات به صورت خودكار توسط كامپيوتر باشد. به منظور انجام اين اعمال لازم است تا داده ها به گونه هاي مناسب براي ذخيره بر روي فضاي فيزيكي موجود باشند.

شايع ترين اعمالپردازشي كه در سيستم هاي آناليز تصاوير استفاده مي شود را مي توان در ۴گروه زير دسته بندي كرد:

- پيش پردازش (Preprocessing)

اين دسته از پردازش ها شامل آن هايي است كه معمولا قبل از آناليز اصلي تصاوير و استخراج اطلاعات لازمند و عموما تحت عنوان تصحيح هاي راديومتريك يا ژئومتريك گروه بندي مي شوند. تصحيح هاي راديومتريك شامل اصلاح داده ها از نظر بي نظمي هاي گيرنده ها و نويز هاي ناخواسته هستند و هدف آن ها بدست آوردن تصوير دقيقي است كه از تابش اشعه به گيرنده ها ايجاد مي شود. تصحيح هاي ژئومتريك به منظور اصلاح اعوجاج هاي تصوير و تبديل آن به مختصات حقيقي بر روي سطح زمين است.

-افزايش كيفيت تصوير (Image Enhancement)

اين دسته از پردازش ها صرفا به منظور بهبود و افزايش وضوح تصوير هستند تا بتوان تفسير بهتري را از تصاوير بدست آورد.

- تبديل تصوير (Image Transformation)

اين اعمال از جهت نظري شبيه گروه قبل است ولي بر خلاف اين گروه كه تنها بر روي يك كانال داده اعمال مي شود، اين گروه شامل پردازش تركيبي بر روي داده هاي بدست آمده از چندين باند طيفي مي شود. اعمال رياضي (جمع، تفريق، ضرب، تقسيم) اعمال مي شوند تا باند هاي اوليه را تركيب كرده و آن ها را به تصاوير جديدي كه وضوح بيشتري داشته و يا خصوصيات ويژه اي را بهتر نمايان مي كنند تبديل نمايد.

- طبقه بندي و آناليز تصوير

هدف از اعمال اين بخش از پردازش ها، طبقه بندي و مشخص سازي پيكسل ها در داده است. طبقه بندي معمولا بر روي گروه هاي داده چند كانالي اعمال مي شود و اين عمل هر پيكسل تصوير را بر اساس خصوصيات آماري مقادير روشنائي آن ها به يك گروه يا تم اختصاص مي دهد. براي انجام اين پردازش دو روش عمده، با سرپرست و بدون سرپرست وجوددارد.

تعاريف

تعريف تصوير در دنياي واقعي شامل تابعي از دو متغير حقيقي است مثل I(x,y) كه در آن I شدت تصوير (مثلا ميزان روشنائي) در مكان حقيقي (x,y) است. يك تصوير ممكن است شامل تعدادي زير تصوير باشد كه گاهي به آنها نواحي مورد توجه (Regions-Of-Interest) يا (ROI)و يا نواحي گفته مي شود. اين نظريه مشخص مي كند كه تصاوير معمولا شامل مجموعه هائي از اشياء است كه هر كدام پايه يك ناحيه را تشكيل مي دهد. در يك سيستم پردازش تصوير مناسب بايد بتوان روي نواحي مختلف اعمال متفاوتي انجام داد مثلا در يك ناحيه تاري ناشي از حركت را كاهش داد و در همان زمان در ناحيه ديگر كيفيت رنگ را تغيير داد.

شدت ها در تصاوير يا به صورت اعداد حقيقي و يا به صورت اعداد صحيح است. حالت دوم ناشي از Quantization است كه شدت ها را از حالت پيوسته به حالت مجزا تبديل مي كند. در برخي فرايندهاي تشكيل تصوير از شمارش فوتون استفاده مي شود كه در اين صورتquantization به طور ذاتي در فرايند وجود دارد. در برخي تصوير برداري ها مانند MRIاعداد به صورت حقيقي است. مورفومتري به معناي توضيح كمي يك ساختار است.استريولوژي در واقع استخراج و تفسير اطلاعات سه بعدي از تصاوير دو بعدي است. پردازش تصوير به معناي ارتقاء كامپيو تري تصاوير ديجيتال است (يعني استفاده از انواع فيلترها براي حذف نويز، بهينه سازي كنتراست و (….

آناليز كامپيوتري تصاوير استخراج كمي و يا كيفي خصوصيات تصاوير ديجيتال دوبعدي و يا سه بعدي است. به عنوان مثال آناليز تصاوير دو بعدي در ديد كامپيوتري و آناليز تصاوير سه بعدي در تصوير برداري پزشكي كاربرد دارد. آناليز تصوير در واقع استخراج اطلاعات از درون تصوير است مثل استخراج انواع سطوح، محيط ها و طول ها و

تصوير برداري ديجيتال

تصویر برداری دیجیتال پزشکی کنسرسیوم ایرکاس

يك تصوير ديجيتال [I[m,n در يك فضاي گسسته دو بعدي در واقع از يك تصوير دو بعدي مشتق (I(x,y در يك فضاي پيوسته دو بعدي توسط فرايند نمونه برداري به نام digitization مي شود.تصوير دو بعدي به n رديف و m ستون تقسيم مي شود (شكل۱).

تصوير شماره۱به ۱۶رديف و ۱۶ستون تقسيم شده كه هر پيكسل آن گرد شده مقدار روشنائي به نزديك ترين عدد صحيح است.

دقت تصوير به صورت پيكسل بر اينچ اندازه گيري مي شود. يك تصوير با دقت ۱۰۰۰۰PPI در يك اينچ مربع داراي پيكسل است. براي انجام آناليز تصوير لازم است ويژگي هاي مورد نظر به گونه اي استخراج شوند تا اندازه گيري ها بر روي تصاوير پيكسلي شده انجام نشود.

دقت پيكسلي يا عمق پيكسل به معني تعداد بيت اطلاعات به ازاء هر پيكسل است. عمق پيكسل مشخص مي كند چه مقدار اطلاعات مربوط به رنگ و يا طيف خاكستري براي هر پيكسل امكان پذير است. در تصاوير باينري عمق پيكسل۱ (روشن خاموش) است. اين ها تصاوير سفيد وسياه است. براي آناليز تصاوير طيف خاكستري حداقل عمق پيكسل لازم ۸بيت است. براي تصاوير رنگي حداقل عمق ۲۴بيت لازم است.قانون نيكوئيست بيان مي كند كه اگر مي خو اهيم به صورت ديجيتالي دقت جزئيات حفظ شود بايد dpi تصويربرداري دو برابر دقت ويژگي مورد نظر باشد.

المان هاي تفسير توسط چشم

همان طور كه قبلا گفته شد، آناليز تصوير شامل شناسائي اهداف متفاوتي درون تصوير است. اين اهداف ممكن است ويژگي هاي محيطي يا مصنوعي باشند كه از نقاط، خطوط يا نواحي تشكيل شده اند.

چه چيز تفسير تصاوير را نسبت به تفسير چشمي روزمره مشكل مي سازد؟

در تصاوير دو بعدي فرد حس مربوط به عمق را از دست مي دهد مگر آن كه بتواند آنرا به صورت استريوسكوپي ببيند تا عمق آن شبيه سازي شود. در واقع در ديد استريوسكوپي تفسير بسيار آسان تر خواهد بود. يك پرسپكتيو غير معمول اگر با جزئيات كم و اندازه بسيار نامتعارف ادغام شود مي تواند آشنا ترين اشياء را غير قابل تشخيص كند. همچنين چشم انسان در محدوده مشخصي از طول موج مي تواند عمل كند و تصوير برداري خارج از اين محدوده مي تواند جهت درك بسيار مشكل باشد.

تشخيص هدف ها كليد استخراج اطلاعات و تفسير تصوير است. مشاهده اختلاف بين هدف ها و زمينه آن ها شامل مقايسه از نظر تعدادي از المان هاي بينائي يعني تون، شكل، اندازه، الگو، سايه و ارتباط است. تفسير بينائي روزمره انسان توسط استفاده از اين المان ها صورت مي گيرد. اكنون به توضيح هر يك از اين موارد پرداخته مي شود:

تون

به روشنائي يا رنگ نسبي اشياء در تصوير اتلاق مي شود. عموما، تون مهمترين المان براي تمايز بين هدف ها يا ويژگي هاي مختلف است. تغييرات تون مي تواند باعث تمايز المان هاي شكل، بافت و الگو شود.

شكل

بيان كننده فرم، ساختار و محيط اشياء است. شكل مي تواند در تفسير بسيار متمايز كننده باشد. اشكال طبيعي بيشتر شكل نامنظم و ساخته هاي دست بشر بيشتر لبه هاي مستقيم دارد.

اندازه

اندازه تصاوير تابعي است از بزرگنمائي تصوير. بسيار مهم است كه در تفسير تصاوير اشياء از نظر اندازه با اشياء ذيگر و با اندازه واقعي تصوير مقايسه شوند.

الگو

الگو بيان كننده ترتيب قرار گرفتن فضائي اشياء ديدني است. به طور مشخص تكرار منظم تون ها و بافت هاي مشابه مي تواند بيان كننده يك الگو باشد.

بافت

به ترتيب و تكرار تغييرات تون در نواحي خاصي از تصوير اطلاق مي شود. در بافت هاي خشن تغييرات تون خاكستري در يك ناحيه كوچك به ميزان زياد به چشم مي خورد ولي در بافت هاي ملايم تغييرات تون خاكستري بسيار كم است.

سايه

سايه نيز مي تواند در تفسير تصاوير بسيار كمك كننده باشد. سايه مي تواند ارتفاع نسبي اشياء را مشخص سازد. البته گاهي سايه ها مي توانند تشخيص اهداف را مشكل سازند زيرا اهدافي كه در درون سايه قرار دارند كمتر قابل تشخيص خواهند بود. سايه ها براي تشخيص توپوگرافي نيز مي توانند كمك كننده باشند.

ارتباط

ارتباط، رابطه بين هدف و ديگر اشيائ قابل تشخيص در نزديكي آن را در نظر مي گيرد. اين مساله مي تواند به تشخيص مواردي كه اين رابطه شناخته شده است كمك كند. مثلا در يك تصوير ماهواره اي، ساختمان هائي كه نزديك مسير هاي اصلي ديده مي شود به احتمال زياد ساختمان هاي تجاري است.

طبقه بندي اشيا توسط انسان

انسان براي دسته بندي اشياء از روش شناخت الگو بر اساس قرار گرفتن در معرض چندين نمونه استفاده مي كند. انسان هميشه يك الگوي ذهني از اشياء درست مي كند كه اين الگو با ديگر اطلاعات مربوط به شيء به همراه مقداري عينيت بخشي اين قابليت را مي دهد كه انسان سريعا شيء را دسته بندي كند ولي هميشه يك المان ذهني وجود دارد.

انسان به كنتراست حساس است. هميشه اشيائي كه كنتراست بالا دارند بيشتر در ذهن خود را نشان مي دهند.

انسان به پرسپكتيو و تغييرات عمق تصوير حساس است.

انسان به جهت تابش نور حساس است و ترجيح مي دهد كه نور از بالا بتابد.

انسان هميشه دوست دارد چيزي را در تصوير ببيند كه انتظار آن را دارد.

پردازش تصویر (Image processing) و پزشکی

پردازش تصویر در پزشکی کنسرسیوم ایرکاس تصاویر

پردازش تصوير عملياتي است كه طي آن ويژگي هاي تصوير بارزتر مي شوند و قبل از آناليز تصوير انجام مي گيرد. پردازش تصوير بر روي پيكسل ها يعني كوچك ترين اجزاي تصوير انجام مي شود. الگوريتم هاي مختلفي كه در پردازش تصوير استفاده مي شوند عمليات خود را بر روي گروهي از پيكسل ها انجام مي دهند. به اين گروه ها كرنل (Kernel) گفته مي شود.در شكل (۲) يك سري از كرنل هاي ۳×۳خود را بر روي پيكسل وسط يا سياه رنگ، با استفاده از اطلاعات موجود در پيكسل هاي همسايه اعمال مي كنند.

در كرنل A اطلاعات تمام پيكسل هاي همسايه در عمليات پردازش نقش دارد . در كرنل B تنها اطلاعات همسايه هاي با ارزش (همسايه هاي عمودي و افقي) در نظر گرفته مي شود. در كرنل C اطلاعات پيكسل هاي همسايه ضعيف يعني همسايه هاي مورب مورد استفاده قرار مي گيرد. انواع متفاوت اين كرنل ها مبناي پردازش ديجيتالي تصاوير است.

پيش پردازش (Preprocessing)

عمليات پيش پردازش كه گاهي بازيابي يا اصلاح تصوير نيز ناميده مي شود به منظور اصلاح اعوجاج هاي راديومتريك يا ژئومتريك مربوط به سنسور و سكو به كار برده مي شود. اصلاحات راديومتريك به دليل تغييرات در هنگام روشن سازي صحنه و جهت هاي تصوير برداري، شرايط محيطي و نويز گيرنده است. اين موارد و ابسته به سنسور، سكو و شرايط تصوير برداري است. تغيير داده ها به اشعه هاي اصلي تشكيل دهنده تصوير براي آسان سازي مقايسه بين داده ها مطلوب است.

تغييرات در نورپردازي و اشكالات هندسي را مي توان با استفاده از مدل كردن وضعيت هندسي و فاصله بين شيئ و گيرنده و منبع نور اصلاح كرد. اين عمل نياز است تا بتوان تصاوير بدست آمده در شرايط و زمان ها و با گيرنده هاي مختلف را با يكديگر مقايسه كرد و يا تصاوير بدست آمده از يك گيرنده را به صورت موزائيك در كنار يكديگر قرار داد و نتيجه مطلوبي بدست آورد.

در تصوير برداري پزشكي اختلالات عمده شامل نويز ناشي از دريافت با فركانس بالا، روشنائي متفاوت در زمينه و مشكلات ناشي از جهت گيري دور مشاهده مي شود. به همين دليل پيش پردازش ها به طور سيستماتيك بر روي تمام تصاوير گرفته شده از يك دستگاه اعمال مي شوند. به همين دليل اين پردازش ها معمولا وابسته به دستگاه هستند و بايد سريع و موثر باشند. هنگامي كه خصوصيات فضائي يا روشنائي نويز ها مشخص باشد از متدهاي فوتوگرامتريك استفاده مي شود.

وقتي خصوصيات طيفي نويز ها مشخص باشد از فيلتر ها استفاده مي شود. فيلتر هاي پايين گذر براي حذف نويز ها، فيلتر هاي ميان گذر براي نويز هاي پريوديك و فيلتر هاي بالا گذر براي تيز كردن تصاوير به كار برده مي شوند. يك گروه الگوريتميك از فيلتر ها هنگامي كه يك شئ خاص مورد نظر باشد به كار برده مي شوند. اين در صورتي است كه نوع هاي ديگري از همان شيء با زوايا و ديگر خصوصيات متفاوت وجود داشته باشد. بايد توجه داشت كه مرحله پيش پردازش نبايد به گونه اي باشد كه تصوير اصلي را آنقدر تغيير دهد كه بيننده دچار خطاي تشخيص شود.

ارتقاي تصوير(Image Enhancement)

ارتقا کیفیت تصویر توسط دستكاری هيستوگرام

پرداز تصاویر در پزشکی ارتقا کیفیت تصویر توسط دستكاری هيستوگرام

ارتقاء تصوير به منظور آسان سازي تفسير بينائي و درك تصوير به كار برده مي شود. مزيت تصاوير ديجيتال در اين است كه مي توان يك نقطه را دستكاري كرد. حتي بعد از پيش پردازش و اصلاح خطاهاي ناشي از گيرنده و جهت، ممكن است تصوير براي بيننده وضوح كافي نداشته باشد. اگر اهداف مختلف داراي طيف هاي مختلفي از روشنائي است پردازش هاي اوليه نمي تواند همه آنها را به طور مطلوب نشان دهد. به همين دليل براي هر تصوير بايد تنظيم خاصي از نظر روشنائي و پراكندگي آن وجود داشته باشد.

در تصوير برداري روزمره تنها از ظرفيت كمي از قابليت تصوير برداري ديجيتال مثلا ۸بيت استفاده مي شود. ارتقاي كنتراست بدين معنا است كه از ظرفيت بيشتري براي نشان دادن كنتراست استفاده شود و اشياي در تصوير مشخص تر باشند. براي درك بهتر ارتقاي كنتراست بايد هيستوگرام را شناخت. يك هيستوگرام يك نمودار گرا فيكي است كه مقادير روشنائي كه يك ها تصوير ر ا مي سازند مشخص مي سازد. مقادير روشنائي در محور x ها و ميزان تكرار يا فركانس هركدام از اين مقادير در تصوير روي محور yها نشان داده مي شود. شکل(۳)، يک تصوير نمونه به همراه هيستوگرام آن را نشان مي دهد.

مهندسی پزشکی ایران کشیدگی خطی کنتراست

با استفاده از دستكاري محدوده مقادير ديجيتال يك تصوير، كه در هيستوگرام آن نشان داده شده، مي توان تصوير را بهبود داد. روش هاي مختلفي براي ارتقاي كنتراست وجود دارد. ساده ترين روش كشيدن خطي كنتراست است .بدين صورت كه حد بالا و پايين كنتراست از روي هيستوگرام مشخص مي شود سپس با استفاده از يك تبديل، محدوده كنتراست كشيده مي شود تا كل محدوده ممكن را پر مي كند.شکل(۴) نحوه انجام اين کار را نشان مي دهد. نتيجه اعمال اين روش در شکل(۵) نشان داده شده است.

مهندسی پزشکی کنسرسیوم ایرکاس

اين عمل هميشه منجر به نتيجه مناسب نمي شود به خصوص در مواردي كه محدوده ورودي به طور يكنواخت پراكنده نباشد. در اين موارد از روش كشيدگي هيستوگرام تعديل شده (Histogram Equalized stretch) استفاده مي شود. در اين روش محدوده بيشتري به مقاديري كه فركانس بالاتري دارند اختصاص مي يابد. در اين روش جزئيات دقيق تري از نواحي كه بيشتر تكرار شده است در مقايسه با نواحي كه كمتر تكرار شده نشان داده مي شود. در برخي موارد ممكن است فقط در يك محدوده خاص از هيستوگرام بخواهيم تصوير را ارتقا دهيم در مواردي كه هيستوگرام در يك طرف طيف يا در وسط طيف جمع شده باشد و تصوير تيره يا روشن به نظز برسد مي توان از روش Histogram sliding استفاده كرد. در اين روش يك مقدار ثابت به كل پيكسل ها اضافه و يا از آن ها كم مي شود.

بايد دقت داشت كه اين روش ها رزولوشن تصوير را بالا نمي برند بلكه ويژگي هاي مورد نظر در تصوير را بهبود مي دهند. گاما (Gamma) در يك هيستوگرام، همان شيب نمودار است و به معني نسبت تغييرات خروجي به تغييرات ورودي است. مقدار گاماي ۱بيانگر نسبت ۱:۱خروجي به ورودي است و نياز به اصلاح ندارد. در برخي برنامه ها يك تابع گاما يك تابع جستجوكننده در جدول استفاده مي كندتا خطاهاي ايجاد شده در تصوير را اصلاح كند.

حذف نويز

در مواردي كه تصوير در نور كم گرفته شود نسبت نويز به سيگنال بالا مي رود. يك روش براي كاهش اين نويز استفاده از ميانگين گيري است به اين صورت كه فريم هاي متعددي از تصوير گرفته مي شود و ميانگين آن ها به عنوان تصوير نهائي در نظر گرفته مي شود كه حاوي اطلاعات بيشتر و نويز كم تر است البته استفاده از اين فيلترها مقداري تاري در تصوير ايجاد مي كند. استفاده از آن ها در تصاوير دقت بالا توصيه نمي شود. فيلتر كردن فضائي در مواردي به كار مي رود كه بخواهيم ويژگي هائي از تصوير را بر اساس تكرار فضائي آن ها بهبود يا کاهش دهيم. فركانس فضائي با بافت تصوير مرتبط است و اشاره دارد به ميزان تكرار تغييرات تون در تصوير. نواحي خشن كه تغييرات تون در آن ها زياد است فركانس فضائي بالاتر نسبت به نواحي ملايم دارند. در يك روش يك پنجره شامل ابعادي كوچك بر روي تصوير پيكسل به پيكسل حركت مي كند و بر اساس مقادير پيكسل ها با استفاده از روابط رياضي مقداري محاسبه و به جاي پيكسل مركز قرار داده مي شود. اين عمل بر روي كل تصوير انجام مي شود. با اين روش نيز مي توان با استفاده از فيلتر، تصوير را ارتقا داد.

فيلتر پايين گذر به منظور تاكيد بر نواحي بزرگ و هوموژن داراي تون يكسان و كاهش جزئيات كوچك تر به كار مي رود. پس تصوير را هموارتر مي كنند. اين فيلتر در تصوير برداري رادار استفاده مي شود. فيلتر بالا گذر عكس آن عمل مي كند و باعث افزايش جزئيات و تيز شدن تصوير مي شود.

فيلترهاي تشخيص لبه يا جهت دار به منظور شناسائي ويژگي هاي خطي طراحي شده اند. اين فيلترها به منظور تشخيص ويژگي هائي كه در يك جهت خاص قرار داده شده اند نيز هستند.

فيلتر هاي ميانه كمترين ميزان بلوري را ايجاد مي كند .اين فيلتر ها با استفاده از يك كرنل ۳×۳يا ۵×۵، روشنائي پيكسل وسط يا هدف را بر اساس ميانه روشنائي پيكسل هاي همسايه تغيير مي دهد. در نتيجه يك تركيب از روشنائي در يك محدوده به وجود مي آيد. اين فيلتر پيكسل هائي كه روشنائي بسيار متفاوتي با همسايه ها داشته باشند را در نظر نمي گيرد. شکل(۵)، نتيجه اعمال فيلتر ميانه را نشان مي دهد.

نويزهاي پريوديك در يك تصوير را عمدتا مي توان با استفاده از يك تبديل فوريه دو بعدي حذف كرد. تبديل فوريه تصوير مي تواند نويز پريوديك را مشخص سازد. اين نويز را مي توان از تصوير حذف كرد و با انجام عكس تبديل فوريه بر روي تصوير، تصوير بدون نويز را بدست آورد. شكل (۶)، حذف نويز پريوديك با استفاده از تبديل فوريه سريع (Fast Fourier Transform-FFT) را نشان مي دهد.

کنسرسیوم ایرکاس پردازش تصاویر

بهبود لبه ها

در اين روش ها وضوح تصوير كاهش مي يابد و لبه هاي موجود در آن بهبود مي يابند. اين روش ها همانند استفاده از فيلتر بالا گذر هستند ولي با اين تفاوت كه به لبه ها اهميت ويژه اي مي دهند نه به اختلاف كنتراست دو قسمت از تصوير. يكي از معروف ترين آن ها، بهبود لبه لاپلاسين است كه بدون توجه به جهت لبه ها آن ها را مشخص تر مي سازد (شکل7)

کنسرسیوم ایرکا پردازش تصاویر در پزشکی1

استفاده از رنگ مجازي

بينائي انسان به رنگ حساس تر است. استفاده از رنگ مجازي در تصاوير طيف خاكستري مي تواند برخي جنبه هاي تصوير را نمايان تر سازد (شکل8).

استفاده از رنگ مجازي.پردازش تصاویر پزشکی

تبديل تصاوير(Image Transformation)

عمدتا تبديل تصاوير نيازمند دستكاري چندين باند داده است چه از يك تصوير چند طيفي يا از دو يا بيشتر تصوير از يك ناحيه كه در زمان هاي مختلفي گرفته شده است (مولتي تمپورال). تبديلات پايه شامل اعمال عملگر هاي جبري بر روي داده ها است. كم كردن تصاوير از يكديگر معمولا براي مواقعي كه مي خواهيم بدانيم در طول زمان چه تغييراتي رخ داده است بكار برده مي شود (کاربرد در آنژيوگرافي). ابتدا دو تصوير كه از نظر خطاهاي هندسي تثبيت شده اند، مقادير پيكسل هايشان از يكديگر كم مي شود و يك مقدار ثابت به پيكسل هاي تصوير حاصله اضافه مي شود (مثلا عدد ۱۲۰). تصوير نهائي نتيجه خوبي از تغييرات است. در چنين تصويري نقاطي كه اختلاف كمي در دو تصوير اوليه دارند داراي روشنائي ۱۲۰مي شوند ولي نقاطي كه اختلاف بيشتري دارند پس از تبديل داراي روشنائي بيشتر يا كمتر از ۱۲۰خواهند بود.شکل(۹)، نتيجه اجراي اين روش را نشان مي دهد.

کنسرسیوم ایرکاس تبدیل تصاویر- تصاویر پزکی

تقسيم كردن تصاوير يا Spectral rationing يكي از متداول ترين تبديلات بر روي تصاوير است. اين روش براي روشن ساختن تغييرات كوچكي كه در طيف پوششي سطح هاي مختلف وجود دارد، به كار برده مي شود.يكي از محاسن استفاده از اين روش اين است كه به دليل اين كه فرد به مقادير به صورت نسبي نگاه مي کند و نه مقادير مطلق روشنائي، تغييرات نور پردازي ناشي از اثرات توپوگرافيك خود را كمتر نشان مي دهند.

باند هاي متفاوت از داده هاي چند طيفي معمولا به شدت با يكديگر مرتبطند و بنابراين اطلاعات مشابهي را در خود دارند. تكنيك هاي تبديل تصوير كه ويژگي هاي آماري داده هاي چند طيفي را پردازش مي كنند به منظور كاهش اين افزونگي داده استفاده مي شوند. يكي از اين تكنيك ها آناليز اجزائ اصلي (Principal Components Analysis) است. هدف اين تبديل كاهش تعداد باندها و فشرده سازي اطلاعات باندهاي اوليه در تعداد كمتري از باندها است.باندهاي جديد بدست آمدهcomponent نام دارند و حاوي بيشترين اطلاعات در كمترين تعداد باند هستند.

آناليز تصاوير (Image Analysis)

پس از اين كه تصاوير از نظر كيفي بهبو يافتند در مرحله بعد بايد ويژگي هاي آن ها مشخص و استخراج شوند. بيشتر داده هاي تصاوير ممكن است به نواحي با محيط بسته، نقاط و خط ها تقسيم و دسته بندي شوند. براي شناسائي اشياء بايد بتوان آن ها را از زمينه متمايز و جدا كرد. معمولا بهتر است تصوير طيف خاكستري به تصوير باينري (سياه و سفيد) تبديل شود. تكنيك هائي مثل تقسيم تصوير و شناسائي لبه بر روي تصاوير باينري بهتر اجرا مي شود ولي بر روي تصاوير طيف خاكستري يا رنگي نيز گاهي اعمال مي شوند. بيشترين پارامتر هائي كه در آناليز تصوير اندازه گيري مي شوند شامل موارد زير است:

طول: اندازه يك خط كشيده شده

سطح: سطح پيكسلهاي درون يك شيء

محيط: فاصله اطراف محيط يك شيء در واحد پيكسل

نسبت سطح به محيط: مقداري براي اندازه گيري ميزان گرد بودن يا فشرده بودن. مقدار آن بين صفر و يک است.

محور اصلي:محوري كه بزرگ ترين خط را در درون شيء تشكيل مي دهد.

محور فرعي: بزرگ ترين محوري كه مي توان در درون شيء عمود بر محور اصلي در نظر گرفت.

تعداد حفره ها:تعداد حفره هايي كه در درون شيء موجود است.

بايد توجه داشت كه هيچ روش قطعه سازي تصويري وجود ندارد كه بر روي تمام تصاوير عمل كند. همچنين هيچ روش قطعه سازي كامل نيست.

تعيين آستانه( Thresholding)

ساده ترين روش بر اي قطعه كردن تصوير استفاده از تكنيك هاي تعيين آستانه است. تعيين آستانه مي تواند بر روي تصاوير مونوكروم يا رنگي انجام شود. در موارد مونوكروم، پيكسل هاي يك محدوده خاص از طيف خاكستري بر روي مانيتور نمايش داده مي شوند و آناليز بر روي آن ها صورت مي گيرد.سوال اساسي در اين روش اين است كه آستانه را چگونه بايد مشخص كرد؟ با اين كه جوابي براي اين سوال وجود ندارد كه بر روي تمام تصاوير عمل كند ولي راه هائي براي اين كار وجود دارد:

آستانه ثابت (Fixed threshold)

يك روش انتخاب آستانه بدون توجه به داده هاي تصوير است. اگر مشخص باشد كه تصوير مورد نظر داراي كنتراست بالاست و اشياء بسيار تيره است و زمينه يكنواخت و روشن است، در اين صورت يك آستانه كنتراست ۱۲۸در محدوده ۰تا ۲۵۵مي تواند دقيق باشد. منظور از دقت اين است كه پيكسل هاي اشتباه انتخاب شده حداقل باشد.

آستانه هاي به دست آمده از هيستوگرام(Histogram-derived thresholds)

در بيشتر موارد آستانه از هيستوگرام روشنائي تصوير يا ناحيه مورد نظر جهت تقسيم كردن انتخاب مي شود. تعدادي از روش هاي تعيين آستانه جهت تعيين خودکار آستانه كه از هيستوگرام طيف خاكستري شروع مي شود ارائه شده اند. تعدادي از آن ها در اين قسمت ارائه مي شود. در بيشتر اين الگوريتم ها، ساده سازي داده هاي هيستوگرام خام مفيد واقع مي شود ولي اين ساده سازي نبايد به گونه اي باشد كه پيک هاي هيستوگرام را جابجا كند. اين مساله منجر به استفاده از يك الگوريتم ساده سازي فاز صفر مي شود و مقدار W مي تواند ۳يا ۵باشد.

در شكل ۱۰پيكسل هاي زير آستانه به عنوان پيكسل هاي شيء و پيكسل هاي بالاي آستانه به عنوان پيكسل هاي زمينه در نظر گرفته مي شوند.

پردازش تصاویر پزشکی کم کردن تصاویر

الگوريتم ايزو ديتا

اين تكنيك تكرار شونده براي انتخاب آستانه توسط ريدلر و كالوارد ايجاد شد. در ابتدا هيستوگرام با استفاده از يك مقدار آستانه به دو قسمت تقسيم مي شود. اين آستانه معمولا نصف مقادير ممكن مي تواند باشد. ميانگين مقادير خاكستري نمونه ۰، f و m مربوط به پيكسل هاي foreground و ميانگين مقادير خاكستري نمونه۰، b و m مربوط به زمينه محاسبه مي شوند. يك مقدار آستانه جديد به نام teta1 به صورت ميانگين دو مقدار بدست آمده محاسبه مي شود. اين فرايند بر اساس مقادير جديد به طور مرتب تكرار مي شود تا زماني كه مقدار آستانه ديگر تغييري نكند.

الگوريتم Background – symmetry

اين روش در نظر مي گيرد كه قله مشخص و واضح براي زمينه وجود دارد كه نسبت به ماكسيمم حالت قرينه دارد. در اين تكنيك نيز بهتر است از روش ساده سازي استفاده شود. تعيين قله ماكسيمم (maxp) توسط جستجوي بيشترين مقدار در هيستوگرام انجام مي گيرد. سپس الگوريتم در پيكسل هاي طرف نامربوط به اشياء آن قله به دنبال يك نقطه p% است.

به عنوان مثال در شكل ۱۰كه پيكسل هاي شيء در طرف چپ قله زمينه در مقدار ۱۸۳قرار دارند، بدان معني است كه در سمت راست قله بايد جستجو شود تا مقدار مثلا % ۹۵يافت شود. در اين مقدار روشنائي، ۵%پيكسل ها در طرف راست يا بالاتر قرار مي گيرند و اين مساله در مقدار ۲۱۶اتفاق مي افتد. به دليل تقارن در نظر گرفته شده ما آستانه را مقداري در نظر مي گيريم كه مقدار ماكسيمم به اندازه اختلافش تا مقدار p%به سمت چپ تغيير مكان دهد. يعني مقدار آستانه معادل مي شود با ۱۵۰= ۱۸۳ (۲۱۶-۱۸۳)

اين تكنيك به راحتي قابل تبديل به مواردي است كه شيء روشن بر روي زمينه تاريك قرار دارد. همچنين در مواردي كه قله مربوط به شيء بزرگ تر است و روشنائي مربوط به آن در اطراف قله به صورت متقارن پخش شده است نيز قابل استفاده است.

الگوريتم مثلث و پردازش تصویر در پزشکی

الگوريتم مثلث و پردازش تصویر در پزشکی

اين روش كه در شكل (۱۱) نشان داده شده است توسط زاك مطرح شد. از بلند ترين نقطه هيستوگرام خطي به كوتاه ترين نقطه آن كشيده مي شود. فاصله بين خط و هيستوگرام (d) براي تمام مقادير b از b min تا b max محاسبه مي شود. مقدار روشنائي b0 كه فاصله بين h(b0) تا خط بيشترين مقدار را داشته باشد به عنوان آستانه تعريف مي شود. اين تكنيك زماني موثر است كه قله مربوط به شيء ضعيف باشد.

تعيين آستانه نبايد بر روي كل تصوير اعمال شود بلكه مي تواند به صورت ناحيه به ناحيه اعمال شود. چو و كانكو روشي را ابداع كردند كه در آن تصوير m*n به نواحي جدا از هم تقسيم مي شود. در هر ناحيه يك آستانه مشخص شده و پس از تعيين تمام آستانه ها، همه مقادير آن ها در تعيين يك سطح آستانه براي كل تصوير استفاده مي شوند. اندازه ناحيه ها بايد منطقي باشد و داراي تعداد كافي پيكسل به منظور تعيين هيستوگرام و آستانه باشند. كاربرد اين روش بستگي به نحوه استفاده و مهارت فرد دارد.

استفاده از تصاوير رنگي مي تواند تمايز بيشتري به همراه داشته باشد. بخش بندي تصوير مي تواند انجام بر اساس رنگ هاي قرمز، سبز و آبي (RGB) انجام شود و يا بر اساس روش رنگ، اشباع و شدت (HSI) كه روشي قدرتمند تر است. روش HSI به مغز انسان براي تشخيص اشياء نزديك تر است. Hue به معني طول موج رنگ، Saturation بيانگر درجه خلوص رنگ و Intensity نشان دهنده ميزان روشنائي يا تاريكي نسبي است.

تشخيص لبه

الگوریتم مثلث پردازش تصویر در پزشکی

يكي ديگر از روش هاي بخش كردن تصوير، تشخيص لبه است. در روش تعيين آستانه تصوير به پيكسل هائي تقسيم مي شود كه هر كدام اصولا به يك شيء مورد نظر اختصاص مي يابند. حالت ديگري وجود دارد و آن اين است كه پيكسل هائي جستجو شوند كه به كناره اشياء اختصاص دارند. تكنيك هاي مربوط به اين عمل، تكنيك هاي تشخيص لبه ناميده مي شوند. رياضيات شكل شناسي بيان مي كند كه يك رابطه ذاتي بين لبه ها و نواحي وجود دارد. فيلترهاي تشخيص لبه زيادي وجود دارد از جمله لاپلاس، سوبل، کني، پرويت و روبرتز كه مي توانند اشياء را تشخيص و ارتقا دهند. اين فيلتر ها گراديان ها را برجسته مي سازد و تحول از يك روشنائي به ديگري را تشخيص مي دهد. با اين حال اين فيلتر ها اشياء ناپيوسته و اشيائي را كه روي هم افتاده باشند تشخيص نمي دهند. الگوريتم هائي ممكن است استفاده شوند تا لبه هاي نزديك به هم به يكديگر بچسبند. همچنين فيلترهاي آب پخشان (Watershed) مي توانند اشياء روي هم افتاده را جدا كنند.

روش بر اساس گراديان(Gradient-based procedure)

چالش اصلي در تكنيك هاي تشخيص لبه يافتن روش هايي است كه مي توانند يك محيط بسته را در اطراف اشياء مورد نظر ايجاد كنند. براي اشيائي كه داراي SNR بالا هستند مي توان گراديان را محاسبه كرد و سپس از يك آستانه مناسب استفاده نمود.

روش عبور كردن از صفر (Zero-crossing procedure)

الگوریتم مهندسی پزشکی

يك نماي پيشرفته تر براي حل مشكل تشخيص لبه در تصاوير پر از نويز استفاده از روش هاي عبور كردن از صفر در لاپلاس يك تصوير است. اين روش از يك مدل ايده آل لبه آغاز مي شود، يك تابع پله ، كه توسط يك OFT تار شده است و شكل زير حا صل مي شود:

بر اساس مدل محل لبه در نقطه اي از تصوير است كه لاپلاسين تغيير علامت مي دهد يعني از صفر عبور مي كند. به دليل اين كه عمل لاپلاسين شامل مشتق دوم است اين احتمال وجود دارد كه در تصوير هاي داراي فركانس فاصله اي بالا نويزها ارتقا يابند. براي جلوگيري از ارتقاء نويز ها در هنگام جستجو براي منطقه عبور از صفر، يك عمليات هموار سازي لازم است انجام گيرد.

يك فيلتر هموار سازي مناسب از ميان فيلترهاي موجود، طبق نظر كني بايد دار اي خواص زير باشد:

در دامنه فركانس، فيلتر بايد تا حد ممكن باريك باشد تا بتواند نويز هاي فركانس بالا را كاهش دهد.

فيلتر بايد تا حد ممكن باريك باشد تا بتواند در دامنه فضائي (spatial domain) به خوبي لبه ها را مكان يابي كند. يك فيلتر عريض اين عدم اطمينان را دارد كه در محدوده خود فيلتر، لبه دقيقا كجا قرار گرفته است.

فيلتر هموار سازي كه به طور همزمان هر دوي اين خصوصيات را داشته باشد، فيلتر گاوسين است. اين بدان معني است كه تصوير بايد با يك گاوسين مناسب هموار سازي شود، سپس لاپلاسين بر روي آن اعمال شود.

بايد توجه داشت كه ترتيب عملگرها مي تواند عوض شود و يا هر دو در يك فيلتر تركيب شوند.

روش فیلتر PLUS

روش فیلتر PLUS

از بين تمام روش هاي عبور از صفر براي تشخيص لبه، شايد دقيق ترين آن ها فيلتر PLUS باشد. اين فيلتر توسط ونبيك و وليت ساخته شد.

تمام روش هاي تشخيص لبه بر اساس عبور از صفر در لاپلاسين بايد بتوانند بين عبور از صفر و مقدار صفر تمايز قائل شوند. براي تمايز بين اين دو حالت، ابتدا كليه عبور از صفر ها را تشخيص داده و آن ها را با ۱علامتگذاري مي كنيم بقيه پيكسل ها را با ۰علامت مي زنيم. سپس تصوير حاصل را در هر پيكسل در يك مقدار تحت عنوان توان لبه ضرب مي كنيم. اندازه هاي مختلفي براي توان لبه وجود دارد كه بر اساس گراديان بدست مي آيند. اين قابليت يعني استفاده از گراديان مورفولوجيكال به عنوان مقدار توان لبه بسيار موثر است. پس از انجام ضرب، تصوير آستانه گذاري مي شود تا نتيجه نهائي به دست آيد.

روش هاي تشخيص لبه نهايتا منجر به تصاويري مي شوند كه حاوي يك سري از پيكسل هاي لبه است. اگر اين لبه ها با اشياء مورد نظر تطبيق داشته باشند بايد از يك روش پر كردن ناحيه براي بدست آوردن اشياء نهائي استفاده كرد.

استخراج منطقه (Region extraction)

استخراج منطقه Region extraction

اين روش ها قسمت هائي از تصوير كه از يك قاعده يكنواختي پيروي مي كند را جدا سازي مي كند. قاعدتا لازم است براي هر پيكسل موجود در هر منطقه اختلاف سطح خاكستري با ديگر پيكسل هاي آن از يك مقدار مشخصي كمتر باشد. در حالتي از اين روش فقط يك نقطه و نقاط همسايه نزديك آن در نظر گرفته مي شوند. اصولا اين روش ها منجر به تشخيص نواحي بسته و در نتيجه محيط هاي بسته مي شوند كه به راحتي قابل بررسي با روش هاي اندازه گيري مورفولوجيكال هستند. نكات منفي اين روش ها پيچيدگي آن ها است و اين كه معمولا مناطق كوچك زيادي تشخيص داده مي شوند. در اينحا معمولا پس پردازش لازم است مثل منظم سازي اشكال و حذف نواحي كوچك با استفاده از Erosion/ Dilation. به علاوه جداسازي تصاوير داراي بافت هنوز يك مشكل عمده است. در حال حاضر براي اينگونه موارد از توابع حمايت كننده فشرده مثل فيلتر هاي گيبور و يا ويولت ها استفاده مي شود.پس از اينكه اشياء جداسازي شدند، بايد با روش هائي بتوان اشياء را دسته بندي كرد.

دسته بندي تصوير (Image Classification)

دسته بندی تصاویر کنسرسیوم ایرکاس

يك شخص خبره براي دسته بندي كردن ويژگي هاي تصوير از المان هاي بينائي كه قبلا ذكر شد استفاده مي كند تا گروه پيكسل هاي مشابه كه ويژگي هاي خاصي را در تصوير نشان مي دهند شناسائي كند.طبقه بندي ديجيتال تصوير از اطلاعات طيفي تصوير كه توسط اعداد ديجيتال در يك يا چند باند طيفي وجود دارند استفاده مي كند و سعي مي كند كه هر پيكسل را بر اساس اين اطلاعات طيفي طبقه بندي كند. اين نوع از طبقه بندي شناسائي الگوي طيفي ناميده مي شود. به هر حال هدف اين است كه در تصوير تمام پيكسل ها به يك دسته يا تم اختصاص يابند. تصوير دسته بندي شده حاصله از يك موازئيك پيكسل ها تشكيل شده كه هر كدام به يك تم اختصاص دارند و اين تصوير لزوما يك نقشه تماتيك از تصوير اوليه است.

هنگام صحبت از طبقه بندي بايد بين طبقه بندي اطلاعاتي و طبقه بندي طيفي تمايز قائل شد. طبقه بندي اطلاعاتي بيانگر قسمت هائي از تصوير است كه فرد مايل به تشخيص آن ها است مثل انواع درخت، رودخانه و غيره در يك تصوير هوائي. ولي دسته هاي طيفي گروه هائي از پيكسل است كه از نظر مقدار روشنائي در كانال هاي طيفي مختلف داده ها متحدالشكل هستند. هدف، نگاشت دسته هاي طيفي با دسته هاي اطلاعاتي مورد جستجو است. با اين حال دسته هاي طيفي وجود دارند كه با هيچ طبقه اطلاعاتي مورد نظر فرد مطابقت ندارند. متقابلا در يك دسته اطلاعاتي بزرگ نيز ممكن است زير گروه هاي طيفي منحصر به فردي وجود داشته باشد.

پردازش تصاویر پزشکی ایرکاس

عمليات طبقه بندي شايع بسته به روش هايي كه در آن ها استفاده مي شود به دو دسته عمده با سرپرست و بدون سرپرست تقسيم مي شوند. در نوع با سرپرست فرد خودش نمونه هاي مشابه بيان كننده نوع سطح پوشاننده را شناسائي مي كند. اين نمونه ها به عنوان نواحي آموزنده (Training areas) ناميده مي شوند. انتخاب اين نواحي آموزنده بسته به ميزان آشنائي فرد با بافت موجود در تصوير دارد. بنابراين فرد نحوه انتخاب گروه ها و دسته ها را نظارت مي كند. اطلاعات رقمي موجود در همه باندهاي طيفي كه تشكيل دهنده اين نواحي هستند براي آموزش كامپيوتر جهت شناسائي نواحي مشابه از نظر طيفي براي هر طبقه استفاده مي شود. كامپيوتر از روش ها و الگوريتم هاي مختلفي براي شناسائي مشخصه هاي عددي هر دسته آموزشي استفاده مي كند. هنگامي كه كامپيوتر همه دسته هاي آموزشي را شناسائي كرد، هر پيكسل تصوير با اين دسته ها مقايسه مي شود و نهايتا براي يك دسته نزديك به خودش علامتگذاري مي شود. پس در مدل داراي سرپرست، ابتدا طبقه هاي اطلاعاتي مشخص مي شود سپس از روي اين طبقه هاي اطلاعاتي، طبقه هاي طيفي كه نماينده آن ها هستند مشخص مي شود.

دسته بندي بدون سرپرست اصولا عكس نوع داراي سرپرست است. در ابتدا كلاس هاي طيفي بر اساس عدد طيفيشان مشخص مي شوند سپس با دسته هاي طيفي مد نظر فرد نگاشت مي شوند. برنامه هائي تحت عنوان الگوريتم هاي خوشه بندي براي تشخيص گروه بندي هاي طبيعي (آماري) و ساختار هاي موجود در تصوير به كار برده مي شوند. معمولا فرد مشخص مي كند كه چه تعداد گروه يا طبقه بايد در نظر گرفته شود. به علاوه، فرد مشخص مي كند كه بين طبقه ها چه مقدار فاصله تمايز وجود داشته باشد و همچنين چه مقدار تغيير در درون يك طبقه مجاز است.نتيجه نهائي اين طبقه بندي ممكن است به دسته هائي منجر شود كه فرد لازم مي داند تعدادي از آن ها ر ا به هم بپيوندد يا تعدادي را به ميزان بيشتري بشكند كه اين مساله خود نيازمند كاربرد بيشتر الگوريتم خوشه بندي است. پس طبقه بندي بدون سرپرست لزوما بدون دخالت انسان نيست ولي با نظارت اوليه يك انسان نيز شروع نمي شود.

 

بیماری مننژیت کنسرسیوم ایرکاس

بیماری مننژیت

بیماری مننژیت چیست؟

مننژیت بیماری ای است که درآن غشاء مننژ یا (meninges) اطراف مغز و نخاع ملتهب می شود. ورم همراه با مننژیت اغلب باعث بروز نشانه های معمول بیماری مننژیت، شامل سردرد، تب و خشکی گردن می شود.

مننژیت در انواع ویروسی، باکتریایی، قارچی و غیره وجود دارد، اما عفونت های ویروسی معمولا شایع تر از سایر عفونت ها باعث ابتلای فرد به مننژیت می شوند. بسته به علت مننژیت ممکن است این بیماری بعد از چند هفته بهبود یافته و یا ممکن است زندگی فرد را تهدید نماید.

علل بیماری مننژیت

۱باکتری

۲ویروس

۳قارچ

۴تحریکات شیمیایی

۵حساسیت به دارو

۶سرطان ها

۷آسیب جسمی

علائم بیماری مننژیت

بیماری مننژیت کنسرسیوم ایرکاس4

۱تب و لرز

۲تغییرات ذهنی

۳تهوع و استفراغ

۴حساسیت به نور

۵سردرد شدید

۶سفتی گردن

۷بی قراری

۸برآمدگی استخوان جمجمه

۹کاهش هوشیاری

۱۰تحریک پذیری کودکان

۱۱تنفس سریع

۱۲قوس سر و گردن به عقب

انواع بیماری مننژیت و علائم مختلف آن

- مننژیت باکتریایی :نیاز به بستری کردن فوری در بیمارستان دارد. بسیار خطرناک و کشنده می باشد. هنگامی که باکتری وارد خون شود، باعث تخریب دیواره عروق خونی می شود و موجب خونریزی در پوست و اعضای داخلی می شود.

علائم بیماری مننژیت باکتریایی:تب، خستگی، تهوع، سردی دست ها و پاها، لرز سرد، درد شدید عضلات و مفاصل، درد سینه و یا شکم، تنفس سریع، اسهال و در مراحل بعدی بثورات پوستی است.

Bacterial Meningitis

این نوع مننژیت، در کمتر از چند ساعت فرد را از پا درمی آورد. در موارد غیر کشنده، معلولیت دائمی می دهد و شامل قطع عضو و یا زخم شدید می باشد.

علائم مننژیت باکتریایی بعد از ۳تا ۷روز ظاهر می شود.

در نوزادان تازه متولد شده ممکن است علائمی همچون: تب، سردرد و سفتی گردن وجود نداشته باشد و یا به سختی متوجه این علائم شویم.

بیماری مننژیت چیست

نوزادان مننژیتی ممکن است دارای علائم زیر باشند:

غیرفعال، تحریک پذیر، استفراغ و کاهش اشتها.

در کودکان، پزشک عکس العمل کودک را می بیند و تشخیص می دهد که کودک دچار بیماری مننژیت شده است یا نه.

اگر چه علائم اولیه بیماری مننژیت باکتریایی و ویروسی شبیه هم می باشند، علائم بعدی مننژیت باکتریایی نظیر تشنج و کما بسیار خطرناک می باشد.

-مننژیت ویروسی :خفیف تر است و غالبا بیشتر از مننژیت باکتریایی رخ می دهد. این نوع، ناشی از عفونت روده ای می باشد. معمولا در اواخر تابستان و اوایل پاییز ایجاد می شود. غالبا بچه های کمتر از پنج سال و بزرگسالان زیر ۳۰سال را دچار می کند. علائم این نوع مننژیت در نوزادان و بزرگسالان با هم تفاوت دارد.

علائم بیماری مننژیت ویروسی:

علائم در نوزادان شامل تب، تحریک پذیری، بد غذایی و سخت بیدار شدن است.

علائم در بزرگسالان شامل تب بالا، سردرد شدید، سفتی گردن، حساسیت به نور، خواب آلودگی و یا مشکل در بیدار شدن، تهوع و استفراغ، و کاهش اشتها است.

علائم این نوع مننژیت معمولا ۷تا ۱۰روز طول می کشد.

-مننژیت قارچی :علائم این مننژیت بسیار شبیه به انواع دیگر مننژیت می باشد. به هر حال، این علائم به تدریج ظاهر می شوند. علائم مشترک شامل سردرد، تب، تهوع و سفتی گردن می باشد. علائم اختصاصی این نوع مننژیت عبارتند از: عدم دوست داشتن نور، تغییر در وضعیت ذهنی، گیجی، توهم و تغییرات شخصیتی.

چه افرادی زودتر به بیماری مننژیت مبتلا می شوند:

همه افراد می توانند به این بیماری مبتلا شوند.

نوزادان کمتر از یک ماه به علت اینکه هنوز سیستم ایمنی بدنشان ضعیف است، بیشتر در معرض خطر ابتلا به این بیماری قرار دارند.

افرادی که در تماس با بیمار دچار مننژیت ویروسی می باشند، شانس زیادی برای مبتلا شدن به این عفونت را دارند، اما بیماری آنها شبیه عوارض مننژیت نمی باشد.

تشخیص زودهنگام و درمان به موقع مننژیت باکتریایی، از آسیب دائمی عصبی جلوگیری می کند

اغلب ویروس هایی که باعث مننژیت ویروسی می شوند، شامل آنتروویروس، ویروس هرپس سیمپلکس نوع ۲، ویروس زونا (که به عامل آبله مرغان و زونا شناخته می‌شود)، ویروس اوریون، اچ آی وی می باشند.

سایر مواردیکه بجز موارد ذکر شده می توانند فرد را دچار مننژیت نمایند، شامل مواد شیمیایی، آلرژی به بعضی از داروها، بعضی از انواع سرطان و بیماری های التهابی همچون سارکوئیدوز می باشند.

بیماری مننژیت3

عوامل خطرزا

عوامل و مواردیکه می توانند خطر ابتلا به مننژیت را افزایش دهند شامل:

رد کردن نوبت واکسن اگر شما یا کودکان یکی از نوبت های واکسن زدن را رد نمایید خطر ابتلای شما به بیماری مننژیت افزایش می یابد.

سن فرد اغلب انواع مننژیت ویروسی در سنین قبل از ۵سال رخ می دهند و اکثر موارد مننژیت ویروسی در افراد زیر بیست سال را تحت تاثیر قرار می دهد.

زندگی در مکان های اجتماعی داشنجویان ساکن در خوابگاه، پرسنل نظامی ساکن پایگاه های نظامی و کودکان مدرسه رو یا کودکانیکه در رورشگاه هستند، در خطر بیشتری برای ابتلا به این بیماری می باشند.

بارداری اگر شما باردار هستید، در خطر بیشتری برای ابتلا به مننژیت قرار دارید.

سیستم ایمنی مختل شده عواملی که سیستم ایمنی بدن را تحت تاثیر قرار داده همچون بیماری ایدز، الکلی بودن، دیابت و می تواند فرد را مستعد ابتلا به مننژیت نماید.

راه های تشخیص بیماری مننژیت

۱کشیدن مایع مغزی نخاعی

۲آزمایش خون

۳عکسبرداری قفسه سینه

۴سی تی اسکن سر

۵رنگ آمیزی خاص

درمان بیماری مننژیت

برای مننژیت باکتریایی، آنتی بیوتیک تجویز می شود. نوع آنتی بیوتیک بستگی به باکتری دارد که باعث عفونت شده است.

بیماران مبتلا به بیماریمننژیت ویروسی، به خودی خود، بعد از ۷تا ۱۰روز بهبود می یابند.

بیماران مبتلا به بیماری مننژیت قارچی، داروهای ضد قارچ با دوز بالا دریافت می کنند.

افراد با سیستم ایمنی ضعیف، مانند: بیماران ایدزی، دیابتی و یا سرطانی، غالبا نیاز به درمان طولانی تری دارند.

دیگر داروها و مایعات داخل وریدی درمان کننده علائمی همچون: ورم مغز، شوک و تشنج می باشد.

برخی از بیماران بر اساس شدت بیماری و نیاز به داروها، باید در بیمارستان بستری شوند.

meningitis

عوارض بیماری مننژیت

۱آسیب های مغزی

۲تجمع مایع بین جمجمه و مغز

۳کاهش شنوایی

۴هیدروسفالی

۵تشنج

پیشگیری از بیماری مننژیت

۱تزریق واکسن هموفیلیس نوع B در کودکان جلوی یک نوع از مننژیت را می گیرد.

۲واکسن کونژوگه پنوموکوک : در حال حاضر در دوران کودکی ایمن سازی می کند و در پیشگیری از مننژیت پنوموکوکی موثر است.

۳کارگران خانه و دیگران در تماس با بیماران مبتلا به مننژیت مننگوکوکی، برای جلوگیری از عفونی شدن، باید آنتی بیوتیک دریافت کنند.

۴استراحت کافی کنید.

۵در تماس با افراد آلوده نباشید.

۶گوشت ها را کاملا بپزید و از مصرف پنیر ساخته شده از شیر غیراستریلیزه اجتناب کنید.

۷دست های خود را پس از دستشویی، تعویض پوشک، سرفه و پاک کردن بینی کاملا بشویید.

۸دستگیره های درب را با آب و صابون بشویید و ضدعفونی کنید.

۹از بوسیدن و به اشترک گذاشتن لیوان، قاشق، چنگال، بشقاب و ماتیک با افراد آلوده خودداری کنید.

۱۰از گزش پشه و حشرات دیگر که می تواند حامل بیماری باشد، اجتناب کنید.

۱۱موش ها را از محل زندگیتان دور کنید.

واکسن مننگوکوک چیست؟

این واکسن برای ایجاد ایمنی فعال برعلیه عفونت های Neisseria Meningitidis (مننژیت، سیتی سمی) در افراد با سن بیش از ۲سال که در نواحی اپیدمیک و آندمیک زندگی می کنند، به کار می رود.

در مورد افراد زیر واکسیناسیون باید در نظر گرفته شود، افرادی که با بیماران مننگوککی تماس دارند (همراه پیشگیری مناسب با آنتی بیوتیک ها)، کارکنان پزشکی و آزمایشگاهی که احتمال تماس با عامل بیماری زا برای آنها وجود دارد، مسافرینی که قصد عزیمت به نواحی آلوده را دارند، بیماران دارای نقص در جزء انتهایی کمپلمان و بیماران فاقد طحال فعال، نیروهای نظامی طی آموزش عمومی، دانشجویان ساکن خوابگاه ها حجاج بیت االحرام و زوار عتبات عالیات، در بیماران HIV مثبت قبل از بروز نقص ایمنی.

چه کسی نباید واکسن مننگوکوک دریافت کند؟

واکنشهای آلرژیک شدید تهدید کننده زندگی، به هر یک از اجزای واکسن مننگوکوک قبلی رخ داده باشد.

۱فرد مبتلا به سندرم گیلن باره باشد.

۲زنان باردار می توانند واکسن مننژیت دریافت کنند اما باید از واکسن های جدیدتر MCV4 استفاده شود مطالعه زیادی را در زنان باردار نسبت به استفاده از واکسن MPSV4 وجود ندارد.

عوارض جانبی احتمالی واکسن مننژیت چیست؟

عوارض جانبی خفیفی در حدود نیمی از کسانی که واکسن گرفته اند رخ می دهد ممکن است قرمزی یا درد در محل تزریق ایجاد شود. این عوارض جانبی بیش از یک یا دو روز طول بکشد .

عوارض جدی نادر هستند ممکن است شامل تب بالا، ضعف و تغییر در رفتار باشد واکنش های آلرژیک شدید ممکن است در عرض چند دقیقه یا چند ساعت بعد از تزریق واکسیناسیون رخ دهد نشانه هایی از یک واکنش آلرژیک عبارتند از:

۱تنفس با زحمت

۲خشونت صدا یا خس خس

۳کهیر و ادم

۴رنگ پریدگی

۵ضعف

۶ضربان قلب سریع یا سرگیجه

اگر این نشانه ها ظاهر شود با پزشک در میان بگذارید .

سندرم گیلن باره یک اختلال سیستم عصبی جدی است که در برخی از افرادی که MCV4 دریافت کرده اند نشان داده شده است این عارضه خیلی نادر است هر چند که پزشکان می گویند ارتباط روشنی به این واکسن وجود ندارد.

پیشگیری

- تزریق واکسن هموفیلیس نوع B در کودکان جلوی یک نوع از مننژیت را می گیرد.

- واکسن کونژوگه پنوموکوک : در حال حاضر در دوران کودکی ایمن سازی می کند و در پیشگیری از مننژیت پنوموکوکی موثر است.

- کارگران خانه و دیگران در تماس با بیماران مبتلا به مننژیت مننگوکوکی، برای جلوگیری از عفونی شدن، باید آنتی بیوتیک دریافت کنند.

- استراحت کافی کنید.

- در تماس با افراد آلوده نباشید.

- گوشت ها را کاملا بپزید و از مصرف پنیر ساخته شده از شیر غیراستریلیزه اجتناب کنید.

- دست های خود را پس از دستشویی، تعویض پوشک، سرفه و پاک کردن بینی کاملا بشویید.

- دستگیره های درب را با آب و صابون بشویید و ضدعفونی کنید.

- از بوسیدن و به اشترک گذاشتن لیوان، قاشق، چنگال، بشقاب و ماتیک با افراد آلوده خودداری کنید.

- از گزش پشه و حشرات دیگر که می تواند حامل بیماری باشد، اجتناب کنید.

- موش ها را از محل زندگیتان دور کنید.

واکسن مننگوکوک برای افراد زیر توصیه می شود:

- نوجوانان در سنین 11 تا 12 سال و نوجوانان در سن 15 سال که هنوز واکسن نزده اند.

- تمام دانشجویان سال اول که در خوابگاه زندگی می کنند و هنوز واکسینه نشده اند.

- کودکان دارای دو سال و بیشتر که طحال ندارند و یا دارای مشکلات سیستم ایمنی هستند.

- افرادی که به کشورهایی که در آنها، مننژیت مننگوکوک شایع است، سفر می کنند.

- در برخی جوامع که شیوع این مننژیت زیاد است.

dental laser technology www.ircas.ir

کاربرد لیزر در دندانپزشکی

با پیشرفت مداوم و روز افزون علم طبیعتا زندگی بشر دستخوش تغییرات و دگرگونی های فراوانی شده است و البته پیش از زندگی خود علم است که مدام دستخوش تغییر و تحول است.یکی از این علوم که به تعبیری در جبهه نخست تحولات قرار گرفته و سالانه مقالات علمی و پژوهشی بسیاری با موضوع های متفاوت با محوریت آن صورت می گیرد علم پزشکی و زیر شاخه های متعدد آن است.دندانپزشکی نیز به عنوان یکی از زیرشاخه های مهم دانش پزشکی از این قاعده مستثنی نیست.این رشته با عضوی از بدن سروکار دارد که به بسیاری که به بسیاری از مقوله های گوناگون در سلامت و فعالیت های روزانه هر انسان؛از زیبایی و عملکرد دستگاه گوارش گرفته تا صحبت کردن معمولی مربوط است.یکی از روش های نوینی کهچند سالی است به کمک دندانپزشکان آمده و به سبب سهولت و کارایی زیاد؛فراگیری قابل توجهی هم پیدا کرده لیزردرمانی در دندانپزشکی است.

بیش از چهل سال است که لیزر ها در پزشکی و دندانپزشکی کاربرد پیدا کرده اند و امروزه تحولات نوینی در این زمینه در حال شکل گیری است.تحقیقات اولیه در مورد کاربرد لیزر در دندانپزشکی را استاین و ساگناس در سال ۱۹۶۰شروع کردند و استفاده از آن به عنوان فرز یا مته دندانپزشکی در تراش دندان و برداشتن پوسیدگی های آن شگفت آفرین بود اما از آن جایی که دندان عضو زنده و پالپ دندان (که در اصطلاح عموم به آن عصب می گویند) عضو حیاتی بسیار حساسی است و آسیب های حرارتی حاصل از لیزر در پالپ دندان و بافت های پریودونتال سبب نکروز پالپ دندان (مرگ مغزی دندان) می شد؛بنابراین آهنگ فراگیر شدن کاربرد لیزر در دندانپزشکی موقتا کمی فروکش کرد و محققان را به فکر بیشتری واداشت تا راهی برای استفاده از لیزر در بافت های سخت دندان بیایند.سرانجام پس از تحقیقات گسترده محققان توانستند از لیزر های سرد و یا کم حرارت جهت برداشتن بافت های سخت دندانی و تراش دندان استفاده کنند.استفاده از اثرات گرمایی تخریبی لیزر در دندانپزشکی به صورت چاقو در جراحی بافت های نرم دهان و سایر نواحی بدن است.

لازم به ذکر است که کاربرد لیزرها در دندانپزشکی تنها به جراحی بافت های نرم یا سخت دهان و دندان خلاصه نمی شود؛بلکه از لیزرهای با توان پایین در حالات بسیاری مانند تحریک فعالیت سلول ها؛ترمیم سلولی و بافت ها؛فیزیوتراپی ناحیه دهان؛دندان ؛فک و صورت و بسیاری از درمان های دندانپزشکی مانند تسکین و کاهش درد؛ کاهش ادم(تجمع مایعات در بافت های نرم بدن) و التهابات؛ایمونولوژی؛بی حسی وطب سوزنی استفاده می شود.

به طور کلی لیزر ها در دندانپزشکی ؛برحسب کاربرد های گوناگون؛ به دو گروه تقسیم می شوند:

-لیزرهای نرم؛سرد و یا بدون حرارت

-لیزرهای سخت؛ گرم و حرارتی و یا جراحی

لیزرهای نرم:

لیزرهای نرم و یا سرد با انرژی پایین نه تنها اثرات حرارتی تخریبی ندارند بلکه دارای اثرات تحریکی؛ترمیمی و بیولوژیک نیز هستند.این لیزرها در طول موجی عمل می کنند که سبب تحریک و فعالیت بیولوژیک سلولی و بافتی می شود و در کاهش و تسکین درد و کاهش ادم و التهابات موثر است به لیزرهای سرد مانند هلیوم نئون(He-Ne) و انواع نیمه رساناها مانند گالیوم آرسناید(GaAs) و گالیوم آلومینیوم آرسناید(Ga-Al-As) و اخیرا لیزرهای اکسایمر و اریبوم یاگ بیشتر توجه شده است.لیزرهای سرد در دندانپزشکی بیشتر در مواقع زیر به کار می روند:

تسکین و کاهش ادم و آماس و التهابات؛ترمیم بافتی؛تسریع بهبود زخم های آفتی؛کلاژن سازی؛حساسیت زدایی دندان های حساس؛بی حسی موضعی؛ترمیم زخم های دیر جوش و غیره..حرارت لیزر های سرد بسیار کم و قابل اغماض و در حدود یک درجه سانتیگراد است که تغییرات قابل مشاهده ای در ساختمان بافت به وجود نمی آورد.

لیزرهای سخت:

کاربرد لیزر در دندانپزشکی کنسرسیوم ایرکاس

لیزرهای سخت اثرات حرارتی و تخریبی دارند و از آنها در جراحی بافت های نرم دهان به صورت برش؛انعقاد و تبخیر استفاده می شود.از دیگر کاربرد های این لیزر هامی توان به موارد زیر اشاره کرد:

برداشتن پوسیدگی های دندان؛تمیز و ضدعفونی کردن کانال های ریشه دندان ها؛جرم گیری دندان ها و سخت کردن رزین های ترمیمی دندان. از معروف ترین لیزرهای سخت Nd:YAG ؛Er:YAG؛CO2Argonو Ho:YAG را می توان نام برد.

کاربرد لیزرها در شاخه های گوناگون دندانپزشکی

لیزرها در شاخه های مختلف دندانپزشکی مانند دندانپزشکی پیشگیری؛ترمیمی؛اندودونتیکز و جراحی دهان کاربردهای متنوعی یافته اند که در اینجا به اختصار به آنها اشاره می شود:

دندانپزشکی پیشگیری

لیزر با توان پایین سطح مینای دندان را صاف؛ هموژن و براق میکند.مقاومت مینا و عاج را در مقابل پوسیدگی دندان بالا می برد و نفوذپذیری و حلالیت مینا را کاهش و میزان جذب فلوراید با مینا را افزایش می دهد.همچنین اتصال پلاک های میکروبی به سطح دندان را کاهش می دهد و به علت تراکم مواد معدنی سبب سخت تر شدن مینا و عاج می شود و به پیشگیری از پوسیدگی های شیاری سطوح جونده دندان ها به نام سیلنت تراپی؛کمک می کند و سبب اتصال هیدروکسی آپاتیت ها به مینای دندان می شود.

دندانپزشکی ترمیمی

کاربرد لیزر دندانپزشکی مهندسی پزشکی

لیزر با توان بالا سبب تبخیر و نسبتا زبر شدن سطح مینای دندان می شودکه عامل مهمی در محکم نگهداشتن مواد ترمیمی؛رزین ها و کنده شدن دندان است.لیزر همچنین در حساسیت زدایی دندان نیز به کار می رود؛بدین صورت که توبول های عاجی دندان را مهر و موم میکند و حساسیت دندان ؛مخصوصا حساسیت به سرما را کاهش می دهد و یا از بین می برد بنابراین لیزر می تواند در غیر حساس کردن تراش های دندانی برای ترمیم پرکردگی و روکش گذاشتن دندان ونیز برای خارج کردن کامپوزیت های ترمیمی کاربرد موثری داشته باشد.

اندودنتیکز یا معالجات کانال ریشه دندان

لیزر در پالپوتومی بدون درد و خونریزی دندان نیز به کار می رودکه سبب تبخیر محتویات کانال دندان می شود و آن را استریل می کند.دیواره کانال را گلیز یا براق و سوراخ آپکس دندان را با جوش دادن مسدود و در نتیجه از رخنه مایعات به خارج جلوگیری می کند.لیزر در ضدعفونی نمودن کانال دندان؛وسایل معالجاتی کانال؛ نوک ریشه دندان ؛ از بین بردن ضایعات پری آپیکال و کنترل خونریزی محل و کاهش درد و التهاب بعد از عمل نیز به کار می رود.

جراحی دهان

لیزر در جراحی بافت های نرم دهان یک ابزار برش دقیق و تقریبا بدون خونریزی با حداقل تخریب بافت؛درد؛ادم و اسکار بعد از عمل است.کمبود نسبی میوفیبروبلاست ها در هنگام ترمیم زخم های حاصل از جراحی لیزری می تواند یکی از عوامل کاهش اسکار باشد.لیزر به عنوان چاقوی جراحی هم برای برش و هم برای انعقاد؛تبخیر؛سوزاندن و خارج کردن ضایعات به کار می رود

برخی از مزایای لیزر در جراحی دهان و اعمال دندانپزشکی به شرح زیر است:

laser dentistry1

-لیزر هموستاز سریع؛محیط جراحی نسبتا خشک و دید کافی فراهم می کند و همچنین خونریزی کم و یا عدم خونریزی سبب سرعت عمل و کاهش زمان جراحی می شود.

-لیزر از آلودگی خون جلوگیری می کند و کاربرد آن برای بیماران مستعد باکتریمی بسیار مناسب است.

-لیزر می تواند محل عمل را با از بین برد میکروارگانیسم ها ضد عفونی کند و خطر سرایت عفونت به نواحی دیگر بدن و وسایل دندانپزشکی را کاهش دهد.

-لیزر ترس و اضطراب را در بیماران می کاهد و از بین می برد لذا کار با لیزر برای افراد نگران ؛نامتعادل و گریزان از اعمال دندانپزشکی بسیار مناسب خواهد بود.

-در عمل با لیزر بی حسی و بی دردی ایجاد می شود زیرا در اثر انعقاد رشته های عصبی در ۹۰%مواقع درد از بین می رود.

-جای زخم و برش لیزر به ندرت به بخیه و پانسمان محل نیاز دارد.

-عمل جراحی با لیزر سریع است و به علت عدم تماس فیزیکی لیزر آسیب و صدمات مکانیکی وارده به بافت های مجاور و نیز ترومای بعد از عمل ناچیز است.

-لیزرها بر حسب توان خروجی خود بافت ها را برش می دهند؛منعقد و یا تبخیر می کنند.

-لیزر تورم؛التهاب؛درد و اسکار بعد از عمل را کاهش می دهد و این خود باعث تحریک و ادامه فعالیت فیزیولوژیک طبیعی ناحیه عمل می شود

برخی از معایب لیزر نیز به شرح زیر است:

-گرانی و هزینه های بسیار بالای تجهیزات

-نبودن یک نوع لیزر برای کلیه اعمال دندانپزشکی

-احتمال آسیب اتفاقی به چشم بیمار و پرسنل و سوزاندن نواحی عمل نشده

-لیزر را برای دندان هایی که قبلا ترمیم فلزی داشته اند نمی توان استفاده کرد.

اثر کلینیکی لیزرها

اثر ضد درد و تسکینی:

اثر لیزر ها در تسکین ؛کاهش و از بین بردن درد به دو صورت زیر است:

-تغییر پلاریزاسیون در غشای اعصاب محیطی و کاهش سرعت هدایت عصبی که سبب تعدیل پیام های دردناک می شود.

تارهای عصبی بار الکتریکی مثبت در خارج دارند و در قسمت داخلی غشای سلولی بار منفی وجود دارد این پلاریزاسیون غشای عصبی با درد به هم می خورند و باعث عبور جریان الکتریکی یا انتقال درد می گردد. این اثرات با تغییراتی در غلظت یونی قسمت های داخلی و خارجی سلول همراه است.تابش لیزری سبب هیپرپولاریزاسیون غشای عصبی می شود و آستانه تحریک آن را بالا می برد و در نتیجه سبب کاهش درد یا عدم انتقال آن می شود.

-تولید و ترشح مواد متصله مورفین مانند آنکفالین ها و آندورفین ها که نوروترانسمیترهای مهارکننده احساس درد هستند.

در محل سیناپس های عصبی ؛نوروترانسمیترهای عصبی وجود دارند که عامل انتقال پیام های عصبی از یک سلول به سلول دیگر هستند.از طرفی نوروترانسمیترهای مهار کننده حس درد نیز مانند آنکفالین ها و آندورفین ها؛مواد بیولوژیکی در محل سیناپس های عصبی هستند و از انتقال پیام های دردناک عصبی جلوگیری و اثرات نوروترانسمیترها را خنثی می کنند.تابش لیزری سبب تحریک و ترشح آنکفالین ها م آندورفین ها می شود و بدین سان اثر ضد درد و تسکین خود را ایفا می کند.

لیزر ها در تسکین و از بین بردن درد نواحی مختلف دهان؛دندان؛فک وصورت؛مفصل گیجگاهی فکی؛کاربرد موثری دارد.

کاربرد های لیزر در دندانپزشکی 1

اثر ضدالتهابی:

تابش لیزر سبب کاهس مواد التهابی مانند پروستاگلاندین ها و پروستاسیکلین ها می شود.پروستاگلاندین ها(مانند PGE2) نقش مهمی در التهابات؛ادم و آماس بافتی دارند که در اثر آسیب های وارده به بافت آزاد می شوند و سبب اتساع و باز شدن عروق و بیرون ریختن پلاسما به داخل فضای بین سلولی و خارج سلولی می شوند که نتیجه آن تجمع مایعات میان بافتی ؛ادم؛التهاب و آماس است.در اثر تابش لیزر ؛پروستاگلاندین ها که عامل التهاب است و در نتیجه التهاب ادم و آماس و همراه با آن درد نیز کاهش می یابد.

اثر متابولیکی یا تغذیه ای:

تابش لیزر سبب تحریک و فعالیت عناصر داخل سلولی و بافتی می شود و بدین سان موجبات ترمیم و تکثیر سلولی و بافتی را فراهم می سازد و همچنین متابولیسم تنفسی سلولی؛تنظیم فعالیت پمپ های یون سدیم و پتاسیم در غشای سلولی است؛به علاوه سبب تحریک و فعال شدن DNAو RNA و جذب سلولی اکسیژن می شود و تحریک و فعالیت بسیاری از آنزیم ها؛تحریک میتوکندری؛افزایش سیتوکرومواکسیداز و افزایش سنتز ذخیره ATP از این طریق فراهم می شود.

اثر آکوپانکچر یا طب سوزنی:

لیزر در دندانپزشکی ایرکاس

روی پوست بدن نقاط ویژه ای به نام نقاط آکوپانکچر وجود دارد که از نظر هیستولوژیک؛پتانسیل الکتریکی؛ارگان های حسی و مقاومت با سایر نقاط پوست متفاوتند.تحریک نقاط آکوپانکچر ممکن است به سه طریق زیر باشد:

-سوزن های مخصوص

-طریقه شمیایی

-طریقه الکترومانیتیکی(نور-لیزر(

تابش لیزر به نقاط آکو پانکچر خاص ناحیه دهان و صورت سبب بی حسی و بی دردی دندان های فک بالا و پایین و جلوگیری از حالات تهوع بیماران می شود.به طور کلی می توان گفت کاربرد های لیزر در دندانپزشکی به سه گروه کلی تقسیم می شوند.اول تشخیص است که در این مرحله لیزر به عنوان ابزار تشخیص به کمک دندانپزشک می آید.دوم مرحله درمان و روش های درمانی و سوم آثار شبه دارویی لیزرهای کم توان یا کم شدت است.

در مرحله تشخیص مهم ترین مزیت لیزر در تشخیص ساده پوسیدگی های دندانی در مراحل اولیه پوسیدگی است.در امر درمان نیز با مزیت هایی که به مواردی از آن اشاره شد؛سعی بر این است که با توانایی های لیزر بافت ارزشمند دندانی را که قابل بازیافت نیست حفظ کرد و با حداقل تهاجم؛درمان های دندانپزشکی را انجام داد. جراحی بافت نرم دهان شامل بیوپسی؛نمونه برداری؛برداشتن ضایعات تومورال؛برداشتن ضایعات استخوانی؛درمان مقطعی آفت و تب خال؛حذف پوسیدگی های دندانی؛تراش بافت های دندانی برای تمامی منظورهای زیبایی و ترمیمی؛بلیچینگ یا روشن کردن رنگ دندان؛تغییر ساختار سطحی دندان ها و ایجاد مقاومت در برابر عوامل پوسیدگی؛از دیگر کاربردهای لیزر در دندانپزشکی به شمار می رود. در آن طرف در مقابل لیزرهای پرشدت که عاملی برای کندن و بریدن است دنیای زیبای لیزرهای کم شدت مطرح است.این نوع لیزرها با خواص ضد التهابی؛کاهش درد؛تاثیر ایمونولوژیکی و آثار متابولیکی به فرآیند بهبود روند درمان یا کاهش عوارض درمان کمک می کنند.

از مزایای لیزرهای کم توان می توان به مواردی چون ترمیم زخم های ناشی از جراحی ها؛کاهش درد در درمان های معمول دندانپزشکی؛بهبود ترمیم ضایعات استخوانی در درمان های پیوندی؛بازسازی استخوان؛ترمیم اعصاب آسیب دیده و درمان بعضی از بیماری های داخل حفره دهان اشاره کرد.

آشنایی با کاربردهای لیزر دندانپزشکی

با پیشرفت های چشم گیری که در حوزه لیزر انجام شده است، لیزرها در تمامی صنایع ورود پیدا کرده اند از جمله صنایع پزشکی و دندانپزشکی. همان طور که میدانید لیزر کاربرد های مختلفی در دندانپزشکی دارد که در این مطلب با کاربردهای لیزر دندانپزشکی آشنا می شوید

.کاربرد های لیزر در دندانپزشکی 3

سال‌هاست در اخبار پزشکی و مجلات خانوادگی از کاربرد لیزر در درمان‌های دندان‌پزشکی می‌شنویم. این روزها در تبلیغات برخی مطب‌ها و کلینیک‌های دندان‌پزشکی نیز نوید استفاده از لیرز برای رهایی از صدای آزاردهنده توربین‌های دندان‌پزشکی و کاهش درد و خون‌ریزی را می‌شنویم. اما ممکن است وقتی از دندان‌پزشک خود درباره کاربرد لیزر سوال کنید، بشنوید آنچه مردم از کاربرد لیزر در ذهن دارند در اصل یک اشتباه عامیانه است و چیزی که به عنوان لیزر در مطب‌های دندان‌پزشکی دیده‌اند، تنها نور آبی رنگ یک دستگاه مخصوص است که برای ترمیم دندان‌ها با ماده کامپوزیت کاربرد دارد و لیزر محسوب نمی‌شود. پس لیزر دندان‌پزشکی چیست و چه کاربردهایی در دندان‌پزشکی دارد.

لیزر چیست؟

واژه لیزر خلاصه شده عبارت Light Amplification by Stimulated Emission of Radiation است. نور تقویت شده‌ای است که به شکل پرتوهای هم راستای بسیار باریک با طول موج مشخص تابیده می‌شود. این نور تقویت شده نوعی از انرژی را فراهم می کند که گونه های آن، کاربردهای گوناگونی در گستره دانش پزشکی دارند.

کاربردهای لیزر در دندان‌پزشکی:

لیزر در دندان‌پزشکی کاربردهای زیادی دارد. برخی از این کاربردها عبارتند از:

۱- تشخیص پوسیدگی و جرم:

یکی از روش های نوین در تشخیص زودرس ضایعات پوسیدگی و جرم دندانی کاربرد لیزر فلورسانس است. در این تکنیک نور لیزر به بافت بیولوژیک تابانده شده و در صورت حضور فعالیت متابولیک باکتریایی، این لیزر با القای اثرات فلورسانس، بازتابی به دستگاه برمی گرداند. دستگاه با تبدیل شدت این نور برگشتی به یک مقیاس عددی می‌تواند به تشخیص ضایعه پوسیدگی یا جرم کمک کند.

از نمونه‌های تجاری این تکنولوژی می‌توان به دستگاه دیاگنودنت و سیستم فیدبک دستگاه لیزر Er:YAG Kavo KEY3 اشاره کرد. در این دو دستگاه از یک لیزر قرمز رنگ دیود nm655 با شدت کمتر از mW1 استفاده می‌شود. این نور از طریق یک فیبر مرکزی به دندان تابش یافته و نور فلورسانت برگشتی از طریق فیبرهای دیگری که به شکل محیطی اطراف فیبر مرکزی قرار گرفته اند؛ به دستگاه برمی گردد. در این مرحله سیگنال برگشتی آنالیز شده و به یک مقیاس عددی از ۰ تا ۹۹ تبدیل می گردد.لیزر دندانپزشکی 2

  نمایشگر دستگاه علاوه بر این که به صورت لحظه ای در هر نقطه مقادیر را نشان می دهد؛ نشان دهنده ی بالاترین عدد ثبت شده در کل روند معاینه می باشد. بروز پاسخ فلورسنت را به واسطه ی حضور محصولات باکتریایی همچون porphyrin ها و دیگر عوامل نور دوست در ضایعات پوسیدگی و جرم زیر لثه ای می دانند.

در این روش از تابش لیزر دیود۶۵۵ نانومتر استفاده می شود امتیاز استفاده از این روش آناست که با حساسیت تکنیکی بسیار بالای دستگاه امکان مخفی ماندن پوسیدگی از دید دندانپزشک بسیار نادر است. البته احتمال تشخیص کاذب پوسیدگی در ناحیه شیارهای سالم هم وجود دارد.

لیزر دندانپزشکی 3

۲- درمان حساسیت دندانی:

ازدیاد حساسیت عاجی یکی از علل شایع مراجعه بیماران به دندان‌پزشک است. برای درمان این مشکل روش‌های متفاوتی همچون استفاده از خمیردندان‌های حاوی مواد ضد حساسیت، ژل‌های فلوراید و ادهزیوهای عاجی وجود دارد. استفاده از انواع مختلف لیزر نیز برای درمان این عارضه کاربرد دارند. به‌طور مثال تابش لیزر دیود ۸۱۰ نانومتر به سطح دندان با توان ۱ وات و به شکل عمود و غیر تماسی به مدت ۳۰ تا ۶۰ ثانیه می تواند در یک بار استفاده به میزان قابل توجهی حساسیت عاجی را به شکل فوری کاهش دهد. همچنین مطالعات تکرار این روند را با فاصله ۲ هفته ای جهت بهبود قابل ملاحظه نتایج پیشنهاد داده اند.

کاربرد لیزر ER-Yag هم در دز های پایین (subablative doses)یکی از روشهای مطرح در درمان این مشکل است که اثرات مثبت و دوام طولانی مدت آن ثابت شده است، البته استفاده از این لیزر ها هم نتوانسته است درد ناشی از حساسیت عاجی را در تمام بیماران کاملا برطرف کند.

۳- سفید کردن دندان‌ها:

یکی از کاربردهای شایع لیزر در دندانپزشکی، برای بلیچینگ (سفید کردن دندان‌ها) در مطب است. البته لیزر در درمان بلیچینگ تنها برای فعال کردن ژل بلیچینگ به‌کار می‌رود و هیچ لیزری به شکل مستقل خواص بلیچ ندارد. لیزر می‌تواند در یک مدت زمان کوتاه‌تر، دما را بالا برده و سرعت فعال شدن ژل را افزایش دهد. در این روش معمولا جهت افزایش جذب انرژی لیزر از محصولات بلیچینگ حاوی پیگمان استفاده میشود.

استفاده از لیزر در بلیچینگ سرعت کار را بهبود می بخشد اما تجربه بیشتر دندان‌پزشکان نشان می‌دهد روش بلیچینگ در خانه بهترین و پایدار ترین نتایج را به همراه داشته است.

۴- برداشت پوسیدگی و تهیه حفره:

یکی از کاربردهای جذاب لیزر برای بیماران دندان‌پزشکی بکارگیری لیزر ER-Yag به عنوان جایگزینی برای تراش حفرات و برداشت پوسیدگی مطرح شده است، در این روش لیزر اربیوم که بیشترین جذب را در مولکولهای آب داراست توسط مولکولهای آب موجود در نسج سخت دندانی یا استخوانی باعث تبخیر لحظه ای آب و expantion کریستالهای هیدروکسی آپاتیت شده که این فرایند سبب ablation لایه لایه نسج سخت بیولوژیک می گردد. این روش با حذف مته‌های دندان‌پزشکی و صدای ناهنجار انها، درمان‌های دندان‌پزشکی را خوشایندتر و تحمل‌پذیر تر می سازند.

CEREC

اما این روش معایبی نیز به همراه دارد:

*لیزر را برای دندانهایی که قبلا ترمیم فلزی داشته‌اند نمی‌توان استفاده کرد. البته در خصوص تراش ترمیم‌های کامپوزیتی لیزر اربیوم توانمند است.

 *لیزر در تراش روکش و یا پوسیدگی‌های راجعه قابل استفاده نیست.

* لیزر نمی تواند شکل کامل و صحیحی از حفره ارایه دهد بنابراین برای شکل دهی کامل حفره هنوز هم به مته‌های دندان‌پزشکی نیاز است. در صورتی‌که صرفا از لیزر به منظور تراش دندان استفاده شود ماده ترمیمی انتخابی کامپوزیت خواهد بود.

 *برای استفاده از این لیزر مانند تراش با مته‌های دندان‌پزشکی، دندان باید بی‌حسی شود. اما اگر از مقادیر پایین‌تر انرژی دستگاه استفاده شود می‌توان تراش بدون درد را برای بیمار به انجام رساند. اما از آنجا که این مقادیر انرژی حداقل انرژی قادر به ablation بافت سخت است در چنین شرایطی تراش دندانی به کندی انجام و همین محدودیت سبب می گردد که کلینسین کار با انرژی بالاتر همراه با تزریق بی حسی را ترجیح دهد.

   ۵- جراحی بافت نرم:

تقریبا تمامی لیزرهای شایع مورد کاربرد در دندان‌پزشکی با مکانیسمهای مختلف قادر به برش بافت نرم هستند. در لیزر دیود و Nd: YAG این برش به واسطه جذب انرژی توسط پیگمان و هموگلوبین موجود در بافت انجام می‌شود؛ در حالیکه در کار با لیزر CO2 یا Er:YAG این برش به واسطه جذب انرژی توسط آب بافتی اتفاق می افتد. برداشت ضایعات بافت نرم یا اصلاح فرم بافت نرم با این لیزرها قابل انجام است.

لیزرها با نفوذ به بافت نرم ضمن برش دادن آن، سبب انسداد عروق خونی و مهار گیرنده های درد در محل برش می‌شوند. به همین دلیل بیشتر بیماران درد کمتری را نسبت به روش جراحی معمولی تجربه می‌کنند. همچنین کار با لیزرهای بافت نرم ترمیم زخم را تسریع کرده و چون التهاب مختصری ایجاد می کند، تورم و ناراحتی پس از عمل نیز بسیار کمتر است.

لیزر برای درمان سرطانهای بدخیم مخاط دهان نیز کاربرد دارد. این لیزرها قادرند سلول‌ها و شبکه خونی سلول‌های سرطانی را از بین ببرند و باعث مرگ سلول‌های سرطانی شوند. همچنین لیزر می تواند باعث فعال کردن سیستم ایمنی میزبان شود.

لیزر دندانپزشکی 6

۶- درمان ریشه:

هدف اصلی در درمان ریشه تمیز کردن کانال دندان است. لیزر می تواند برای استریل کردن مجموعه کانال اصلی یا کانالهای فرعی دندان استفاده شود. کاربرد لیزرهای Diode,Nd:YAG و Er:YAG با اثربخشی متفاوت برای این منظور پیشنهاد شده است. البته برای این منظور کانال باید به شکل استاندارد توسط فایل آماده شود تا مسیر برای ورود فیبر حداقل ۲۰۰ میکرونی لیزر باز گردد.

اخیرا مطالعات آزمایشگاهی به ارزیابی لیزر اربیوم جهت انجام shaping کانال پرداخته اند که این مطالعات نتایج امیدوار کننده به نظر می‌رسد.

۷- جراحی لثه:

لیزر اربیوم می‌تواند در جراحی لثه به منظور حذف بافت گرانولیشن یا عوامل محرک سطح ریشه و در جراحی افزایش طول تاج به منظور اصلاح بافت نرم و استخوان آلوئولار کاربرد دارد. البته این روش عمدتا در قدام فکین که عرض استخوان بین دندانی کمتر است کاربرد داشته و در نواحی خلفی فکین برداشت استخوان نیازمند کنار زدن فلپ و افزایش طول تاج به شکل کلاسیک می باشد.

لیزر دندانپزشکی 7

معایب و محدودیت‌های استفاده از لیزر در دندان‌پزشکی:

۱- در صورتیکه دقت کافی در استفاده از لیزر صورت نگیرد، لیزر باعث آسیب جدی به چشم می شود. این آسیب می تواند ناشی از جذب انرژی توسط قرنیه و یا شکبیه چشم باشد . به همین علت باید حتما چشمان بیمار را با عینک محافظ پوشاند.

۲- مورد دیگری که باید در نظر داشت این است که هر دندانپزشکی که از لیزر استفاده می کند باید از ریسکهای احتمالی آن کاملا آگاه باشد و برای استفاده از دستگاه مورد نظر کاملا تعلیم دیده باشد و دوره های مخصوص لیزر تراپی را گذرانده باشد.

۳- یکی دیگر از معایب کاربرد لیزر، گران بودن آن است. برای بهره جستن از مزایای لیزر باید چندین برابر خدمات معمول دندان‌پزشکی هزینه کنید. اما اگر جزو کسانی هستید که به دلیل ترس از دندان‌پزشکی و ابزار معمول آن، جرات قدم گذاشتن در مطب‌های دندان‌پزشکی را ندارید، می‌توانید با بهره‌جستن از لیزر، تجربه‌ای متفاوت از دندان‌پزشکی داشته باشید.

با توجه به مطالب ذکر شده میتوان این‌گونه نتیجه گرفت که مهم‌ترین مزیتی که استفاده از لیزر در درمان‌های دندان‌پزشکی دارد، کاهش استرس ناشی از صدای توربین های دندان‌پزشکی و عدم لرزش وسیله است. اما در کنار این مزیت باید از آسیب های احتمالی آن آگاه بود.

اندازه گيري ضربان و فشار خون بر اساس متد MMSB

اندازه گيري ضربان و فشار خون بر اساس متد MMSB

این مقاله روش تازه ای را در اندازه گیری ضربان و فشار خون به صورت پیوسته ارائه می کند. در این روش میدان مغناطیسی یکنواختی به صورت غیر تهاجمی در نزدیکی شریان خون رادیال بر روی پوست اعمال می کنیم و تغییراتی را که در میدان مغناطیسی اعمالی بر اثر حرکت ضربان دار خون ایجاد می شود، اندازه گیری کرده و بیوسیگنال های MMSB را می یابیم. با استخراج اطلاعات از سیگنال MMSB می توان ضربان قلب را اندازه گیری کرد. همچنین با داشتن سیگنال ECG که از فعالیت های الکتریکی قلب به دست می آید می توان زمان گذرای پالس (PTT) را اندازه گیری کرد و فشار خون را به دست آورد.

با پیشرفت علم بیوالکتریک، دستگاه های نظارت بر سلامتی که می تواند نظارت مداومی از وضعیت سلامتی یک فرد را همراه با استفاده آسان و راحتی کامل فراهم کند در حال متداول شدن است. از میان علائم حیاتی فیزیولوژیکی، ضربان قلب و فشار خون دو پارامتر متداول هستند که اغلب توسط دستگاه ها مورد بررسی قرار می گیرند و می توانند نشان دهنده عملکرد صحیح قلب باشند.

روش ها و فناوری هایی که برای به دست آوردن ضربان قلب و نظارت بر فشار خون وجود دارد، عموما می توان به اقسام الکتریکی، نوری، مایکرویو، صوتی، مکانیکی و مغناطیسی طبفه بندی کرد. اندازه گیری غیر تهاجمی فشار خون (BP) با استفاده از روش کاف، اطلاعات کافی را برای بیشتر استفاده های پزشکی فراهم می سازد. با این حال، روش های اندازه گیری بر پایه کاف، دارای معایبی نیز است که کاربرد آن ها را در برخی شرایط پزشکی محدود می سازد.

اندازه گیری طولانی مدت و پیوسته از فشار خون با استفاده از کاف امکان پذیرنیست.

بین هر دو اندازه گیری که با کاف انجام شود، توقفی در حدود ۱تا ۲دقیقه لازم است تا بافت محل اندازه گیری به حالت اولیه خود برگشته و اندازه گیری قابل اطمینان شود.

تورم ناشی از کاف ممکن است بیماران را اذیت کند و در بعضی از افراد که دارای بیماری های پوستی باشند این روش امکان پذیر نباشد.

خون مرتبط است و مي تواند به عنوان مرجعي براي تخمينات فشار خون (BP) استفاده شود. (زمان گذراي پالس PTT، زمان گرفته شده ضربان فشارخون شرياني از دريچه آئورت قلب تا محل مناسبي از قلب است، معمولا انگشت). اندازه گيري مرسوم PTT با استفاده از اختلاف زماني که بين پيک شکل موج از الکتروکارديوگرام (ECG) و حداکثر شيب شکل موج پلتسيموگراف نوري (PPG) است که از انگشت سبابه گرفته مي شود. با اين حال روش PPG انگشتي به اتصال نوري پيوسته با پوست نياز دارد و محدوديتي براي فعاليت هاي روزانه فرد بيمار محسوب مي شود. در اين مقاله براي به دست آوردن سيگنال هاي ضربان خون، به جاي روش مرسوم PPG انگشتي، از سيستم اندازه گيري ضربان و فشار خون بر اساس متد MMSB = Modulated magnetic signature of blood)   MMSB) استفاده مي کنيم. اين روش در کنفرانس بين المللي مهندسي پزشکي (IGBME) ارائه شده است. در شکل(۱) چگونگي اين روش شرح داده شده است.

چکونگی قرار گیری سنسور و آهنربا بر روی شریان

در اين روش يک آهن رباي مغناطيسي دائم يا الکتريکي و يک سنسور مغناطيسي را در نزديکي هم بر روي شريان اصلي قرار مي دهيم و تغييرات ايجاد شده در ميدان مغناطيسي را که توسط حرکت ضربات دار جريان خون ايجاد مي شود توسط سنسور مغناطيسي اندازه گيري مي کنيم. علت تغيير در اين ميدان مغناطيسي يکنواخت، سنسور مغناطيسي، پوست و شريان خوني را دربر مي گيرد. براي توليد ميدان مغناطيسي يکنواخت که براي باياس سنسور هم ضروري است، ميتوان از يک آهن رباي دائمي يا الکتريکي استفاده کرد. با استفاده از ديتاشيتي که براي آهن ربا تهيه شده است، مشخصات فيزيکي آهن ربا داراي قطري به اندازه ۶ميليمتر و ضخامتي در حدود ۲ميليمتر است. شدت ميدان مغناطيسي برابر ۲/۰تسلا و ضريب نفوذپذيري مغناطيسي نسبي آهنربا (µr)، برابر H/M 103×۵است. در شکل زير ميتوانيد شکل فيزيکي و خصوصيات آهنربا را مشاهده کنيد.

چگونگی ایجاد میدان مغناطیسی توسط آهنربا

براي باياس کردن سنسور GMR

جنس: نئوديوم آهن بور

براي تشخيص ضربان خون در اين مقاله از سنسور مگنتورزيستيو GMR به شماره AAH02-02 استفاده کرده ايم. سنسورهاي مگنتو رزيستيو، همان طور که از نام آن بر مي آيد، با تغيير ميدان مغناطيسي در مجاورت آن ها، مقاومت الکتريکي اين گونه از سنسورها تغيير مي کند و ولتاژي را در خروجي خود توليد مي کنند. در شکل ۴پايه هاي خروجي اين سنسور از شرکت NVE به مدل AAXXX-02 نشان داده شده است. همچنين شکل۵بلوک دياگرام اين قطعه را نشان مي دهد.

سنسور

در شکل زير نحوه عملکرد سنسور GMR را در ميدان هاي مغناطيسي متفاوت مشاهده مي کنيد.

همان طور که در شکل ۶مشخص است مي توان با اعمال ميدان مغناطيسي اعمالي مناسب پاسخ خروجي سنسور را در محدوده خطي قرار داد. براي کار در ناحيه خطي سنسور، بايد ديتاشيت سنسور مورد نظر را يافته و محدوده آن را بيابيم. به طور مثال سنسور GMR AAH002-02 شرکت NVE داراي ناحيه خطي در حدود ۶/۰تا ۳گوس است.

پاسخ غیر خطی سنسور

آهن رباي استفاده شده در اين مقاله داراي شدت ميدان مغناطيسي ۲/۰تسلا است (۱تسلا برابر ۱۰۰۰۰گوس است) که اين شدت ميدان براي باياسکردن سنسور GMR بسيار زياد است. براي اين منظور سنسور را در فاصلهاي از آهن ربا قرار مي دهيم تا تاثير ميدان مغناطيسي بر سنسور کاهش يابد. بنابراين با قراردادن آهن ربا در فاصله هاي متفاوتي از سنسور مي توان ميدان مغناطيسي اعمالي بر سنسور را کاهش و يا افزايش داد. براي به دست آوردن ميدان مغناطيسي اعمالي از سوي آهن ربا مي توان از معادله زير استفاده کرد.

کنسرسیوم ایرکاس

با در نظر گرفتن شدت ميدان مغناطيسي در حدودB=2/8 گوس، فاصله d در حدود ۲۵mm به دست مي آيد. اين مقدار از تاثيرات ميدان مغناطيسي باعث باياس شدن مطلوب سنسور GMR مي شود به طوري که عملکرد سنسور هميشه در ناحيه خطي قرار گيرد. در شکل ۷چگونگي قرار گيري سنسور و آهن ربا در فاصله مربوطه نشان داده شده است.

سنسور و آهن رباi

دستگاه گردش خون

نمونه هايي از اين نواحي که سيگنال MMSB مي تواند به راحتي به دست آيد شامل مچ دست، مچ پا، گردن و نواحي اطراف پيشاني هستند. در اين مقاله ما شريان راديال مچ دست را براي گرفتن سيگنال هاي MMSBانتخاب کرده ايم.

ecg mmsb کنسرسیوم ایرکاسi

نحوه اندازه گیری PTT

اندازه گيري انجام شده نشان مي دهد که اختلاف بين دو متد موجود بسيار ناچيز است. بنابراين با قطعيت مي توان گفت که روش تازه MMSB يک روش جايگزين عملي بر روش هاي موجود در اندازه گيري ضربان قلب است. اين روش بدون نياز به اتصالات الکتريکي و نوري بر روي پوست، اندازه گيري قابل اطميناني را در به دست آوردن ضربان قلب ارائه مي کند.اندازه گيري فشار خون با استفاده از زمان گذراي پالس PTT ؛ روش PTT اخيرا به عنوان روشي پيوسته، بدون کاف و غيرهجومي براي تخمينات فشار خون پيشنهاد شده است. زمان PTT توسط دو متد متفاوت (به طور معمول ECG و PPG) قابل اندازه گيري است که با سنجش زمان تاخير در انتشار ضربان خون در دو ناحيه شرياني از بدن( به طور مثال از شريان آئورت قلب تا شريان راديال) به دست مي آيد. بدين منظور دو سيگنال ECG و MMSB را مطابق شکل روبه رو به دست مي آوريم.

در شکل ۱۱سيگنال هايي که بر اساس ECG و متد MMSB از مچ دست به دست آمده است را مشاهده مي کنيد.

اندازه گیری زمان PTT

سيگنال هاي ECG و MMSB

سيگنال ECG ناشي از فعاليت هاي الکتريکي بطن هاي قلب وسيگنال MMSB ناشي از تغييرات ميدان مغناطيسي حرکت ضربان دار شريان راديال است. مي توان با اندازه گيري زمان بين قله سيگنال ECG تا حداکثر شيب سيگنال MMSB مقدار PTT را به دست آورد. فشار خون متوسط طبق زیر تخمين زده مي شود.

www.ircas.ir

فاصله d در واقع فاصله بين قلب فرد تا مچ دست است (مکاني که سيگنال MMSB به دست ميآيد). PTT زمان گذراي پالس اندازه گيري شده در واحد ثانيه است. ρ چگالي متوسط خون در حدود ۱۰۵۰Kg/m3 گزارش شده است.H ارتفاع بين قلب تا دست است که بين ۷cm تا ۹cm است. براي کليه بيماران h=8cm در نظر گرفته شده است.

در شکل ۱۲فشار خون متوسط توسط دو روش کاف و روش MMSB مورد مقايسه قرار گرفته است.

ضربان لحظه ای قلب

نتيجه گيري

کاربردهاي MMSB علاوه بر توانايي صحيح در اندازه گيري ضربان قلب، مي تواند در به دست آوردن مقادير PPT به جاي PPG انگشتي استفاده شود. استفاده از روش MMSB در مقايسه با PPG براي نظارت بر علائم فيزيولوژيکي همانند فشار خون بسيار راحت تر است.

 پانسمانی که زخم را تا سه روز تازه نگه میدارد

پانسمانی که زخم را تا سه روز تازه نگه می‌دارد

دفتر تحقیقات نیروی دریایی آمریکا به دنبال ساخت یک پانسمان جراحی جدید برای میادین جنگ است که نه تنها اندام زخمی را پوشش می‌دهد بلکه آسیب را کاهش داده و با تازه نگهداشتن زخم‌ها، بافت را تا ۷۲ساعت حفظ می‌کند.

به گزارش ایسنا به نقل از گیزمگ، زخم‌های ایجاد شده در میدان‌ها جنگ اگر به سرعت درمان نشوند، ممکن است به تهدیدی برای اندام و جان فرد تبدیل شوند. متاسفانه همیشه امکان انتقال سریع مجروحان به درمانگاه وجود ندارد، بنابراین پانسمان “ACCSIL ” می‌تواند پاسخ مناسبی برای نگهداری از مجروحان تا زمان دسترسی به خدمات پزشکی مناسب باشد.

پانسمان کردن زخم‌ها در زمان جنگ به ویژه برای آسیب‌های ناشی از انفجار بسیار سخت است. پزشکان علاوه بر تثبیت وضعیت بیمار با به حداقل رساندن خونریزی و دفع شوک، باید زخم را بطور مناسبی ببندند تا امکان فساد زخم کمتر شده و باکتری و عفونت به آن وارد نشود.

پانسمان جدید توسط شرکت “Battelle” و با همکاری دفتر تحقیقات نیروی دریایی آمریکا، آزمایشگاه تحقیقاتی نیروی دریایی و مرکز تحقیقات پزشکی نیروی دریایی، ابزار “ACCSIL” را به همراه یک شریان بند برای استفاده پزشکان و پزشکیاران طراحی کرده است. این ابزار یک پانسمان سبک‌ وزن است که محکم روی اندام بسته شده،‌ زخم را تازه نگه می‌دارد و از بافت‌ها تا ۷۲ساعت حفاظت می‌کند.

“ACCSIL” از دو بخش ساخته شده است. بخش خارجی شامل پوششی است که مطابق با شکل اندام طراحی شده و می‌تواند جلوی خونریزی را گرفته، بخش مذکور را گرم نگهدارد و آن را در برابر آلودگی حفظ کند.

بخش داخلی شامل یک لایه فعال زیستی است که زخم را مرطوب و آغشته به مواد شیمیایی خاص برای ارائه آنتی‌بیوتیک و مسکن نگهداشته تا از رشد باکتری و قارچ جلوگیری شود.

این پانسمان که دو سال دیگر ارائه خواهد شد،‌ نه تنها برای سربازان، بلکه برای استفاده بر روی کشتی‌ها، زیردریایی‌ها، کارخانجات،‌ مزارع، تصادفات جاده‌ای و حملات تروریستی که دسترسی به امکانات پزشکی برای عمل جراحی محدود است، کاربرد خواهد داشت.

ژنهای عامل اوتیسم

ژن‌های عامل اوتیسم کشف شدند

محققان دانشگاه پرینستون موفق به کشف 2500 ژن شدند که با بیماری اوتیسم در ارتباط هستند.

به گزارش ایسنا به نقل از یاهو، این ژن‌ها که احتمالا با بیماری اوتیسم در ارتباط هستند براساس نحوه عملکردشان و براساس مرتبط بودن با هر یک از بخش‌های مغز به صورت گروههای رنگی در کنار هم تشکیل شده‌اند.

بدن انسان دارای حدود 25,000 ژن است و محققان پیشتر تنها 65 ژن حامل خطر ابتلا به اوتیسم را کشف کرده بودند اما در حال حاضر محققان دانشگاه پرینستون در نیوجرسی بیش از 2500 ژن را شناسایی کرده اند که می‌تواند شرایط را برای ابتلا به اوتیسم مهیا کند.

این کشف بسیار مهم است زیرا دانشمندان را به سمت یافتن درمان های جدید و موثر برای این بیماری می‌برد.

اوتیسم یک بیماری است که شرایط را برای برخی از افراد برای برقراری ارتباط، یادگیری و معاشرت دشوار می‌سازد.

محققان با استفاده از یک برنامه کامپیوتری یادگیری ماشینی موفق به شناسایی ژنهای مرتبط با اوتیسم شدند.

این برنامه شباهت‌های بین ژن‌های مربوط به مغز و ۶۵ژن حامل خطر اوتیسم را شناسایی کرد.

آنها همچنین به بررسی ژن هایی پرداختند که با هر دو گروه مرتبط است.

این محققان اظهار کردند که روند این پژوهش مانند پیدا کردن دوستان در فیس‌بوک است.

اگر فیس بوک بخواهد به شما دوستانی را پیشنهاد کند در ابتدا باید دوستان شما را شناسایی کند و بعد کسانی را شناسایی کند که با آنها در ارتباط هستند. استراتژی این روش شناسایی ژن نیز دقیقا به همین گونه است.

این استراتژی جدید نشان می‌دهد که داشتن ژن‌هایی که هم با ژنهای مرتبط با مغز و هم به ژنهای مرتبط با اوتیسم آشنا باشند، می‌تواند خطر ابتلای فرد را به اوتیسم افزایش دهد.

محققان هنوز راه بسیار زیادی تا درمان کامل این بیماری دارند اما این تحقیقات جدید می‌تواند به درمانهایی منجر شود که به واسطه آنها بتوان این بیماری را در سنین پایین درمان کرد.

محققان با بررسی پنج کودک اوتیسمی دریافتند همه آنها دچار دچار نقص در ژن SHANK3هستند. این ژن مسئول ایجاد ارتباطاتی در مغز است که در یادگیری زبان اهمیت دارند.

"توماس بورژرون" سرپرست این تحقیق گفت تحقیق موسسه پاستور نقش حیاتی این ژن در تشکیل ارتباطات عصبی در مغز را به اثبات رساند. این ژن در تمام موارد اوتیسم نقش ندارد. اما می‌تواند اختلالات ارتباطی که مهمترین موانع اجتماعی بر سر راه بسیاری از مبتلایان است را توضیح دهد.

این مطالعه بر روی پنج بیمار از سه خانواده انجام شد که به نشانگان اوتیسم یا "آسپرگر" مبتلا بودند.

نشانگان "آسپرگر" یک اختلال طیف اوتیسم است که بیشتر علایم اوتیسم را دارد، اما مشکلات ارتباطی در آن شدت کمتری دارد. بیماری "آسپرگر" از هر 200 کودک یکی را مبتلا می‌کند و پسران چهار برابر دختران به آن دچار می‌شوند.

این گروه از محققان در سال 2003 نیز به وجود نقص در ژن SHANK3پی برده بودند. این ژن پروتیین‌های ضروری برای ایجاد سیناپس را تولید می‌کند. محققان متوجه درجات مختلف "حذف" در این ژن شدند.

این تحقیق با همکاری موسسه خدمات روانپزشکی اینسرم پاریس و دانشگاه گوتنبرگ سوئد انجام شده است.

اوتیسم تا قبل از سه سالگی ظاهر نمی‌شود با این حال این بیماری در 18 ماهگی نیز قابل تشخیص است.

کودکان اوتیسمی سراسر عمر خود در کسب مهارتهای اجتماعی و توانایی‌های ارتباطی مشکل دارند و خانواده آنها در مراقبت از آنها ، بار سنگین مالی و عاطفی را متحمل می‌شود.

 افزایش آماراوتیسم ا

آمارها نشانگر افزایش ابتلا به این بیماری در جهان است.

براساس اعلام انجمن اوتیسم آمریکا، میزان ابتلا به اوتیسم سالیانه 10 تا 17 درصد افزایش می‌یابد که افزایش آگاهی و تشخیص بیماری می‌تواند در افزایش آمار اوتیسم نقش داشته باشد.

برآوردهای مرکز کنترل بیماری در آمریکا نشان می‌دهد از هر 166 تا 500 کودک یکی به اختلالات طیف اوتیسم دچار است.

علت اوتیسم ناشناخته است. سالها مطالعه صرف شناسایی علت ژنتیکی این بیماری شده است.

ادعای برنارد ریملند پژوهشگر اوتیسم در آمریکا که علت افزایش اوتیسم را واکسن‌هایی می‌دانست که در دوران کودکی تزریق می‌شود، جنجال‌هایی را در محافل علمی مطرح کرد. این تحقیق در شماره اینترنتی نشریه "نیچر ژنتیک" منتشر شده است

زیکا و تغییرات جمجمه ای که ایجاد میکند

زیکا

محققان برزیلی برای اولین‌بار با مطالعه بر روی 45 نوزاد متولد شده از مادران مبتلا به زیکا، عملکرد این ویروس را در بروز بیماری میکروسفالی کشف کردند.

به گزارش ایسنا و به نقل از میل آنلاین، ویروس زیکا که از راه پشه به انسان منتقل می‌شود، اثرات بسیار مخربی در جنین انسان ایجاد می‌کند، بارزترین اثر زیکا بر سیستم عصبی مرکزی جنین یا مغز وارد شده و بیماری میکروسفالی یا رشد ناقص مغز و عدم شکل‌گیری جمجمه را به همراه دارد.

محققان با عکسبرداری از سر نوزادان میکروسفالی ناشی از فعالیت ویروس زیکا دریافتند که این ویروس نه تنها در فرایند شکل‌گیری جمجمه و صفحات استخوانی سر اختلال ایجاد می‌کند، بلکه رشد طبیعی مغز را سرکوب کرده و نوزاد را به بیماری میکروسفالی شدید مبتلا می‌کند.

زیکا و تغییر ساختار جمجمه

طیف‌ شدت میکروسفالی(از چپ اولی نوزاد با سر عادی، دومی مبتلا به میکروسفالی و سومی مبتلا به میکروسفالی شدید(

در بسیاری از موارد مبتلا به ویروس زیکا جمجمه نوزادان به طور کامل در هم ریخته شده و پوست اضافی و چین خورده توقف رشد مغز در مراحل اولیه را نشان می‌دهد.

بیماری زیکا

محققان با اسکن مغز جنین مادران مبتلا به زیکا دریافتند که میزان تجمع مایع مغزی-نخاعی در بطن‌های مغز این نوزادان بسیار بیشتر از نوزادان سالم است. بنابراین می‌توان عامل اصلی بروز بیماری میکروسفالی را در ترشح بیش از حد مایع مغزی-نخاعی قلمداد کرد. چرا که در شرایط تجمع این مایع، فضا برای رشد و تکامل نورون‌های مغزی کاهش می‌یابد.

زیکا چگونه ساختار جمجمه را تغییر میدهد

درمان استروئیدی ریه نوزادان احتمال مشکلات چشمی بدنبال دارد

درمان استروئیدی ریه نوزادان، احتمال مشکلات چشمی بدنبال دارد

نتایج پژوهش محققان دانشگاه میشیگان نشان می‌دهد، درمان استروئیدی که برای کمک به ریه‌های کودکان زودرس مورد استفاده قرار می‌گیرد، می‌تواند خطر مشکلات چشمی آنان را افزایش دهد.

مدت مدیدی است که استفاده از کورتیکواستروئیدها برای نوزادان کم وزن نارس با تردید رو به روست، چراکه گمان‌ها مبنی بر مضرات زیاد آن وجود دارد.

به منظور انجام این پژوهش داده‌های مربوط به هزار و 500 نوزاد کم وزن (کمتر از 500 گرم در هنگام تولد) مورد بررسی قرار گرفت.

هرچند این پژوهش نمی‌تواند رابطه علت و معلولی را نشان دهد اما تا حد دلایل پزشکی می‌توان به این نتایج می‌توان اعتماد کرد. به گفته محققان شرایطی موسوم به رتینوپاتی نوزادان نارس، در کودکان درمان شده از طریق استروئید 60 درصد گزارش شد. این درصد برای کودکانی که هنوز از این دارو مصرف می‌کنند، 70 درصد عنوان شد.

هرچند خطر ابتلا به مشکلات بینایی مکن است برای این کودکان وجود نداشته باشد، اما اختلالات چشمی ممکن است در آینده برای این دسته از کودکان وجود داشته باشد. بنابراین محققان این مطالعه تاکید کرده‌اند که پزشکان باید با هوشمندی نقاط ضعف و قوت این دارو را در کنار یکدیگر بگذارند و تصمیم درستی را مبنی بر استفاده یا عدم استفاده از این دارو در نوزادان بگیرند تا مانع از بروز اختلالات چشمی در سنین پایین شوند.

این پژوهش در مجله "Journal of the American Association for Pediatric Ophthalmology and Strabismus " منتشر شده است.

دوربین خوراکی

کپسول اندوسکوپی؛ یک دوربین خوراکی

کپسول اندوسکوپی(M2A) برای اولین بار در آگوست ۲۰۰۱تعریف شد. این کپسول از یک دوربین بی سیم کوچک و قابل بلع برای تصویربرداری بدون درد از روده باریک طراحی شده است. کپسول اندوسکوپی؛ یک دوربین خوراکی است که تنها ۱۱میلیمتر در ۲۶میلیمتر اندازه دارد و شامل دوربین، منبع نور، رادیوترانسمیتر و باتری است. بیمار به راحتی می تواند آن را ببلعد و دوربین کپسول می تواند حدود ۲تصویر در هر ثانیه و در حین عبور از مجرای گوارشی بگیرد.

بیمار یک وسیله ثبت به اندازه یک واکمن به مچ دست یا یک کمربند به کمر می بندد. هزاران تصویر ویدئویی از طریق پروب های متصل به جدار شکم منتقل و در وسیله ثبت ذخیره می شوند و سپس به کامپیوتر انتقال می یابند تا پزشک آنها را ببیند. کپسول اندوسکوپی در شرایطی مانند دردهای شکمی، خونریزی، سوء جذب، تومورها و زخم های ناشی از دارو به کار می رود. این کپسول همراه با آب بلعیده می شود ، قابل هضم نیست و به طور طبیعی از بدن دفع می شود. شایان ذکر است که این کپسول ها به صورت یک بار مصرف تولید می شوند.

امروزه اندوسکوپی با فرستادن سیم های فیبراپتیک به داخل بدن و تفکیک ارسال اطلاعات انجام می شود که گاهی همراه با ایجاد مصدومیت و ناراحتی به دلیل پیشرفت نوک اندوسکوپ تا روده باریک می شود. برای حذف چنین مشکلی کپسول های مینیاتوری قابل بلعی طراحی شده اند که این روش تهاجمی را تا درصد بسیار بالایی تعدیل می کند. این کپسول ها با پایین رفتن از مری به سمت معده و روده ها تصاویر حاصله را به گیرنده ارسال کرده و توسط پزشک بررسی می شوند. این وسیله تصاویر دو بعدی تهیه کرده و به طور هم زمان اطلاعات تصویری را انتقال می دهد و سیگنال های لازم برای کنترل الکترونیکی کپسول ها دریافت می دارد.

آماده سازی استاندارد بیماران شامل ۱۲ساعت غذا نخوردن پیش از آزمایش است. آماده سازی نسبی روده توسط پلی اتیلن گلیکول یک روز پیش از آزمایش یا حداکثر ۱۶ساعت قبل یا در همان روز آزمایش حداقل ۳-۲ساعت قبل از اندوسکوپی صورت می گیرد. در هر حال، ۸۰میلی گرم سایمتیکون، ۲۰دقیقه پیش از اندوسکوپی برای تمام بیماران توصیه می شود. ۲لیتر پلی اتیلن گلیکول و ۱۰میلی گرم متوکلروپرامید نیز توصیه می شود. علت این توصیه ها این است که هنگامی که کپسول ها خورده می شوند و در طول روده باریک پیش می روند، اگر روده پر از مواد باشد امکان مشاهده جدار مخاطی آن نخواهد بود. قابل ذکر است که اریترومایسین اثر خاصی بر پیشرفت کپسول ها در روده باریک ندارد در حالیکه متوکلروپرامید احتمال آزمایش موفق روده باریک را افزایش می دهد. ( متوکلروپرامید زمان عبور را در روده باریک کاهش می دهد). بیماران اجازه دارند تا ۲ساعت پیش از اندوسکوپی مایعات رقیق و ۴ساعت بعد از آن غذای سبک میل کنند.

Capsule Endoscopy

اجزاء سیستم

دو نوع سیستم وجود دارد. درنمونه اول ، جزء اولیه سنسور تصویری CMOS و لنز تصویربرداری داخل روده است. دوربین ۳/۱اینچی که سیگنال ویدئویی NTSC را تولید می کند و بسیار کم مصرف است و تنها نیاز به ذخیره ۵V-DC دارد. ۴عدد LED در بالای سنسورها برای تامین روشنایی جهت نمایش بافت لازم است. یك انتقال دهنده سیگنال برای انتقال تصاویرگرفته شده به دنیای بیرون مورد نیاز است که شامل یک نوسانگر موضعی است که سیگنال RF در باند UHF با MHZ315 فركانس و قابل اتصال به كابل نمایشگر است. سیگنال های حاصل AM بوده و تقویت می شوند.آنتن دوم موجود دركپسول برای دریافت اطلاعات از كنترلر بیرونی است. این آنتن اطلاعات را به گیرنده RF می رساند. IC موجود در كپسول شامل نوسانگری است كه در فركانس MHZ433 اطلاعات را دریافت كرده و عمل متعادل سازی را انجام می دهد و آنها را به قطعه كدگذار انتقال می دهد. از طریق این اطلاعات است كه فرد از بیرون می تواند دوربین كپسول یا یك یا تمام LED ها را روشن یا خاموش كند. مصرف دستگاه كم و كیفیت تصاویر بالا است، انرژی مورد نیاز کپسول توسط یک باتری تامین می شود. تمام اجزای داخلی كپسول از طریق یک تقویت کننده با خروجی بالا حمایت می شوند. تمام اجزای توصیف شده بر روی یک چیپ PCB جای گرفته اند.

درنوع دوم، تمام تمام تصاویر کدگذاری شده، کدبرداری و کنترل عملکردهای کپسول از طریق یک چیپ CPLD انجام می شود .(Complex Programmable-Logic Device) تمام سیگنال های زمان و مکان نیز توسط CPLD تولید می شوند. تفاوت قابل ملاحظه با ترکیبات قبلی این است که در این مورد خروجی سنسورها به صورت آنالوگ نیست و به صورت سیگنال های UHF از بیرون منتقل نمی شوند. در عوض تصاویر ۸بیتی به صورت پیکسل اطلاعاتی هستند که از طریق سنسورها تولید شده و قبل از انتقال از طریق باند UHF از طریق CPLDکدگذاری می شوند.از آنجا که خروجی های سنسور همیشه مطمئن نیستند، CPLD زمان گرفتن نمونه ها را به دقت ثبت می کند. در این مدل سرعت انتقال اطلاعات بهMbit/sec 2 رسیده است.

در سیستم اول نمونه های تصویری بر اساس ساعت داخلی کپسول زمان بندی می شوند و پیکسل های افقی و عمودی ارائه می دهند. تمام این پالس های دیجیتال ازطریق CPLD سیگنال منفرد تبدیل و به انتقال دهنده RF می روند. در این مرحله تصاویر از روی پیکسل ها بازسازی می شوند. انرژی مصرفی در حالتی که تمامی اجزاء روشن هستند، V3/3، MA 20، MV 66 و هنگامی که فقط CPLD و دریافت کننده ها روشن هستند V 3/3، MA 9، MV 7/29 است.

مصرف توان پائین به معنی این است که قادر به گرفتن تصاویر در بازه زمانی طولانی تر است. در طی مدت زمان تعیین شده ۸الی ۱۲ساعت امتحان داخل احشاء، کپسول دو تصویر در ثانیه معادل ۶۰,۰۰۰تصویر از احشاء خواهد گرفت. همچنان که بیماران به دنبال کارهای روزانه خود هستند، کپسول تصاویر را جمع آوری کرده و آنها را با استفاده ازRF می فرستد. یک آنتن جاسازی شده در كمربند یا مچ بند تصاویر را دریافت کرده و آنها را در ضبط کننده ذخیره می کند. پس از این که دوربین از سیستم عبور کرد، بیمار كمربند یا مچ بند ضبط کننده را به دکتر می دهد و دکتر تصاویر را بر روی نرم افزار RAPID دانلود می کند (تحلیل کننده تصاویر و اطلاعات) و این شامل تصاویر ویدئویی شامل۲۰دقیقه از عمل کرد احشاء داخل بیمار است که پزشک می تواند آن را جهت اطلاعات غیر طبیعی بررسی کند.

مدارها کاملا در کپسول و با یک عایق پلاستیکی قرار گرفته اند.کپسول یک شکل خاص مکانیکی دارد، همچنان که داخل دستگاه گوارش حرکت می کند خود را با مالیدن به دیوارهای مجرا از هر چیزی که مانع دید شفاف آن باشد، تمیز می کند.

خوشبختانه، دستگاه قابل مصرف مجدد نیست! در حقیقت، یک کلید مطمئن جهت مدارات تصویر گیرنده، این تضمین است که آنها یک بار مصرف بوده و بازار سیاهی برای این قطعات وجود ندارد.

Technology Trends Drives The Capsule Endoscopy System In 2015

آماده سازی پیش از اندوسکوپی

پنج روز پیش از انجام عمل

-قطع هر گونه داروی حاوی آهن

-عدم مصرف آجیل،دانه ها، ذرت

یک روز پیش از عمل

-عدم مصرف لبنیات

-مصرف صبحانه قبل از ۸صبح( یک تخم مرغ آب پز، نان تست، بدون کره)

-اجتناب از مصرف غذاهای حاوی رنگ ارغوانی و قرمز

-پس از ۹شب چیزی مصرف نشود.

روز عمل

-مصرف ۸لیوان آب ۲ساعت قبل از عمل

-از ۱ساعت قبل از عمل چیزی ننوشند.

-داروهای معمول را همراه داشته باشند.

-داروهای ضروری ۲ساعت بعد از عمل صرف شود.

-لوسیون پوستی بر پوست شکم استفاده نشود.

 

کپسول خوراکی اندوسکوپی 20 728

مزاياي پزشكي

در روش سنتی یک لوله 21 فوتی به سختی زیاد داخل مجرای گوارشی می شود، اما این روش جهت پیدا کردن خونریزی های گوارشی داخل سیستم شده و مانند یک تکه از غذا با همان روند نرمال حرکت می کند. با یک بار بلع به صورت اتوماتیک- تنها با 8- 6 ساعت غذا نخوردن و فقط نوشیدن مایعات شفاف که روی دید دوربین اثر نگذارد. ا لبته یک یا دو مشکل در پیدا کردن آدرس تصویر گرفته شده موجود است. برای مثال راهی وجود ندارد که محل عکس برداری مشخص شود. اما مدل M2Aplus، یک نرم افزار دارد که یک گزارش گرافیکی از دستگاه گوارشی بیمار می دهد، با جایگزاری اطلاعات، پزشک با اطمینان بیشتر قادر به تعیین محل مشکل است.

کپسول اندوسکوپی یک دوربین خوراکی 1

خطرات كپسول اندوسكوپي

ا ین کپسول ها از مواد پوشش دار مطابق با مقاومت بدن تشکیل شده که نسبت به مایعات هاضم بدن مقاوم هستند. بیماران درد یا ناراحتی ندارند اما در موارد نادری احتباس کپسول ها درروده کوچک به دلیل انسداد یا باریک شدن آن رخ می دهد. این امر بیشتر ممکن است در بیمارانی که سابقه جراحی گوارشی یا انسداد روده دارند رخ دهد. بیمارانی که وسایل الکتریکی مانند ضربان ساز قلبی دارند حین اندوسکوپی باید مانیتور شوند. بیماران تا زمان دفع کپسول اجازه انجام MRI ندارند. بیمار 8 ساعت پس از بلع می تواند وسیله ثبت را از خود جدا کند، کپسول طی 2 الی 3 روز پس از بلع از طریق حرکات طبیعی روده دفع می شود. ضایعات باقیمانده پس از دفع کپسول هیچ گونه اثر سوء زیست محیطی به جای نمی گذارند .

 کنسرسیوم ایرکاس نماز خانه سنت بندیکت از زمتور

تفکر مارتین هایدگر بر معماری ـ بخش اول ـ جهان، چیزها و زبان هستی  

نوشـــــــــــته ی : کریستین نوربرگ ـ شولتز

خــلـاصــــــــــــــه :تدقیق رویکرد پدیدارشناسه مارتین هایدگر بر معماری

هایدگر هیچ متنی در مورد معماری برای ما باقی نگذاشته است، با این حال معماری از مقام درخوری در فلسفه ی او برخوردار است. مفهوم هستنده ـ در ـ جهان اش به محیط انسانْ ساز اشاره دارد و زمانی که از معضلی به نام "مسکنت شاعرانه" سخن می راند، اشکارا به هنر ساختن ارجاع می دهد. بر این قوام این نوشتار به ناچار بایستی بخشی از تفسیر ما باشد بر فلسفه او. چنین تفسیری احتمالا تلاشی است برای فهم بهتر مشکلات پیچیده ی متبادر بر محیط در زمانه ی ما.

هایدگر، مهمترین مثال مقاله "سراغاز کار هنری" را از معماری عاریه می گیرد، مثالی که می تواند نقطه عظیمت متن پیش رو قرار گیــــــــــرد:

معبد تبلور حضور خداست

پل و ستون کنسرسیوم ایرکاس

یک بنا، معبدی یونانی، منعکس کننده چیزی نیست. صاف و ساده در میان صخرهْ دره ای پرشکن و شکاف ایستاده است. بنا چهره خدا را در برگرفته است و می گذارد تا پوشیدگی چهره از میان تالار بازِ پرستون، در حریم و حوزه قدسی درایستد. به واسطه معبد، خدا در معبد حضور دارد. اما معبد و حریم ان در بی کرانگی ناپیدید نمی شود. معبد گرداگرد خود، رشته و سلسله نسبت هایی را سامان و وحدت می دهد که از ان ها انسان شمایل تقدیر خود را، از زایش و مرگ، شکر و شکایت، پیروزی و شکست، پایندگی و فروپاشی، نصیب می برد. گستره این نسبت های باز عبارت است از عالم این قوم تاریخی. در این عالم و از این عالم است که این قوم به خود باز می اید تا نقش خود را تمام ایفا کند.

معبد تمام چیزهایی که بر زمین یا به واسطه زمین قوام گرفته اند را اشکار ساخته و با اوج گیری متبلور می کند، نمازخانه فیلد برادرز از پیتر زمتور

نمازخانه فیلد برادرز از پیتر زمتور کنسرسیوم ایرکاس

بنا، ایستاده برجا، پایدار است به سنگ پی. این سیاق از پایداری، راز ان سنگ بی عقل و خام را از دل سنگ بیرون کشیده و در عین حال خود اتکایی اش را نیز تامین می کند. بنا پابرجاست و طوفان را از سر می گذراند و از همین ره گذر زور طوفان را می نمایاند. تابش و درخشش سنگ که خود جز از لطف خورشید نمی نماید، روشنی روز را به نمایش می اورد و گستردگی اسمان را و تاریکی شب را. ان تصلب افراشته، فضای پنهان در هوا را اشکار می سازد. خلل ناپذیری معبد با تلاطم مد دریا مقابل می افتد و سکوت موقرش قهر دریا را به رخ می کشد. درخت و سبزه، عقاب و گاو، مار و مور، هر یک هیئتی را می یابد که دارد و چنان نمودار می اید که هست. یونانیان این ظهور و بروز در هر چیز و همه چیز را فایسس خواندند. فایسس[= زاد و بود، طبیعتان را روشن می سازد که بر ان و در ان انسان مسکن خود را بنا می نهد. انچه این واژه ادا می کند نه انگاره توده ایست که جایی افتاده و نه تصور سیاره ایست نجومی. زمین ان جایی است که هر چه از ان رُسته، بدان بازمی گردد و مامنی است بر هرانچه ارام از دل ان می روید. در مواجه با چیزهایی که برمی ایند زمین در قامت عاملی ماوا دهنده تبیین می شود.

نمازخانه گرداورنده چهارْپوش است و زمین و اسمان را به هم می رساند، نماز خانه سنت بندیکت از زمتور

نمازخانه گرداورنده چهارپوش است

معبد، ایستاده بر جا، عالمی را می گشاید و همان عالم را دوباره به زمین بازمی گرداند. و از این ره، زمین همچون خاکِ اشنا ظاهر می شود. اما انسان ها و حیوانات، گیاهان و چیزها، هیچ گاه همچون ابژه های لایتغیر ظاهر نمی شوند و در نظر نمی ایند تا محیطی را فراخور معبدی که ان هم روزی به جمع حاضران افزوده شده است فرابنمایاند. بر این قوام ما می توانیم به هستی هر چیز نزدیکتر شویم، البته اگر به تمام شان بر قراری دیگرگون بیاندیشیم و البته این مستلزم ان است که چشم دیدن همه چیز را در قامتی دیگرگون نیز داشته باشیم. البته دیگرگون سازیِ صرف، به خودی خود، هیچ چیزی را اشکار نمی سازد و معبد، با استقرارش در انجا، در گام اول ظاهر چیزها را رقم می زند و بعد از ان، به مردمان [ان بوم] چشم اندازی از خودشان عطا می کند.

و هستی لختی رخ می دهد، اثری از کارلو اسکارپا

اثری از کارلو اسکارپا

این قطعه به ما چه می گوید؟پیش از هر چیز باید بستری که پرسش در ان طرح می شود را در نظر اوریم. زمانی که هایدگر از معبد یاد می کند، می خواهد ماهیت کار هنری را بر ما عیان سازد، او تعمدا اثری را برای توصیف برگزیده "که نمی توان ان را در قامت یک اثر بازنمودی صورت بندی نمود". اثر هنری بازنمایانده نمی شود، بلکه پیشاروی می اید، چیزی را به منصه ظهور می رساند. هایدگر این چیز را "حقیقت"می خواند. این مثال بیش از هر چیز نشان می دهد که یک ساختمان بر قرار فهم هایدگر کار هنری است، یا باید اینگونه باشد. یک ساختمان در قامت اثر هنری "حافظ حقیقت" است. ساختن از چه و چگونهمحافظت می کند؟ نقل قول پیشْ امده، پاسخی است به هر دو پرسش، اما برای رسیدن به فهمی عمیق تر می بایستی به دیگر نوشته های هایدگر هم رجوع کنیم.

چیستی در پرسش ما سه جز را تحت شمول خود می اورد: اول: معبد تبلور حضور خداست. دوم: معبد انچه تقدیر بشر را شکل می دهد کنار هم می اورد. سوم: معبد تمام چیزهایی که بر زمین یا به واسطه ان قوام گرفته اند را اشکار می سازد: صخره، دریا، هوا، گیاهان، حیوانات و حتی نور روز و تاریکی شب را. در یک نگاه کلان، معبد" گشایش جهان است و در عین حال بازگرداندن مجدد این جهان است به [ماوایش؛] زمین" و بر این قرار حقیقت را در اثر هنری رسوخ می دهد.

هم رسش زمین و اسمان، میانْ بودگی، موسسه سالک از لویی کان

موسسه سالک از لویی کان کنسرسیوم ایرکاس

برای فهم معنای تمام این ها باید به پرسش دوم بپردازیم؛ چگونه. هایدگر چهار جا به این نکته اشاره می کند که معبد انچه را باید به انجام رساند با " قرارگرفتن در انجا" به انجام می رساند. هر سه کلمه مهم اند. معبد هرجایی واقع نمی شود، معبد انجا قرار گرفته است، "میانه ی دره ی صخره های از هم شکافته". عبارت دره ی صخره های از هم شکافته نقش تزیینی ندارد. بلکه موید این گزاره است که معابد در مکان های مشخصِ پیراسته واقع شده اند. بر قرار شئون معنایی موکد بر بنا، مکان قبض و بسط می یابد و حوزه ای قدسی از برای خدا شکل می گیرد. به بیان دیگر، ان مکان از پیش معهود حامل معنایی است مستتر که به سبب معبد اشکار می گردد. بنا چگونه تقدیر انسان را اشکار می سازد، مشخص نیست، اما انچه مشخص است انکه این روند به موازات و هم زمان با ساختن خانه ی خدا به انجام می رسد، سرنوشت انسان ها، کاملا، در گرو مکان است. تبلور زمین، نهایتا، با تعلق خاطر، توجه یا دلمشغولی در، جا ماندگاری معبد صورت خواهد بست. بنابراین زمینْ قوام یافته و به سوی اسمان اوج می گیرد و بر این ره ظاهر هر چیز را به ان اعطا می کند. هایدگر همچنین تاکید می کند که معبد به وضعیت از پیش موجودِ انجا اضافه نشده، او بر این باور است که بنا، برای اول بار، چیزها را انگونه که هستند پدیدار می سازد.

تفسیر هایدگر از معماری در قامت "در کارْ نشاندنِ حقیقت"هم نو است و هم کم و بیش گیج کننده. امروزه ما هنر را همچون بیان، بازنمود و شناخت منشا انسان و جامعه می دانیم. هایدگر، اما، بر این نکته تاکید می گذارد که "انچه باید در کار بیاید این نیست که این را انکه نمی شناسمش ساخته است، بلکه این واقعیت ساده است که کار ساخته شده است و به واسطه ان گشودگیحادث می شود." این ساخته شدن زمانی اشکار می شود که که جهان از بستگی عبور می کند تا با گشایشش به چیزها ظاهرشان را عطا کند. این گونه است که می توان نتیجه گرفت برای فهم بهتر نظریه هایدگر باید جهان و چیزها را مفاهیمی عمیقا به هم وابسته دانست.

حقیقت لختی بر ما اشکار می شود، مرکز اکستر از لویی کان

مرکز اکستر از لویی کان کنسرسیوم ایرکاس

هایدگر در سراغاز کار هنری هیچ تبیین حقیقی ای از جهان ارائه نمی کند و حتی تاکید می کند که"اینجا، ماهیت جهان صرفا می تواند نمود یابد". در هستی و زمان، اما او جهان را در یک روی کردِ موجود شناختی همچون کلیت چیزها تعریف می کند و در یک روی کرد هستی شناسانه به مثابه هستی ان ها. در اصل، جهان به معنای "جایی است که بشر در ان می زیید." در نوشته های متاخرش، جهان به مثابه جا را در قامت چهارپوشیاز زمین، اسمان، میرایان و خدایان تفسیر می کند. بار دیگر، بدان سبب که به جهان در چارچوب ساختارهای کالبدی، اجتماعی یا فرهنگی اندیشیده ایم، گیج می شویم. هایدگر اما اشکارا می خواهد این امر واقع بوده را به ما یاداور شود که زندگی روزمره ما، عملا، متشکله ایست از چیزهای عینی و نه انتزاعات علمی. بر این قرار می گوید:

"زمین، بناْ حامل است، پرورش دهنده و تیمارخوار میوه هایش، پاسدار اب و درخت، گیاه و حیوان.

اسمان، خورشیدْ گذر است، مسیر چرخش ماه، عرصه درخشش ستارگان، [تبیین کننده] فصول سال، سپیده دمان و گرگ و میش روز، سکون و درخشش شب، قهر و اشتی هوا، ابرهای در حرکت و لاجوردی اسمانِ دور.

ایزدان پیام اوران اشارت گر خدای خدایانند، فارغ از تفوق نهان ایزدان، خداوند ان چنان که هست ظاهر می شود، ان چنان که او را از هر نوع قیاس با موجوداتی که حضور دارند بری می سازد.

میرایان، ابنا بشرند، از ان رو میرا می نامیمشان که می توانند بمیرند و مردن به این معناست که قادر به مردند، از ان رو که مرگ هست"    

هر کدام از این پوش ها هستی مستقل دارند، چرا که هر یک بازتابی اند از دیگری. ان ها در یک "کنشِ بازتابی" با یک دیگر گره می خورند و جهان را متشکل می سازندکنش بازتابی را می توان همچون "میانْ" گشودگی ـ جایی که چیزها انگونه که هستند ظاهر می شوند ـ فهم کرد. هایدگر در مقاله ای بر جان پیتر هـِـبـِـل عملا از ماندگاه انسان "میانِ زمین و اسمان، زندگی و مرگ، لذت و درد و کار و جهان" سخن می راند و ان را "میانْ چندگانگی" جهان می خواند. می توان نتیجه گرفت جهان هایدگر یک تمامیت عینی است، همانگونه که پیشتر در ارجاعاتی که بر معبد یونانی رفت نیز شاهدش بودیم. هایدگر به جای انکه هستی را در قامت عالم بعیدِ انگاره [های انتزاعی] بیانگارد، ان را در چارچوب ان چه در اینجا و اکنون هست، مد نظر می اورد.

بر قرار [ایده ی] تمامیتِ چیزها، باید پذیرفت جهان انباشتی صرف از اشیا نیست. زمانی که هایدگر چیز را تعینی از چهارْپوش می داند معنای اصلی چیز را به مثابه به هم رسان یا "هم آیند" احیا می کند. از همین روست که می گوید:"چیزها میرایان را با جهان مواجه می کنند"

هایدگر همچنین مثال هایی می اورد تا بر قوام ان ها ماهیت چیز را تعین بخشد. کوزه همچون پل یک چیز است و هرکدام چهارْپوش را بر سیاق خود به هم می رسانند. هر دو مثال با زمینه بحث ما مرتبط است. کوزه بخشی از ان ساز و برگی است که محیط پیرامون انسان را متشکل و از این طریق صورت می دهد در حالیکه پل بنایی است که کیفیت های جامع تری از محیط پیرامون را اشکار می سازد. هایدگر می گوید:

پل، زمین را در قامت چشم انداز پیرامون پل گرد می اورد، پل صرفا کرانه هایی را که پیش از این انجا بودند به هم نمی رساند، کرانه ها فقط زمانی در معنای کرانه بر اگاهی ما پدیدار می شوند که پل از رود می گذرد.

پل و معماری کنسرسیوم ایرکاس

پل زمین را در قامت چشم انداز پیرامون پل گرد می اورد . . . پل صرفا کرانه هایی که پیش از این ان جا بودند را به هم نمی رساند. کرانه ها فقط زمانی [در معنای] کرانه [بر اگاهی ما] پدیدار می شوند که پل از روی رود بگذرد.          

پل سبب می شود مکان [در فهم عامش] به حضور اید و در عین حال عناصر [متشکله ا] ش نیز در قامت انچه هستند پدیدار شوند. واژه های زمین و چشم انداز اینجا به عنوان مفاهیم تپولوژیکال صرف به کار نرفته اند، بلکه مستفاد شده اند تا چیزهایی را نمایان سازند که پل به واسطه کیفیت گرداورندگی اش [به مکان] بخشیده. زندگی انسان بر زمین حادثمی شود و پل این امر واقع بودهرا عینیتی شهودی می بخشد. انچه هایدگر مایل است در قالب این مثال ها اشکار کند شیئیت چیزها ـ جهانی که گرد می اورنداست. این تکنیک تحلیلی در کتاب هستی و زمان "پدیدارشناسی" خوانده شد. اگرچه هایدگر، بعدتر، واژه تفکرِ یاداورندهرا برای تبیین تفکر خالصی که از الزامات اشکارساختن یک چیز در قامت یک همنهشتی است، وضع کرد. در این نوع از تفکر زبان می اید تا نقشی عمده در قامت منبع ادراک بازی کند.

 

ساختمان هوشمند کنسرسیوم ایرکاس

سیستم مدیریت هوشمند ساختمان ( BMS )

"BMS" یا Building management system که در فارسی آن را مدیریت هوشمند ساختمان ترجمه کرده اند به مجموعه سخت افزارها ونرم افزارهائی اطلاق ميشود که به منظورمانيتورینگ وکنترل یکپارچه قسمتهای مهم وحياتی درساختمان نصب ميشوند.

یک ساختمان هوشمند چگونه ساختمانی می باشد ؟

يك ساختمان هوشمند بنا به تعريف انستيتو ساختمانهاي هوشمند ، بنايي است كه با استفادة بهينه از چند عنصر پاية سازه و سيستم و خدمات و مديريت و روابط دروني آنها ، محيطي مناسب و داراي صرفة اقتصادي ايجاد نمايد .

تعريفي كه در كشورهاي توسعه يافته درباره يك ساختمان هوشمند عنوان ميشود چنين است : "يك ساختمان هوشمند ساختماني است كه در بردارنده محيطي پويا و مقرون به صرفه به وسيله يكپارچه كردن چهار عنصر اصلي يعني سيستمها، ساختار، سرويسها و مديريت و رابطه ميان آنها است . "

مزاياي يك ساختمان هوشمند از طريق اتوماتيك كردن سيستمهائي مانند گرمايش و تهويه مطبوع "HVAC" سيستم اعلام حريق و آتشنشاني، سيستمهاي امنيتي و مديريت انرژي و روشنائي به وجود مي آيد.

اگر حريقي در يك ساختمان به وقوع بپيوندد، سيستم اعلام حريق با سيستم امنيتي به صورت خودكار ارتباط برقرار مي كند و از اين طريق قفل هاي كليه درها باز ميشوند و مردم مي توانند به راحتي از محل حريق دور شوند و نيز ارتباطي خودكار برقرار كرده و از اين طريق هواي سالم جايگزين هواي دودآلود HVAC سيستم امنيتي با سيستم مي شود.

اصول يك ساختمان هوشمند مي گويد كه هزينه هاي واقعي يك ساختمان فقط هزينه هاي ساخت نيست بلكه بايد به آنها هزينه هاي راهبري و تعميرات را نيز اضافه كرد.

ساختمان هوشمند تمامي اين هزينه ها را به وسيله كنترل اتوماتيك و يكپارچه، مخابرات و سيستم مديريت كم ميكند.

در قرن بيست و يكم و تغييرات فرهنگي و تكنولوژي و همچنين تغيير نحوه ديد مردم در مورد محيط كاري و زندگي خود، چه در بخش تجاري يا صنعتي يا حتي مسكوني، نياز به محيطي كه حداكثر استفاده و حداقل هزينه را بتوان در آن تجربه كرد وجود دارد .

وظيفه این مجموعه، پایش مداوم بخش های مختلف ساختمان و اعمال فرامين به آنها به نحویست که عملکرد اجزاء مختلف ساختمان متعادل با یکدیگرودرشرایط بهينه وباهدف کاهش مصارف ناخواسته وتخصيص منابع انرژی فقط به فضاهای در حين بهره برداری باشد.

BMS میيتواند در برگيرنده تمام سرویس های الکتریکی , مکانيکی , و حفاظتی ساختمان باشد. این سرویس ها شامل گرمایش، سرمایش، تهویه مطبوع، آسانسور، نيروگاه برق اضطراری، پله برقی، کنترل روشنایی، دوربين مدار بسته، اعلام و اطفای حریق، کنترل تردد و ... هستند.

 ساختمان هوشمند ایرکاسBMS

یک سیستم BMS توابع مختلفی را ارائه می کند که عبارتند از :

- سوئیچینگ اتوماتیک ON/OFF تجهیزات

- مانیتورینگ وضعیت تجهیزات ، همراه با شرایط محیطی

- نگهداری و حفاظت انرژی

- مدیریت تجهیزات ساختمان

- قابلیت های کنترل از راه دور

- ردیابی خطا

- قابلیت یکپارچه کردن سیستم های ساختمان

چراغها و لامپ هایی که از روی سهل انگاری روشن می مانند ، موتورخانه ها و سیستمهای سرمایشی و گرمایشی به دلیل عدم پردازش صحیح بی وقفه در حال اتلاف منابع انرژی هستند ، عزیزانی که در خانه بر اثر نشتی گاز جان خود را از دست می دهند ، ترکیدگی های لوله های آب که باعث آب گرفتن ساختمان می شوند و صدها مورد دیگر که همه از موضوعاتی می باشند که ما را برای داشتن یک ساختمان هوشمند ترغیب می کنند.

فواید استفاده از سیستم BMS

مزایای اصلی استفاده از BMS را می­توان به ۳ محور اصلی زیر تقسیم نمود :

۱صرفه­جویی انرژی و کاهش هزینه ­های نگهداری

۲ایمنی

۳افزایش سطح رفاه و آسایش

۱ – صرفه ­جویی مصرف انرژی و کاهش هزینه ­های تعمیر و نگهداری

مطالعات نشان داده است که استفاده از سیستم هوشمند می­تواند بطور متوسط ۲۰درصد از مصرف انرژی و هزینه ­های جاری ساختمان می­کاهد. این سیستم علاوه بر کاهش مصرف انرژی با خاموش نمودن و کنترل آنها موجب کاهش استهلاک و افزایش طول عمر دستگاه­ها و کاهش هزینه ­های مربوطه می گردد.

۲ایمنی

در شرایط بحرانی با ارسال سریع و به موقع اعلام خطر می ­تواند در جلوگیری از حوادث و کاهش اثرات آن نقش مؤثری داشته و به طور خودکار پیام های اضطراری را به افراد یا ارگان های ذی­صلاح ارسال نماید . همچنین کنترل درب ورودی و اتصال آن به دوربین ­های مدار بسته و دستگاه ­های ثبت ورود می ­تواند ایمنی سیستم را بطور قابل ملاحظه ­ای افزایش دهد.

۳راحتی

این سیستم می­تواند بسیاری از کارهای تکراری و بازرسی­های مورد نیاز را بطور هوشمند انجام دهد. بطور مثال با حضور افراد نسبت به روشن­شدن روشنایی و فن­کوئل اقدام نماید و یا آبیاری فضای سبز و باغچه را بطور خودکار انجام دهد و یا با تنها فشار یک دکمه حالت­های از پیش تعریف شده­ ای را اجرا نماید و یا دما و نور و رطوبت مکان ها را در حد مطلوب تنظیم نماید.

BMS ساختمان هوشمند عملکرد

اجزایسیستم BMS

منظور از اجزا، کلیه تجهیزات، سیستم­های ارتباطی و نرم ­افزارهایی که جهت کنترل وسایل مختلف موجود در ساختمان مورد استفاده قرار می­گردد می­ باشد. با توجه به اینکه نیازها و خواسته ­های هر کاربر می­تواند بسیار متفاوت بوده، تجهیزات و اجزا هر سیستم نیز می­تواند با سیستم­های دیگر بسیار متفاوت باشد و کاربر می ­تواند به دلخواه خود آنها را انتخاب نماید. متداول­ترین اجراء BMSبه شرح زیر می­باشند .

۱سیستم کنترل مرکزی

این بخش مهمترین و بزرگترین جزء یک سیستم BMS بوده و هسته مرکزی آن می ­باشد. گاهی اوقات از یک کامپیوتر نیز به جای این سیستم استفاده می ­گردد ولی در اغلب موارد این بخش مستقل بوده و فقط از طریق کامپیوتر برنامه ­ریزی و کنترل می­گردد . این بخش شامل واحد پردازنده، کنترل های اصلی سیستم و کنتاکتورها و رله ­هایی که با کلیه اجزاء در ارتباط­اند ، می­باشد. همچنین در این بخش کلیدهایی وجود دارند که بطور دستی قابل تغییر هستند و با تغییر آنها می ­تواند برنامه سیستم را تغییر داد. روش­های ارتباطی کنترل مرکزی با اجزاء مختلف می ­تواند از طریق خطوط برق، سیم­های باس و یا خط تلفنی باشد .

۲خطوط ارتباطی (BUS)

برای ارتباط اجزاء مختلف BMS با یکدیگر از خطوط ارتباطی استفاده می­ گردد این خطوط از تمام اجزاء BMS عبور کرده و امکان ارسال اطلاعات را بین آنها میسر می­سازد. این خطوط می ­تواند بصورت سیم­های برق ساختمان، چند رشته سیم مشترک و یا بصورت امواج بی سیم باشد.

۳نقاط دسترسی و کنترل کننده (Access Point)

این بخش شامل یک نمایشگر و یک صفحه کلید و یا یک نمایشگر لمسی بوده و در نقاط مختلف ساختمان نصب شده و قابلیت کنترل و نمایش اطلاعات آن بخش، مانند دما، وضعیت وسایل و غیره را دارا است. این بخش مانند واحد کنترل مرکزی است با این تفاوت که توانایی­های آن محدودتر است.

۴ – سنسورها

سنسورهای گوناگونی با توجه به نیازهای مورد نظر و سطح هوشمند سازی می­ تواند در نقاط مختلف نصب گردد. انواع متداول این سنسورها عبارتند: از سنسور حضور، سنسور دما، سنسور نور، سنسور دود و غیره که می ­توانند مشخصات مورد نظر را تبدیل به سیگنال ­ها و اطلاعات مورد نظر نموده و از طریق خطوط ارتباطی به کنترل مرکزی یا نقاط کنترلی ارسال کند و کنترل مرکزی یا محلی فرمان های لازم را به انواع کلیدها، تایمرها و دیمرها ارسال می­نمایند.

۵ - دیمرهای روشنایی

دیمرها امکان تنظیم نور را با افزایش یا کاهش نور لامپ­ها بصورت الکترونیکی بوجود می ­آورند. با این تجهیزات می­توانند به همراه سنسور نور سطحنور محیط را با کم و زیاد شدن نور طبیعی تنظیم و یا حتی روشنایی را خاموش نمود و به این طریق در مصرف انرژی صرفه جویی می شود.

۶تایمرها

تایمرها جهت یک سری اعمالی که به صورت تکراری و در زمان های مشخص انجام می­شوند می ­توانند مفید باشند البته کنترل مرکزی نیز قابلیت ارسال فرمان بصورت زمانی را دارند که می ­تواند ارزان­تر از استفاده از تایمر مجزا باشد .

۷پریزها

با استفاده از پریزهایی که قابلیت ارسال و دریافت اطلاعات از طریق خطوط ارتباطی را دارند می ­توان مصرف کننده­های متصل به آن ها را روشن و خاموش و یا از وضعیت آنها مطلع گردید.

۸نرم افزار سیستم

استفاده از نرم افزار بوسیله یک کامپیوتر می ­تواند یکی از ابزارهای مفید و با قابلیت انعطاف بالا برای سیستم BMS باشد. حتی در مواردی توانایی­ هایی این نرم افزار به سیستم می­دهد که کنترل مرکزی فاقد آن می باشد از جمله گزارش ­گیری و ثبت واقع و همچنین ارتباط بصری مناسب با سیستم .

9- Web Server

وسیله ای است که کاربر را قادر می­سازد تا در هر نقطه ­ای از دنیا از طریق اینترنت به سیستم BMS دسترسی پیدا کرده و آن را کنترل نماید. این سیستم از طرفی با خطوط ارتباطی به کنترل مرکزی متصل و از طرف دیگر به تجهیزات مانند مودم به شبکه متصل می­گردد.

معماریسيستم BMS

سيستم معمولاً در سه سطح دسته بندی می شود. در سطح 1 وسائل و تجهيزات، حسگرها و اجزاء نهایی کنترل قرار می گيرند . سيستمهای E&M (ایستگاههای مهندسی و اپراتوری سيستم) در این بخش قرار دارند و از طریق ورودی و خروجيهایی به کنترلرهای یکپارچه منتقل می شوند. این انتقال ممکن است به طور مستقيم و یا از طریق تابلوهای طراحی شده صورت گيرد.

اجزاء پس از خاموش شدن سيستم وجود داشته و شامل سيستمهای I/O ، کنترلرها و نرم افزارهای ارتباطی با سطح ٢ می باشد و تمامی الگوریتمهای کنترلی و منطقی در این سطح انجام می شود.

سطح ٢ یا سطح کنترل نظارتی سطحی است که در آن ابزارهای نظارتی و مدیریت اطلاعات شامل HMI ها، سرورها، تجهيزات ذخيره سازی و ایستگاههای کاری اپراتورها و مهندسان که باید با سيستم BMS در ارتباط باشند، قرار دارد. ارتباط بين سطح یک و دو از طریق پروتکلهای استاندارد صنعتی انجام می پذیرد.

نرم افزار کنترلی سيستمهای BMS دارای قابليتهای بسياری هستند. این نرم افزارها در سطح ٣ قرار گرفته و روی سرورهای مناسب نصب می شوند و معمولاً دارای حداقل شرایط زیر هستند:

-دارای محيط گرافيکی مناسب و ساده برای کاربر عادی.

-دارای مجموعه (Library) از انواع راه حل ها و برنامه ها جهت آسانی طراحی و توسعه سيستم در آینده.

-دارای امکانات PM (سرویس و نگهداری) جهت راهبری سيستم در آینده بدون نياز به تهيه نرم افزار PM مجزا.

امکان تعریف طول و عرض جغرافيایی جهت تنظيم اتوماتيک شرایط طلوع و غروب خورشيد و کنترل مصرف انرژی.

-امکان تعریف لایه های امنيتی دسترس به برنامه توسط کاربران متفاوت.

-امکان تعریف لایه های امنيتی برای کاربران زیر سيستم های متفاوت از قبيل Access ، HVAC ، Lighting و ...

-امکان ذخيره سازی اطلاعات نرم افزار در بانکهای اطلاعاتی SQL قابل کنترل توسط Microsoft Windows.

امکان تهيه ، تنظيم و مقایسه نمودارهای مختلف عملياتی از جمله نمودار مصرف برق و ... در بازه های مختلف زمانی (Trends)

-ارتباط ساده نرم افزار گرافيکی و I/O های سيستم.

امکان ذخيره سازی اطلاعات مربوط به خطاها و دیگر گزارشات تا مدتها قبل.

 

شهر 24 ساعته معماری شهرسازی کنسرسیوم ایرکاس

راﻫﺒﺮدﻫﺎﻳﻲ ﺑﺮاي ﺗﺤﻘﻖ ﻣﻔﻬﻮم ﺷﻬﺮﻫﺎي 24 ﺳﺎﻋﺘﻪ

ﻧﻮﻳﺪ ﺳﻌﻴﺪي رﺿﻮاﻧﻲ، دﻛﺘﺮ در ﺷﻬﺮﺳﺎزي

navidsaeidirezvani@yahoo.com

ﭘﻴﺮوز ﺳﻴﻨﻲ ﭼﻲ داﻧﺸﺠﻮي ﻛﺎرﺷﻨﺎﺳﻲ ارﺷﺪ ﺷﻬﺮﺳﺎزي

pirfah@yahoo.com

ﭼﻜﻴﺪه :

ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﻣﻲ ﻛﻮﺷﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻔﻬﻮم ﺷﻬﺮﻫﺎي 24 ﺳﺎﻋﺘﻪ و ﻣﻌﺮﻓﻲ اﺟﻤﺎﻟﻲ آن ﺑﻪ ارﺗﺒﺎط آن ﺑﺎ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻧﺒﻪ ﺷﻬﺮي و ﭘﻮﻳﺎ و ﭘﺮﺗﺤﺮك ﻛﺮدن ﻣﺤﻴﻄﻬﺎي ﺷﻬﺮي اﺷﺎره ﻧﻤﺎﻳﺪ و ﺑﺎ ﻋﻨﺎﻳﺖ ﺑﻪ ﻓﺮﺻﺖ ﺣﺎﺻﻞ از ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ زﻣﺎن ﺷﺐ و ﻟﺰوم ﺗﻮﺟﻪ وﻳﮋه د رﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰي و ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮي ﺑﻪ اﻳﻦ زﻣﺎن د ر ﻛﻨﺎر ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ زﻣﺎﻧﻬﺎي دﻳﮕﺮ (ﻣﻨﺎﺳﺒﺘﻬﺎي ﺧﺎص ، ﻓﺼﻠﻬﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ و ...)ﺑﻪ اراﺋﻪ راﻫﺒﺮدﻫﺎي ﻛﻠﻴﺪي در ﺟﻬﺖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰي ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي اﻗﺘﺼﺎدي ﺷﺒﺎﻧﻪ ﻣﻲ ﭘﺮدازد . در ﭘﺎﻳﺎن ﻫﻢ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﻫﻤﻴﺖ راﺑﻄﻪ اﻣﻨﻴﺖ ، زﻣﺎن ﺷﺐ و ﭘﻮﻳﺎﻳﻲ و ﺳﺮزﻧﺪﮔﻲ ﻣﺤﻴﻂ ﺷﻬﺮي ﺑﻪ راﻫﻜﺎرﻫﺎﻳﻲ ﺑﺮاي ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﺮاﻛﺰ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻲ اﻣﻦ در زﻣﺎن ﺷﺐ اﺷﺎره ﺷﺪه اﺳﺖ . اﻳﻦ ﻧﻮﺷﺘﺎر ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﻮردي ﺧﺎص اﺷﺎره ﻧﻜﺮده اﺳﺖ و ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﺎزﮔﻲ اﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮع در اﻛﺜﺮ ﺷﻬﺮﻫﺎي ﻣﺎ ﺳﻌﻲ ﺷﺪه ﺗﺎ ﺑﺎ ﻣﻌﺮﻓﻲ اﻳﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ و اراﺋﻪ راﻫﺒﺮدﻫﺎﻳﻲ در ﺑﺎب ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي زﻣﺎن ﺷﺐ ﺑﺎﺑﻲ را درﺗﻮﺟﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮي ﺑﻪ اﻫﻤﻴﺖ ﻣﻮﺿﻮع و ﻟﺰوم اﺳﺘﻔﺎده از اﻳﻦ ﻓﺮﺻﺖ ( زﻣﺎن ﺷﺐ ) در ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻧﺒﻪ ﺷﻬﺮ ﺑﺎز ﻧﻤﺎﻳﺪ .

ﻟﻐﺎت ﻛﻠﻴﺪي :ﺷﻬﺮ 24 ﺳﺎﻋﺘﻪ ، اﻗﺘﺼﺎد ﺷﺒﺎﻧﻪ ، ﻣﺮاﻛﺰ ﺷﻬﺮي ، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰي ﺷﻬﺮي

ﻣﻘﺪﻣﻪ

از ﻗﺮن ﻧﻮزدﻫﻢ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ و در ﭘﻲ ﻧﻈﻢ ﻧﺎﺷﻲ از اﻧﻘﻼب ﺻﻨﻌﺘﻲ و ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺑﻌﺪي آن ﻳﻚ ﺳﺎزﻣﺎن ﻳﺎﻓﺘﮕﻲ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﺮ ﮔﺮد زﻣﺎن ﻛﺎر ﺷﻜﻞ ﮔﺮﻓﺖ و ﻛﻢ ﻛﻢ ﺗﻤﺎم رﻓﺘﺎرﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ را ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻗﺮار داد و ﺗﺎ اﻣﺮوز اداﻣﻪ ﻳﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ در ﺷﻬﺮﻫﺎي اﻣﺮوز ﺑﺨﺶ اﺻﻠﻲ ﺧﺪﻣﺎت اوﻗﺎت ﻓﺮاﻏﺖ و ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﺮ اﺳﺎس ﻧﻈﻢ زﻣﺎﻧﻲ ﺗﺮﺳﻴﻢ ﺷﺪه ﺑﺮ ﭘﺎﻳﻪ ﺳﺎﻋﺖ ﻛﺎري اﻧﺠﺎم ﻣﻲ ﮔﻴﺮد زﻳﺮا اﻛﺜﺮﻳﺖ ﻣﺮدم ﺣﻘﻮق ﺑﮕﻴﺮﻧﺪ و ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ، ﻧﺎﭼﺎر ﺑﻪ ﻃﺒﻌﻴﺖ از زﻣﺎﻧﻬﺎ ي ﺣﺎﺷﻴﻪ اي ﻛﺎر ﻣﺜﻞ ﻏﺮوب ﻫﺎ ، آﺧﺮ ﻫﻔﺘﻪ و ﺗﻌﻄﻴﻼت رﺳﻤﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻓﻜﻮﻫﻲ ﻧﺎﺻﺮ 1383 اﻳﻦ زﻣﺎن ﺑﻨﺪي رﻓﺘﺎري ، اﺧﺘﻼل ﻫﺎي ﻛﺎرﻛﺮدي اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ زﻳﺎدي اﻳﺠﺎد ﻛﺮدﻧﺪ ﻛﻪ در زﻣﻴﻨﻪ ﻫﺎﻳﻲ ﭼﻮن ﺗﺤﺮك ﺷﻬﺮي راه ﺑﻨﺪان ﻫﺎ ﺳﺮﮔﺮﻣﻲ ﻫﺎ اﻧﺒﺎﺷﺖ و ازدﺣﺎم در ﺑﺮﺧﻲ زﻣﺎن ﻫﺎ ، دوره ﻫﺎ ، آﺧﺮ ﻫﻔﺘﻪ ﻫﺎ و ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻫﺎ ي ﻧﺎﺷﻲ از آﻧﻬﺎ و ﺑﻪ ﻃﻮر ﻛﻠﻲ در زﻧﺪﮔﻲ روزﻣﺮه اﻓﺰاﻳﺶ زﻣﺎن اﻧﺘﻈﺎر در ﺻﻒ ﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ   دﻳﺪه ﻣﻴﺸﻮﻧﺪ اﻳﻦ اﻣﺮ ﺳﺒﺐ ﭘﺪﻳﺪ آﻣﺪن اﺣﺴﺎس ﮔﺴﺘﺮده اي ﻣﻲ ﺷﻮد ﻛﻪ ﻣﺮدم اﻣﺮوز دارﻧﺪ : اﺣﺴﺎس ﻛﻤﺒﻮد وﻗﺖ ، و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ اﻧﮕﻴﺰه ﺑﺰرﮔﻲ را ﺑﺮاي ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺑﺮ ﺳﺎﺧﺘﺎرﻫﺎي زﻣﺎﻧﻲ ﺑﻮﺟﻮد ﻣﻲ آورد . اﻳﻦ اﻣﺮ اﻫﻤﻴﺖ زﻣﺎن ﻏﺮوب وﺷﺐ را ﺑﻌﻨﻮان زﻣﺎﻧﻲ ﺑﺮاي ﻓﺮاﻏﺖ و ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻧﺸﺎن ﻣﻲ دﻫﺪ در ﺧﻼل ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﻳﻦ زﻣﺎن ﺑﺮاي ﮔﺬران اوﻗﺎت ﻓﺮاﻏﺖ و ﺳﺎﻳﺮ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي ﻏﻴﺮ از ﻛﺎر ، ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﺷﻬﺮ 24 ﺳﺎﻋﺘﻪ و اﻗﺘﺼﺎد ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺷﻜﻞ ﮔﺮﻓﺖ اﻳﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﻲ ﻛﻮﺷﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺷﻬﺮ 24 ﺳﺎﻋﺘﻪ و اﻳﻨﻜﻪ ﭼﻪ ﻫﺪﻓﻲ را دﻧﺒﺎل ﻣﻴﻜﻨﺪ ، راﻫﺒﺮدﻫﺎﻳﻲ را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان اﻟﮕﻮﻳﻲ ﻛﻠﻲ در ﺟﻬﺖ ﻧﻴﻞ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻫﺪف در اﺧﺘﻴﺎر ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮي ﺷﻬﺮﻫﺎي ﻛﺸﻮرﻣﺎن ﻗﺮار دﻫﺪ.

1- ﻣﻔﻬﻮم ﺷﻬﺮ 24 ﺳﺎﻋﺘﻪ ﭼﻴﺴﺖ ؟

ﻋﺒﺎرت ﺷﻬﺮ 24 ﺳﺎﻋﺘﻪ ﺷﻬﺮي ﻛﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﺧﻮاب ﻧﺪارد   اوﻟﻴﻦ ﺑﺎر در دﻫﻪ 1920 ﺑﺮاي ﺷﻬﺮ ﻧﻴﻮﻳﻮرك ﺑﻜﺎر رﻓﺖ اﻳﻦ واژه ﺗﺼﻮﻳﺮي ذﻫﻨﻲ از ﻣﻜﺎﻧﻲ ﻓﺮﻳﺒﻨﺪه و ﭘﺮ ﺟﻨﺐ و ﺟﻮش را ﻛﻪ ﻫﻤﻮاره اﺗﻔﺎﻗﻲ در ﺧﻴﺎﺑﺎﻧﻬﺎﻳﺶ در ﺣﺎل وﻗﻮع اﺳﺖ ﺑﻮﻳﮋه در زﻣﺎن ﺷﺐ ﻛﻪ اﻣﻜﺎن ﺗﻬﻴﻴﺞ و ﺧﻄﺮ زﻳﺎدﺗﺮ اﺳﺖ ﻣﺠﺴﻢ ﻣﻲ ﻛﺮد در اﻧﮕﻠﺴﺘﺎن اﻳﻦ اﺻﻄﻼح ﺑﺮاي اوﻟﻴﻦ ﺑﺎر در ﺳﺎل 1993 درﻣﻮﺿﻮع ﻛﻨﻔﺮاﻧﺲ ﺑﺴﻮي ﺷﻬﺮ 24 ﺳﺎﻋﺘﻪ ﻣﻄﺮح ﺷﺪ ﻛﻪ در ﻣﻨﭽﺴﺘﺮ ﺑﺮﮔﺰار ﮔﺮدﻳﺪ و ﻧﮕﺎه ﻣﻮﺷﻜﺎﻓﺎﻧﻪ اي ﺑﻪ راﻫﺒﺮدﻫﺎي اﺣﻴﺎء و ﻣﻨﻈﻢ ﻛﺮدن ﻣﺮاﻛﺰ ﺷﻬﺮي در زﻣﺎن ﺷﺐ 1 و ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻧﺎﺳﺎزﮔﺎرﻳﻬﺎي ذاﺗﻲ ﺑﻴﻦ آﻧﻬﺎ داﺷﺖ.

اﮔﺮ ﭼﻪ در ﻧﮕﺎه اول واژه ﺷﻬﺮ 24 ﺳﺎﻋﺘﻪ وﺟﻮد ﺗﻤﺎم ﺧﺪﻣﺎت و ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي ﺷﻬﺮي د رﺗﻤﺎم ﺳﺎﻋﺎت ﺷﺒﺎﻧﻪ روز را ﺗﺪاﻋﻲ ﻣﻲ ﻧﻤﺎﻳﺪ اﻣﺎ اﻳﻦ اﺻﻄﻼح در واﻗﻊ در اﺛﺮ رﺷﺪ ﺻﻨﻌﺖ ﺳﺮﮔﺮﻣﻴﻬﺎي آﺧﺮ ﺷﺐ ﻛﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﺮوز ﻣﺸﻜﻼت زﻳﺎدي در ﺑﺴﻴﺎري از ﺷﻬﺮﻫﺎي اروﭘﺎﻳﻲ و ﺑﻮﻳﮋه اﻧﮕﻠﺴﺘﺎن ﺷﺪ و ﻓﺸﺎر زﻳﺎدي ﺑﺮ ﻗﻠﻤﺮو ﻋﻤﻮﻣﻲ و ﺧﺪﻣﺎت ﺷﻬﺮي ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ ﻋﻤﻮﻣﻲ و ﻣﺮاﻗﺒﺘﻬﺎي اﻣﻨﻴﺘﻲ وارد آورد ، ﺷﻜﻞ ﮔﺮﻓﺖ. در واﻗﻊ اﻳﻦ ﻋﺒﺎرت ﺑﺎ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي اﻗﺘﺼﺎدي ﺷﺒﺎﻧﻪ 2 ارﺗﺒﺎط ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ دارد و ﺷﻌﺎر ﺟﺬاﺑﻲ ﺑﺮاي روﻧﻖ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ اﻳﻨﮕﻮﻧﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎ اﺳﺖ و ﻫﺪف ﻳﻚ ﺷﻬﺮ را ﺑﺮاي ﻣﻌﺮﻓﻲ ﺧﻮد ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﻣﻜﺎن ﻗﺎﺑﻞ زﻧﺪﮔﻲ از ﻃﺮﻳﻖ ﮔﺴﺘﺮش ﺗﻔﺮﻳﺢ وﺳﺮﮔﺮﻣﻲ ، ﺧﺮﻳﺪ و ﺳﺎﻳﺮ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي اوﻗﺎت ﻓﺮاﻏﺖ در ﺳﺎﻋﺎت ﺑﻴﺸﺘﺮي از ﺷﺒﺎﻧﻪ روز ﺑﻴﺎن ﻣﻲ دارد

2- ﺗﻬﺪﻳﺪﻫﺎ فرصتها

اﻗﺘﺼﺎد ﺷﺒﺎﻧﻪ ﻳﻚ ﻧﻤﻮد ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ از ارﺗﺒﺎط ﭘﻴﭽﻴﺪه ، ﭘﻮﻳﺎ و ﻓﺰاﻳﻨﺪه اي اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻴﻦ اﺟﺰا اﻗﺘﺼﺎد ، ﺟﺎﻣﻌﻪ و ﻓﺮﻫﻨﮓ وﺟﻮد دارد.” 3*از ﺧﻼل اﻳﻦ ارﺗﺒﺎط ﻫﻢ ﻓﻮاﻳﺪي ﺣﺎﺻﻞ ﻣﻲ ﺷﻮد و ﻫﻢ اﻣﻜﺎن ﺿﺮرﻫﺎﻳﻲ وﺟﻮد دارد ﻛﻪ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺷﺮاﻳﻂ و ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ و ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﻳﻦ راﺑﻄﻪ ﻣﻴﺘﻮاﻧﻨﺪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻓﺮﺻﺘﻬﺎ و ﺗﻬﺪﻳﺪﻫﺎﻳﻲ در ﻛﻨﺎر ﻳﺎ در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮي ﻗﺮار ﮔﻴﺮﻧﺪ از ﺟﻤﻠﻪ ﻓﻮاﻳﺪ اﻳﻦ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎ ﻣﻲ ﺗﻮان ﺑﻪ ﻧﻜﺎت زﻳﺮ اﺷﺎره ﻛﺮد:

1- اﻓﺰاﻳﺶ ﺳﺮزﻧﺪﮔﻲ و ﻧﺸﺎط در ﺑﺴﻴﺎري از ﻣﺮدم و اﻓﺰاﻳﺶ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ در ﺧﻴﺎﺑﺎﻧﻬﺎ

2- ﻛﻤﻚ ﺑﻪ اﺣﻴﺎء ﻣﻜﺎﻧﻬﺎﻳﻲ ﻛﻪ اﺣﺘﻴﺎج ﺑﻪ اﺣﻴﺎء و ﺑﺎززﻧﺪه ﺳﺎزي دارﻧﺪ و ﺟﺬاب ﺗﺮ و ﻗﺎﺑﻞ زﻧﺪﮔﻲ ﺗﺮ ﻛﺮدن اﻳﻦ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺑﺮاي ﺳﺎﻛﻨﻴﻦ و ﺑﺎزدﻳﺪ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎن

3- ﻛﻤﻚ ﺑﻪ رﺷﺪ اﻗﺘﺼﺎد ﺷﻬﺮي و ﻣﺤﻠﻲ از ﻃﺮﻳﻖ ﺧﻠﻖ ﻓﺮﺻﺘﻬﺎي ﺗﺠﺎري و ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺷﻐﻞ

4- ﻛﻤﻚ ﺑﻪ ارﺗﻘﺎء ﻛﻴﻔﻴﺖ رواﺑﻂ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺷﻬﺮ

اﺳﺎﺳﺎ ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ﺳﺮوﻛﺎر داﺷﺘﻦ اﻳﻦ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎ ﺑﺎ زﻣﺎن ﺷﺐ و ﺷﺮاﻳﻂ ﺧﺎص ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي ﺗﻔﺮﻳﺤﻲ و ﺳﺮﮔﺮﻣﻲ و اوﻗﺎت ﻓﺮاﻏﺖ ﻣﺸﻜﻼﺗﻲ ﺑﻪ ﻗﺮار زﻳﺮ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﭘﻴﺶ رو ﺑﺎﺷﺪ:

1- رﻓﺘﺎرﻫﺎي ﭘﺮ ﺳﺮوﺻﺪا در ﺧﻴﺎﺑﺎﻧﻬﺎي ﻧﺰدﻳﻚ ﻣﺮاﻛﺰ ﺗﺠﻤﻊ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺑﻮﻳﮋه ﺑﻌﺪ از ﺗﻌﻄﻴﻠﻲ اﻳﻦ اﻣﺎﻛﻦ ﻛﻪ ﻣﻴﺘﻮاﻧﺪ ﺳﺒﺐ آزار ﺟﺪي ﺳﺎﻛﻨﻴﻦ ﻣﺤﻠﻲ ﮔﺮدد.

2- رﻓﺘﺎرﻫﺎي ﺿﺪ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ آﺷﻐﺎل رﻳﺨﺘﻦ در ﺧﻴﺎﺑﺎﻧﻬﺎ و ﺗﺨﺮﻳﺐ وﺳﺎﺋﻞ و اﺣﻴﺎﻧﺎ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻛﻪ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ و ﺗﺮﺳﺎﻧﻨﺪه اﺳﺖ ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺻﺮف ﻫﺰﻳﻨﻪ و ﻛﺎر زﻳﺎد ﺑﺮاي ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ آﻧﻬﺎ ﻣﻲ ﺷﻮد.

3- ﺑﺮوز ﺟﺮم و ﺑﺰه ﻣﺎﻧﻨﺪ ﭘﺨﺶ ﻣﻮاد ﻣﺨﺪر و ﺳﺮﻗﺖ .

ﻣﺎداﻣﻴﻜﻪ اﻗﻠﻴﺖ اﻧﺪﻛﻲ از اﻓﺮاد ﻋﻴﺎش و ﺑﻲ ﻣﻼﺣﻈﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﺮوز ﻣﺸﻜﻼﺗﻲ ﺷﻮﻧﺪ ، ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺧﻄﺮ ﺑﺮوز ﺣﺎدﺛﻪ در ﻣﻜﺎﻧﻬﺎي ﺗﻤﺮﻛﺰ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺑﻮﻳﮋه اﮔﺮ اﻳﻦ ﻣﺤﻠﻬﺎ ﻧﺰدﻳﻚ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻋﻤﺪه ﺳﻜﻮﻧﺘﻲ ﺑﺎﺷﻨﺪ وﺟﻮد دارد.

1- ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻮﺟﻪ داﺷﺖ ﻛﻪ ﻣﻨﻈﻮر از زﻣﺎن ﺷﺐ ، ﺻﺮﻓﺎ ﺳﺎﻋﺎت اﻧﺘﻬﺎﻳﻲ و دﻳﺮ وﻗﺖ ﺷﺐ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻠﻜﻪ ﻏﺮوب و ﺳﺎﻋﺎت اوﻟﻴﻪ ﺷﺐ را ﻫﻢ ﺷﺎﻣﻞ ﻣﻲ ﮔﺮدد ﻣﺜﻼ ﺳﺎﻋﺖ 5 ﺑﻌﺪ از ﻇﻬﺮ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ.

2. Evening and night – time economy

3. Lovatt and connor . 1995.

ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ، ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻫﺎي اﺿﺎﻓﻲ ﺷﺎﻣﻞ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻫﺎي ﺣﻔﻆ ﻧﻈﻢ و آراﻣﺶ ، ﺧﺪﻣﺎت رﺳﺎﻧﻲ و ﭘﺸﺘﻴﺒﺎﻧﻲ ﻣﺮاﻛﺰ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻲ ﺷﺒﺎﻧﻪ و ﻓﺮاﻫﻢ ﻛﺮدن ﺧﺪﻣﺎت وﻳﮋه اي ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺣﻤﻞ وﻧﻘﻞ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻫﻢ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﻧﺎدﻳﺪه ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﻮد

3- ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي اﻗﺘﺼﺎدي ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﻣﺜﺎﺑﻪ ﻳﻚ ﻓﺮﺻﺖ

دو روش ﺑﺮاي ﻣﻮاﺟﻬﻪ ﺑﺎ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي ﺷﺒﺎﻧﻪ و ارزﻳﺎﺑﻲ اﺛﺮات آن وﺟﻮد دارد ﻳﻜﻲ اﻳﻨﻜﻪ ﺑﺎ دﻳﺪ ﻣﻼﻳﻤﻲ ﺻﺮﻓﺎ ﺑﻪ ﺟﻨﺒﻪ ﻫﺎي ﺳﻮدﻣﻨﺪ ﺗﻮﺳﻌﻪ آن ﺗﻮﺟﻪ ﻧﻤﺎﻳﻴﻢ و ﻳﺎ اﻳﻨﻜﻪ ﺑﺎ ﺑﺮﺧﻮردي اﻧﻔﻌﺎﻟﻲ و ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﻬﺪﻳﺪﻫﺎي آن ﺑﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺑﺎ آن ﺑﭙﺮدازﻳﻢ راه ﺳﻮﻣﻲ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ آﻧﻬﻢ اﻳﻨﻜﻪ ﺑﺎ ارزﻳﺎﺑﻲ ﺗﻮان ﻓﻴﺰﻳﻜﻲ ، اﻗﺘﺼﺎدي ، اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ، ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺷﻬﺮﻫﺎ و ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻧﻘﺎط ﻗﻮت وﺿﻌﻒ ﺑﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰي ﻣﻨﺎﺳﺐ در ﺟﻬﺖ ﮔﺴﺘﺮش ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي اﻗﺘﺼﺎدي ﺷﺒﺎﻧﻪ ﻓﺮﺻﺖ ﻣﻐﺘﻨﻤﻲ را ﺑﺮاي ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮي ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﭘﻮﻳﺎﻳﻲ و ﻃﺮاوت ﻣﺤﻴﻂ ﺷﻬﺮي و رﺷﺪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ و اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و اﻗﺘﺼﺎدي ﺷﻬﺮﻫﺎ اﻳﺠﺎد ﻛﺮد . ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺮاﻛﺰ ﺷﻬﺮي ﻣﻮﻓﻖ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﻃﻴﻔﻲ از ﻣﺴﻜﻮﻧﻲ ، ﺗﺠﺎري از ﺟﻤﻠﻪ ﺗﻔﺮﻳﺤﻲ و ﺧﺮده ﻓﺮوﺷﻲ را ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﺑﻠﻜﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺎي ﻣﺤﻠﻲ و ﻫﻨﺮﻫﺎي ﭘﺮ ﺑﺎر را ﭘﺮورش ﻣﻲ دﻫﻨﺪ . ﺑﻌﻼوه ﻣﻜﺎﻧﻬﺎﻳﻲ ﺑﺮاي ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ د ر24 ﺳﺎﻋﺖ ﺷﺒﺎﻧﻪ روز ، 7 روز ﻫﻔﺘﻪ و 12 ﻣﺎه ﺳﺎل ﻫﺴﺘﻨﺪ اﻳﻦ اﻳﺪه ﺷﻬﺮ 24 ﺳﺎﻋﺘﻪ ﺣﻘﻴﻘﺘﺎ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﻨﺎﻓﻊ اﻗﺘﺼﺎدي ﺑﺴﻴﺎري ﮔﺮدﻳﺪه اﺳﺖ و در ﻣﺮﻛﺰ ﺗﻔﻜﺮ ﺟﺎري ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺣﻮزه ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺷﻬﺮي ﺟﺎي دارد . 1

4- راﻫﺒﺮدﻫﺎي ﻛﻠﻴﺪي

اﺻﻮﻻ ﺑﻪ واﺳﻄﻪ ﭘﻴﭽﻴﺪﮔﻲ ﻣﻔﻬﻮم ﺷﻬﺮ و زﻧﺪﮔﻲ ﺷﻬﺮي و ﺗﻔﺎوت ﻓﺮﻫﻨﮕﻬﺎ ، ﻫﻨﺠﺎرﻫﺎ و آداب و رﺳﻮم و ﺷﻴﻮه ﻫﺎي ﻣﺪﻳﺮﻳﺘﻲ ﻣﺘﻔﺎوت در ﺷﻬﺮﻫﺎي ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن ، ﻧﻤﻲ ﺗﻮان ﻧﺴﺨﻪ واﺣﺪي ﺑﺮاي ﮔﺴﺘﺮش و اﺳﺘﻔﺎده ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ و ﻣﻔﻴﺪ ﺗﺮ از ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي زﻣﺎن ﺷﺐ در راﺳﺘﺎي ﻧﺰدﻳﻚ ﺷﺪن ﺑﻪ ﻣﻔﻬﻮم ﺷﻬﺮ 24 ﺳﺎﻋﺘﻪ ﭘﻴﭽﻴﺪ در اﻳﻦ ﺑﻴﻦ ﻣﻲ ﺗﻮان ﺑﻪ راﻫﺒﺮدﻫﺎي ﻛﻠﻴﺪي اﺷﺎره ﻛﺮد ﻛﻪ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮي ازﺟﻤﻠﻪ در ﻛﺸﻮر ﺧﻮدﻣﺎن ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ و در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺷﺮاﻳﻂ ﻓﻴﺰﻳﻜﻲ ، اﻗﺘﺼﺎدي ، ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ و اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺧﺎص ﻫﺮ ﺷﻬﺮ ﮔﺎﻣﻬﺎي ﻣﻮﺛﺮي در ﺟﻬﺖ ﮔﺴﺘﺮش ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي ﺷﺒﺎﻧﻪ وﻧﺰدﻳﻚ ﺷﺪن ﺑﻪ ﻣﻔﻬﻮم ﺷﻬﺮﻫﺎي 24 ﺳﺎﻋﺘﻪ ﺑﺮدارد

4-1 ﺗﻨﻈﻴﻢ ﻳﻚ ﭼﺸﻢ اﻧﺪاز ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺮاي زﻣﺎن ﺷﺐ

ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮي ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻮاﻓﻖ ﮔﺴﺘﺮش ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎ در ﻣﻜﺎﻧﻬﺎي ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻏﻴﺮ از زﻣﺎﻧﻬﺎي ﻛﺎري ﻣﺘﺪاول ﺑﺎﺷﺪ و ﻳﻚ ﭼﺸﻢ اﻧﺪاز ﻣﺜﺒﺖ و ﺧﻮش ﺑﻴﻨﺎﻧﻪ ﺑﺮاي ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎي زﻣﺎن ﺷﺐ ﺑﺎ ﻫﻤﮕﺮاﻳﻲ ﻧﻈﺮات ﻫﻤﻪ ﮔﺮوﻫﺎي ذﻳﻨﻔﻊ ﺗﻨﻈﻴﻢ ﻧﻤﺎﻳﺪ و از ﻛﻤﻜﻬﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﺎﻋﺚ رﺷﺪ ﺻﻨﻌﺖ ﮔﺬران اوﻗﺎت ﻓﺮاﻏﺖ در ﺷﺐ ﻣﻲ ﺷﻮد ﺑﺎ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺗﻤﺎم ﻣﺸﻜﻼﺗﻲ ﻛﻪ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ، اﺳﺘﻘﺒﺎل ﻛﻨﺪ ﺑﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي ﺷﺒﺎﻧﻪ در ﭼﺸﻢ اﻧﺪاز ، راﻫﺒﺮدﻫﺎ و ﺳﻴﺎﺳﺘﻬﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﺟﺰء ﻣﻬﻢ و رﺷﺪ دﻫﻨﺪه ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﻧﮕﺎه ﺷﻮد.

اﻳﻦ ﭼﺸﻢ اﻧﺪاز ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﺗﻮﺳﻌﻪ و ﺗﺮﻗﻲ ﺷﻬﺮ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﻣﻜﺎن اﻣﻦ ، ﺟﺬاب و ﭘﺮ ﻃﺮاوت و ﻧﺸﺎط از ﻃﺮﻳﻖ ﻋﺮﺿﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي ﻣﺘﻨﻮع ﺷﺐ ﻫﻨﮕﺎم و ﻏﺮوب ﺑﺎﺷﺪ.

در اﻳﻦ ﺑﻴﻦ آرﻣﺎﻧﻬﺎي ﻛﻠﻴﺪي را ﻣﻲ ﺗﻮان ﺑﺮﺷﻤﺮد ﻛﻪ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﭘﺸﺘﻴﺒﺎن ﭼﺸﻢ اﻧﺪاز ﺑﺎﺷﻨﺪ:

1- ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻳﻚ اﻗﺘﺼﺎد ﻣﺘﻨﻮع ﺷﺒﺎﻧﻪ و ﺳﺮ ﺷﺐ ﻛﻪ ﺳﺎﻛﻨﻴﻦ و ﺑﺎزدﻳﺪﻛﻨﻨﺪﮔﺎن را ﺟﺬب ﻛﻨﺪ

2- اﻓﺰاﻳﺶ ﺗﻌﺪاد ﻫﺘﻠﻬﺎ ، ﻛﺎﻓﻪ ﻫﺎ ، رﺳﺘﻮراﻧﻬﺎ ، ﻣﻮزه ﻫﺎ ، ﻛﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﻫﺎ ، ﮔﺎﻟﺮي ﻫﺎ و ﺳﺎﻳﺮ اﻣﺎﻛﻦ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ و ﮔﺬران اوﻗﺎت ﻓﺮاﻏﺖ در ﻣﺮاﻛﺰ ﺷﻬﺮي

3- اﻓﺰاﻳﺶ ﺗﻌﺪاد اﻓﺮادي ﻛﻪ ﺑﻌﺪ از ﺳﺎﻋﺖ 5 ﺑﻌﺪ از ﻇﻬﺮ از ﻣﺮاﻛﺰ ﺷﻬﺮي ﺑﺎزدﻳﺪ و اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ .

4- آﻣﺎده ﻛﺮدن ﺗﺴﻬﻴﻼت ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻪ ﻣﺜﻞ ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮاي ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ از اﻳﻦ ﻣﺮاﻛﺰ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ

5- اﻣﻦ ﺗﺮ ﻛﺮدن ﻣﺮاﻛﺰ ﺷﻬﺮي و اﻓﺰاﻳﺶ دﻋﻮت ﻛﻨﻨﺪﮔﻲ اﻳﻦ ﻣﺮاﻛﺰ ﺑﻮﺳﻴﻠﻪ ﻛﺎﻫﺶ رﻓﺘﺎرﻫﺎي ﺿﺪ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﻛﺎﻫﺶ ﺗﺮس از وﻗﻮع ﺟﺮم و ﺑﺮوز ﺧﻄﺮ

4-2   ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﻣﺮاﻛﺰ ﻣﻮﺟﻮد ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻲ در ﺷﺐ

ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ دﻗﻴﻖ و ﺻﺤﻴﺢ و ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻧﺒﻪ ﻣﺮاﻛﺰ ﻋﻤﺪه ﻓﻌﺎل ﺷﺐ ﻫﻨﮕﺎم و ﻏﺮوب در ﺷﻬﺮ اﻋﻢ از ﻣﻜﺎن ، ﻧﻮع ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎ ، ﺳﺎﻋﺎت اوج ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ، ﻧﻘﺎط ﻗﻮت ، ﺿﻌﻔﻬﺎ و ﻛﻤﺒﻮدﻫﺎي اﻳﻦ ﻣﺮاﻛﺰ و از اﻫﻤﻴﺖ ﺑﺴﻴﺎر ﺑﺎﻻﻳﻲ در ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰي و ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﻨﺎﺳﺐ زﻣﺎن ﺷﺐ ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ

4-3 ﻛﻤﻚ ﺑﻪ ﺣﻞ ﻧﺎﺑﺴﺎﻣﺎﻧﻴﻬﺎ و ﺗﻨﺎﻗﻀﺎت ﻣﻮﺟﻮد در اﻳﻦ ﻣﺮاﻛﺰ

4-4 ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﺗﺮ ﻛﺮدن ﺳﻴﺎﺳﺘﻬﺎي ﻣﺪﻳﺮﻳﺘﻲ ، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰي و ﺻﺪور ﻣﺠﻮز ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻲ

ﻫﻤﻜﺎري ﻧﻬﺎدﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺷﻬﺮداري ، ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ اﻣﺎﻛﻦ ، ﻧﻴﺮوﻫﺎي اﻣﻨﻴﺘﻲ ، ﺳﺎزﻣﺎﻧﻬﺎي ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ و ﮔﺮدﺷﮕﺮي و اﺻﻨﺎف و ﭼﻪ در ﺗﻨﻈﻴﻢ ﻗﻮاﻧﻴﻦ و ﺿﻮاﺑﻂ ﻣﺮﺑﻮط و ﭼﻪ در ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻲ ﺳﻴﺎﺳﺘﻬﺎي ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰي ﺷﻬﺮي و ﺻﺪور ﻣﺠﻮزﻫﺎي ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻲ ﺑﻮﻳﮋه در زﻣﺎن ﺷﺐ ﺑﺴﻴﺎر ﺿﺮوري و ﻣﻐﺘﻨﻢ اﺳﺖ

4-5 ﻃﺮح راﻫﺒﺮدي ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺷﻬﺮ ﺟﻬﺖ ﻛﺎﺳﺘﻦ از ﻧﺎﺳﺎزﮔﺎري و ﺗﻨﺶ ﺑﻴﻦ ﻛﺎرﺑﺮﻳﻬﺎي ﻣﺨﺘﻠﻂ

در ﺳﺎﻟﻬﺎي اﺧﻴﺮ ﻛﻪ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻛﺎرﺑﺮي ﻣﺨﺘﻠﻂ ﺑﻮﻳﮋه در ﻣﺮﻛﺰ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﺗﺸﻮﻳﻖ و ﺗﺮوﻳﺞ ﻣﻲ ﺷﻮد ﻻزﻣﺴﺖ ﺗﺎ ﺑﺎ ﻛﻤﻚ ﻃﺮح راﻫﺒﺮدي ﺗﻮﺳﻌﻪ از ﻫﻢ ﺟﻮاري ﻛﺎرﺑﺮﻳﻬﺎ ي ﻧﺎﺳﺎزﮔﺎر در ﻛﻨﺎر ﻫﻢ ﻛﺎرﺑﺮﻳﻬﺎي ﺗﻔﺮﻳﺤﻲ ، ﻓﺮاﻏﺘﻲ و ﭘﺮ ﺳﺮوﺻﺪا در ﻛﻨﺎر ﻣﺴﻜﻮﻧﻲ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮي ﺑﻪ ﻋﻤﻞ آﻳﺪ

4-6 ﺗﺸﻮﻳﻖ ﮔﺴﺘﺮش ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺳﺎﻳﺮ ﻣﻜﺎﻧﻬﺎي ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺷﻬﺮ

ﺑﺎ ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﻣﻜﺎﻧﻬﺎي ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺟﺪﻳﺪي ﺑﺮاي ﺗﻤﺮﻛﺰ اﻳﻦ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺷﻮﻧﺪ ﺗﺎ ﻓﺸﺎر از ﻳﻚ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺧﺎص ﺑﺮداﺷﺘﻪ ﺷﻮد ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻋﻮاﻣﻞ ﺟﺬاب ﺗﺮ ﻛﺮدن ﻳﻚ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﺮاي ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي ﺷﺒﺎﻧﻪ و ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻌﻴﺎرﻫﺎﻳﻲ ﺑﺮاي اﻳﻨﻜﻪ ﻳﻚ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺮاي اﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎﺷﺪ ﻳﺎ ﺧﻴﺮ، در اﻳﻦ ﻣﻮرد ﺑﺴﻴﺎر ﺣﺎﺋﺰ اﻫﻤﻴﺖ اﺳﺖ

4-7 ﺗﺸﻮﻳﻖ اﻳﺠﺎد ﺗﻨﻮع د ر ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي اﻗﺘﺼﺎدي ﺷﺒﺎﻧﻪ و ﺳﺮﺷﺐ ﺑﻪ ﻧﺤﻮي ﻛﻪ ﻣﺨﺘﺺ ﮔﺮوﻫﻬﺎي ﺧﺎﺻﻲ از ﻣﺮدم ﻧﺒﺎﺷﺪ

وﺟﻮد اﻧﻮاع ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎ ﻃﻴﻒ وﺳﻴﻌﺘﺮي از ﻣﺮدم را ﺟﻬﺖ اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﺮاﻛﺰ ﺷﻬﺮي ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ و ﻛﻤﻚ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﺗﺎ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻲ را ﻛﻪ از آن ﻟﺬت ﻣﻲ ﺑﺮﻧﺪ ، ﺑﻴﺎﺑﻨﺪ

4-8 ﺑﻬﺒﻮد ﺣﻤﻞ وﻧﻘﻞ ﺷﻬﺮي ﺷﺒﺎﻧﻪ

در ﺟﺎﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻗﺎﺑﻞ دﺳﺘﺮس ﺗﺮ ﺑﻮﻳﮋه ﺑﺎ وﺳﺎﻳﻞ ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، اﻣﻜﺎن ﺗﻤﺮﻛﺰ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ اﺳﺖ ﭼﺮا ﻛﻪ ﻋﻼوه ﺑﺮ ﺳﻬﻮﻟﺖ رﻓﺖ و آﻣﺪ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﻜﺎﻧﻬﺎ ، ﺑﻪ اﻓﺰاﻳﺶ اﻣﻨﻴﺖ اﻳﻦ ﻣﺮاﻛﺰ ﻫﻢ ﻛﻤﻚ ﻣﻲ- ﮔﺮدد از اﻳﻨﺮو ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ ﻋﻤﻮﻣﻲ در زﻣﺎن ﺷﺐ از اﻫﻤﻴﺖ ﺑﺎﻻﻳﻲ ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ راه اﻧﺪازي ﺳﺮوﻳﺴﻬﺎي اﺗﻮﺑﻮس ﺷﺒﺎﻧﻪ اﻳﺠﺎد ﻣﺴﻴﺮﻫﺎي ﻣﻨﺎﺳﺐ اﺗﻮﺑﻮس در ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻲ ﺑﺎ ﺷﺒﻜﻪ زﻳﺮ زﻣﻴﻨﻲ ﻧﺰدﻳﻜﻲ اﻳﺴﺘﮕﺎﻫﻬﺎي اﺗﻮﺑﻮس ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﻣﻜﺎﻧﻬﺎي ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻲ در ﺷﺐ ﻧﻮر ﭘﺮدازي ﻣﻨﺎﺳﺐ اﻳﺴﺘﮕﺎﻫﻬﺎ ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻲ ﺳﺎﻋﺎت ﺣﺮﻛﺖ اﺗﻮﺑﻮﺳﻬﺎي ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﺗﻌﻄﻴﻠﻲ ﻣﺮاﻛﺰ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺷﺒﺎﻧﻪ و اﻃﻼع رﺳﺎﻧﻲ ﻣﻨﺎﺳﺐ از ﻧﺤﻮه ﺣﺮﻛﺖ و ﻣﺴﻴﺮ آﻧﻬﺎ ﺗﺎﻛﺴﻴﺮاﻧﻲ ﻗﺎﺑﻞ اﻃﻤﻴﻨﺎن در ﺷﺐ اﻳﺠﺎد ﭘﺎرﻛﻴﻨﮕﻬﺎي ﻣﻨﺎﺳﺐ در ﻧﺰدﻳﻜﻲ ﻣﺮاﻛﺰ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺷﺒﺎﻧﻪ در ﺑﻬﺒﻮد ﺣﻤﻞ وﻧﻘﻞ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺑﺴﻴﺎر ﻣﻮﺛﺮاﻧﺪ

4-9 ﺑﺮﺧﻮرد ﺑﺎ رﻓﺘﺎرﻫﺎي ﺿﺪ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﻣﻮاد ﻣﺨﺪر

از آﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﺳﺎﻋﺎت ﺷﺐ ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ﺷﺮاﻳﻂ ﺧﺎﺻﻲ ﻛﻪ دارﻧﺪ ﻣﺜﻞ ﺗﺎرﻳﻚ ﺑﻮدن ﻫﻮا و...( ، ﺷﺮاﻳﻂ ﺑﺮوز رﻓﺘﺎرﻫﺎي ﺿﺪ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ و ﻣﺼﺮف ﻣﻮاد ﻣﺨﺪر ، ﻣﺸﺮوﺑﺎت ، ﻗﺮﺻﻬﺎي اﻧﺮژي زا و ... در اﻳﻦ ﺳﺎﻋﺎت ﺑﻴﺸﺘﺮ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮﺧﻮرد ﺑﻴﺶ از ﭘﻴﺶ و ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻧﺒﻪ ﻧﻴﺮوﻫﺎي اﻣﻨﻴﺘﻲ و ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﻦ ﺷﻬﺮ را ﺑﺎ اﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ رﻓﺘﺎرﻫﺎ ﻃﻠﺐ ﻣﻲ ﻧﻤﺎﻳﺪ

4-10 ﻓﺮاﻫﻢ ﻛﺮدن زﻣﻴﻨﻪ آﻣﻮزش ﻣﻨﺎﺳﺐ و ﺑﻜﺎرﮔﻴﺮي ﻧﻴﺮوﻫﺎي ﺑﻴﻜﺎر و آﻣﺎده ﻛﺎر ﻣﺤﻠﻲ در ﺻﻨﻌﺖ ﮔﺬران

اوﻗﺎت ﻓﺮاﻏﺖ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي اﻗﺘﺼﺎدي ﺷﺒﺎﻧﻪ

4-11 ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺷﺒﺎﻧﻪ

در واﻗﻊ ﻣﻲ ﺗﻮان ﺑﺎ ﻧﻮﻋﻲ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﻨﺪي زﻣﺎﻧﻲ و ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻨﺎﻃﻘﻲ ﻛﻪ در ﺳﺎﻋﺎت ﺷﺐ ﺑﺮاي ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي اﻗﺘﺼﺎدي ﺷﺒﺎﻧﻪ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ و ﺗﺼﻮﻳﺐ ﺿﻮاﺑﻂ ﺧﺎص د ر زﻣﻴﻨﻪ ﻫﺎي اﻣﻨﻴﺘﻲ و ﺣﻔﺎﻇﺘﻲ ، ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ ، ﻧﺤﻮه ﻃﺮاﺣﻲ ﻛﻨﺘﺮل ﺳﺮوﺻﺪا و ... ، ﻧﻮرﭘﺮدازي ﻧﺤﻮه ﺻﺪورﻣﺠﻮز ﺑﺮاي ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ، ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ اﻣﺎﻛﻦ و اﻋﻢ از ﺑﻬﺮه ﺑﺮداران ﺧﺼﻮﺻﻲ و ﺳﺎﻛﻨﺎن ﻣﺤﻠﻲ و ﺑﺎزدﻳﺪﻛﻨﻨﺪﮔﺎن در ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي ﺷﺒﺎﻧﻪ اﻳﻦ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻟﺤﺎظ ﺷﺪه ، اﻃﻤﻴﻨﺎن ﺣﺎﺻﻞ ﻛﺮد . اﺗﺨﺎذ ﺷﻴﻮه ﻣﺪﻳﺮﻳﺘﻲ ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﻣﺸﻮرت و ﮔﻔﺘﮕﻮ در ﻋﻴﻦ ﻗﺎﻃﻌﻴﺖ در اﺟﺮا از ﻧﻜﺎﺗﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ در ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ اﻳﻦ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺪﻧﻈﺮ ﻗﺮارﮔﻴﺮد

4-12 ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻳﻚ ﺳﺎزوﻛﺎر ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮاي ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاري ﻗﺎﺑﻞ اﻃﻤﻴﻨﺎن در ﺑﺨﺶ اﻗﺘﺼﺎد ﺷﺒﺎﻧﻪ

5- اﻣﻨﻴﺖ در ﺷﺐ

ﺗﻠﻔﻴﻖ ﻫﻮﺷﻤﻨﺪاﻧﻪ ﻃﺮاﺣﻲ ﺧﻮب ، ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺧﻮب و ﻣﺸﺎرﻛﺖ ﻋﻤﻮﻣﻲ در اﻳﺠﺎد ﻣﺤﻴﻄﻬﺎي اﻣﻦ ﺗﺮ و ﻛﺎﻫﺶ ﺗﺨﺮﻳﺐ وﺳﺎﻳﻞ و رﻳﺴﻚ و ﻫﺮاس ﺟﺮم و ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﺑﺴﻴﺎر دارد ﻳﻜﻲ از ﻣﻮﺛﺮﺗﺮﻳﻦ ﺗﺪاﺑﻴﺮ ﺑﺮاي اﻣﻨﻴﺖ ﻋﻤﻮﻣﻲ و ﭘﻴﺸﮕﻴﺮي از ﺟﺮم ، اﻳﺠﺎد ﻧﺎﺣﻴﻪ ﻫﺎي ﺷﻬﺮي زﻧﺪه و ﭘﺮﺟﻨﺐ و ﺟﻮش اﺳﺖ و ﻧﻴﺰ ﻣﻜﺎﻧﻬﺎي ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻛﻪ ﺑﺮ آﻧﻬﺎ ﺑﺘﻮان ﻧﻈﺎرت و اﺷﺮاف داﺷﺖ (رﺿﺎﻳﻲ ،رﺿﺎ 1384 ( .

ﻳﻜﻲ از اﻧﮕﻴﺰه ﻫﺎي ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻔﻬﻮم ﺷﻬﺮ 24 ﺳﺎﻋﺘﻪ و ﺗﻮﺳﻌﻪ اﻗﺘﺼﺎد ﺷﺒﺎﻧﻪ ﻧﻴﺰ داﺷﺘﻦ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﭘﺮﺗﺤﺮك و ﻗﺎﺑﻞ ﻧﻈﺎرت اﺳﺖ ﻛﻪ ﺧﻮد زﻣﻴﻨﻪ ﺳﺎز اﻣﻨﻴﺖ ﻋﻤﻮﻣﻲ اﺳﺖ . در ﻋﻴﻦ ﺣﺎل ﻻزﻣﻪ ﮔﺴﺘﺮش ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي ﺷﺒﺎﻧﻪ ﻧﻴﺰ ، ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ اﻣﻨﻴﺖ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ و ﻫﻤﺎﻧﻄﻮر ﻛﻪ ﻣﻼﺣﻈﻪ ﻣﻲ ﺷﻮد ﻣﺴﺌﻠﻪ اﻣﻨﻴﺖ و اﻗﺘﺼﺎد ﺷﺒﺎﻧﻪ در ارﺗﺒﺎﻃﻲ دو ﻃﺮﻓﻪ و ﺗﻨﮕﺎﺗﻨﮓ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻗﺮاردارﻧﺪ از اﻳﻦ رو ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي ﺷﺒﺎﻧﻪ ﻫﻤﻮاره ﺑﺎﻳﺪ در ﺟﻬﺖ اﻓﺰاﻳﺶ اﻣﻨﻴﺖ و اﻳﻤﻨﻲ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﺑﺎﺷﺪ

6- راﻫﻜﺎرﻫﺎﻳﻲ ﺑﺮاي ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي ﺷﺒﺎﻧﻪ اﻣﻦ

6-1 اﻗﺪاﻣﺎت اﻣﻨﻴﺘﻲ

ﺣﻀﻮر ﻧﻴﺮوﻫﺎي اﻣﻨﻴﺘﻲ و ﻛﻨﺘﺮل ﻣﻨﻈﻢ و اﺳﺘﻔﺎده از وﺳﺎﻳﻞ و اﺑﺰار ﻣﻨﺎﺳﺐ و ﺑﻪ روز ﻣﺜﻞ اﺳﺘﻔﺎده از دورﺑﻴﻨﻬﺎي ﻣﺪار ﺑﺴﺘﻪ و ﻏﻴﺮه ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻣﺴﺘﻘﻴﻤﻲ در اﻳﺠﺎد آراﻣﺶ و اﻣﻨﻴﺖ ﺑﻮﻳﮋه در ﺳﺎﻋﺎت ﺷﺐ دارد

6-2 ﺧﻴﺎﺑﺎﻧﻬﺎي روﺷﻨﺘﺮ

ﺧﻴﺎﺑﺎﻧﻬﺎي روﺷﻦ ﺗﺮ ﺧﻴﺎﺑﺎﻧﻬﺎي اﻣﻦ ﺗﺮي ﻫﺴﺘﻨﺪ روﺷﻨﺎﻳﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺧﻴﺎﺑﺎﻧﻬﺎ و ﻧﻮرﭘﺮدازي ﻣﻨﺎﺳﺐ و ﻣﺘﻨﻮع ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﻬﺎ و اﻣﺎﻛﻦ ﺧﺎص ﻋﻼوه ﺑﺮ اﻳﻨﻜﻪ اﻣﻜﺎن ﻧﻈﺎرت و ﻛﻨﺘﺮل را اﻓﺰاﻳﺶ ﻣﻲ دﻫﺪ ﺑﺎﻋﺚ ﺟﺬب ﺑﺎزدﻳﺪﻛﻨﻨﺪﮔﺎن و اﻓﺰاﻳﺶ ﺟﻨﺐ و ﺟﻮش و اﻳﺠﺎد ﻣﻨﺎﻃﻖ زﻧﺪه ﺷﻬﺮي ﻣﻲ ﺷﻮد در اﻳﻦ ﺑﻴﻦ ﻣﻲ ﺗﻮان از واﮔﺬاري اﻣﺘﻴﺎزاﺗﻲ ﺑﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﻬﺎي ﺧﻮب ﻧﻮر ﭘﺮدازي ﺷﺪه ﺑﻬﺮه ﺟﺴﺖ

6-3 ﺑﻬﺴﺎزي ﻣﺤﻴﻄﻲ

ﻳﻚ ﻣﺤﻴﻂ ﻣﻬﻴﺞ ﺑﺎﻋﺚ ﺟﺬب ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺮدم و در ﻧﺘﻴﺠﻪ اﺣﺴﺎس ﻓﻌﺎل ﺑﻮدن ﻣﻜﺎن ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ اﻣﻨﻴﺖ ﻣﻲ ﮔﺮدد

6-4 ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ ﻣﻨﺎﺳﺐ

اﻳﺠﺎد ﻣﺴﻴﺮﻫﺎي اﺗﻮﺑﻮس ﺑﺎ ﻧﻮرﭘﺮدازي ﻣﻨﺎﺳﺐ و ﺗﻌﺪاد زﻳﺎدي اﻳﺴﺘﮕﺎﻫﻬﺎي ﻣﻨﺎﺳﺐ و ﻣﻌﻴﻦ ، ﺗﺎﻛﺴﻲ ﻫﺎي ﺷﺒﺎﻧﻪ ﻛﻪ از ﻃﺮﻳﻖ ﻧﻴﺮوﻫﺎي اﻣﻨﻴﺘﻲ و داﺧﻞ اﻣﺎﻛﻦ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻲ ﻗﺎﺑﻞ ﻛﻨﺘﺮل ﺑﺎﺷﺪ ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ وﺟﻮد ﭘﺎرﻛﻨﻴﮕﻬﺎي ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻛﻪ از ﻃﺮﻳﻖ دورﺑﻴﻨﻬﺎي ﻣﺪار ﺑﺴﺘﻪ و ﻣﺎﻣﻮرﻳﻦ اﻣﻨﻴﺘﻲ ﻛﻨﺘﺮل ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ در ﻧﺰدﻳﻚ ﻣﺮاﻛﺰ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻲ در زﻣﺎن ﺷﺐ در اﻓﺰاﻳﺶ ﺣﺲ اﻣﻨﻴﺖ و آراﻣﺶ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺑﺴﻴﺎر ﻣﻮﺛﺮ اﺳﺖ

6-5 اﺟﺎزه و ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ زﻣﺎﻧﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ

ﻣﺜﻼ ﺑﻪ رﺳﺘﻮراﻧﻬﺎ ، ﻛﺎﻓﻪ ﻫﺎ ، ﻓﺮوﺷﮕﺎﻫﻬﺎ ، ﻣﻮزه ﻫﺎ ، ﮔﺎﻟﺮي ﻫﺎ ، ﻧﻤﺎﻳﺸﮕﺎﻫﻬﺎ ، ﻛﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﻫﺎ و ﺳﺎﻳﺮ اﻣﺎﻛﻦ ﺗﻔﺮﻳﺤﻲ و ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ اﺟﺎزه ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺗﺎ زﻣﺎن دﻳﺮﺗﺮي داده ﺷﻮد ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺑﺎﻳﺪ از ﻣﻨﺎﺳﺒﺘﻬﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ در ﺑﺮﮔﺰاري ﻧﻤﺎﻳﺸﮕﺎﻫﻬﺎ ، ﻓﺴﺘﻴﻮاﻟﻬﺎ ، ﺟﺸﻨﻬﺎ در ﺳﺎﻋﺎت ﺑﻌﺪ از ﻇﻬﺮ و ﺷﺐ در ﻣﻜﺎﻧﻬﺎي ﻋﻤﻮﻣﻲ اﺳﺘﻔﺎده ﻛﺮد

6-6 ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮ

ﺗﺪارك ﻳﻚ دﺳﺘﻮر اﻟﻌﻤﻞ اﺟﺮاﻳﻲ ﺑﺎ ﻣﺤﻮرﻳﺖ رﻋﺎﻳﺖ ﻣﺴﺎﺋﻞ اﻳﻤﻨﻲ و اﻣﻨﻴﺘﻲ ﺑﺮاي ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ اﻣﺎﻛﻦ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻲ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﻛﻪ اﻛﺜﺮا ﻣﻜﺎﻧﻬﺎي ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ و اﻟﺘﺰام ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﻳﻲ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ اﻳﻦ اﻣﺎﻛﻦ در ﻗﺒﺎل ﻋﺪم اﺟﺮاي دﺳﺘﻮر اﻟﻌﻤﻞ ﮔﺎم ﻣﻮﺛﺮي در اﻓﺰاﻳﺶ اﻣﻨﻴﺖ اﻳﻦ اﻣﺎﻛﻦ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد

6-7 ﻣﻜﺎﻧﻬﺎي ﺗﻔﺮﻳﺤﻲ و ﻓﺮاﻏﺘﻲ در ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺗﺠﺎري و اداري

ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻣﻜﺎﻧﻴﺎﺑﻲ اﻣﺎﻛﻦ ﺗﻔﺮﻳﺤﻲ و ﻓﺮاﻏﺘﻲ ﺷﺒﺎﻧﻪ در ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺗﺠﺎري و اداري ﺗﻀﺎدﻫﺎ را ﺑﻪ ﺣﺪاﻗﻞ ﻣﻲ رﺳﺎﻧﺪ و در ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺑﻪ ﺣﻔﻆ اﻣﻨﻴﺖ و آراﻣﺶ ﻛﻤﻚ ﻣﻲ ﻧﻤﺎﻳﺪ . در اﻳﻦ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺳﺎﻛﻨﻴﻦ ﻛﻤﺘﺮي ﺣﻀﻮر دارﻧﺪ و در ﺳﺎﻋﺎت اداري ﻫﻢ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي ﺗﻔﺮﻳﺤﻲ و ﻓﺮاﻏﺘﻲ ﭘﺮ ﺳﺮوﺻﺪا ﻛﻤﺘﺮ ﺻﻮرت ﻣﻲ ﮔﻴﺮد

6-8 رﺳﺘﻮراﻧﻬﺎ و ﻛﺎﻓﻪ ﻫﺎي ﺧﻴﺎﺑﺎﻧﻲ

6-9 ﺧﻴﺎﺑﺎﻧﻬﺎي ﺳﻴﺎﺣﺘﻲ و ﭘﻴﺎده

اﻳﺠﺎد ﺧﻴﺎﺑﺎﻧﻬﺎي ﭘﻴﺎده ﻳﺎ اﺧﺘﺼﺎص ﺗﻤﺎم ﻳﺎ ﻗﺴﻤﺘﻲ از ﺧﻴﺎﺑﺎﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﭘﻴﺎده در ﺳﺎﻋﺎت ﺷﺐ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﻣﺤﻴﻄﻲ اﻳﻤﻦ و آرام را ﺟﻬﺖ ﭘﻴﺎده روي و ﺳﻴﺎﺣﺖ و ﺧﺮﻳﺪ ﺳﺎﻛﻨﻴﻦ و ﺑﺎزدﻳﺪﻛﻨﻨﺪﮔﺎن ﻓﺮاﻫﻢ آورد

6-10 ﺗﻨﻮع ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎ و ﺧﻼﻗﻴﺖ

ﮔﺴﺘﺮش ﻃﻴﻒ اﻧﻮاع ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﺣﻀﻮر ﻃﻴﻒ ﮔﺴﺘﺮده ﺗﺮي از ﻣﺮدم و در ﻧﺘﻴﺠﻪ اﻳﺠﺎد ﻣﺮاﻛﺰ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻲ ﭘﺮﺷﻮر و اﻣﻦ ﺗﺮي ﺑﻴﺎﻧﺠﺎﻣﺪ ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ اﺑﺘﻜﺎر ﻋﻤﻞ در اﺳﺘﻔﺎده از ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻣﺘﻨﻮع و ﺟﺪﻳﺪ و زﻣﺎﻧﻬﺎي ﺧﺎص ﻛﻪ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺑﺮاي ﻫﺮ ﺷﻬﺮ و ﻛﺸﻮري ﭘﻴﺶ ﺑﻴﺎﻳﺪ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ در اﻳﺠﺎد ﻓﻀﺎﻫﺎي ﻓﺮاﻏﺘﻲ ، ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮي در زﻣﺎن ﺷﺐ ﻛﻤﻚ ﻧﻤﺎﻳﺪ ﻣﺜﻼ اﻳﺠﺎد ﺳﻴﻨﻤﺎﻫﺎي روﺑﺎز ﻛﻪ از داﺧﻞ اﺗﻮﻣﺒﻴﻞ ﻫﻢ ﻗﺎﺑﻞ روﻳﺖ ﺑﺎﺷﺪ 1 در ﻓﻀﺎﻫﺎي ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺳﺎﺧﺖ ﻣﺎﻛﺘﻬﺎي ﻧﻮراﻧﻲ از ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﻬﺎي ﻣﻬﻢ و ﻳﺎ ﭘﺮوژه ﻫﺎي در دﺳﺖ اﺟﺮا در اﻣﺎﻛﻦ ﺧﺎص ﻛﻪ در ﺷﺐ ﺟﻠﻮه اي ﺧﺎص دارﻧﺪ و ...

6-11 ﻣﺮاﻛﺰ ﺧﺮﻳﺪ ﺷﺒﺎﻧﻪ

ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻲ ﺳﺎﻋﺎت ﺧﺮﻳﺪ درﻏﺮوب و زﻣﺎن ﺷﺐ ﺑﻮﻳﮋه در ﻣﻮرد ﻣﺮاﻛﺰ ﻋﻤﺪه ﺧﺮﻳﺪ*2 ﺣﺘﻲ اﮔﺮ ﻳﻚ ﻳﺎ دو ﺑﺎر دره ﻫﻔﺘﻪ اﻧﺠﺎم ﮔﻴﺮد ﺧﺮﻳﺪ را ﺑﺮاي ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن آﺳﺎﻧﺘﺮ ﻛﺮده و ﺑﺎﻋﺚ آراﻣﺶ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﻴﺸﺘﺮي ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ

ﺟﻤﻊ ﺑﻨﺪي و ﻧﺘﻴﺠﻪ ﮔﻴﺮي

ﻳﻚ راه ﺣﻞ ﺑﺮاي ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰي ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﻮﻓﻖ ، ﻫﻤﮕﺮاﻳﻲ راﻫﺒﺮدﻫﺎﻳﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺳﻪ ﻋﻨﺼﺮ ﻣﺮﺗﺒﻂ زﻳﺮ دﻻﻟﺖ دارﻧﺪ

1- ﻣﺮدم (ﺷﻨﺎﺧﺖ وﻳﮋﮔﻴﻬﺎي ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ، اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ، اﻗﺘﺼﺎدي ، ﺷﻴﻮه زﻧﺪﮔﻲ ، ﻧﻴﺎزﻫﺎ ، اﻣﻜﺎﻧﺎت و... ﻣﺮدم )

2- زﻣﺎن (ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ زﻣﺎﻧﻬﺎي ﺧﺎص ﻣﺜﻞ زﻣﺎن ﺷﺐ ، ﭘﺎﻳﺎن ﻫﻔﺘﻪ ، ﺗﻌﻄﻴﻼت و زﻣﺎﻧﻬﺎي ﺧﺎﺻﻲ ﻛﻪ اﺗﻔﺎﻗﺎت ﺧﺎﺻﻲ در ﺷﻬﺮ رخ ﻣﻲ دﻫﺪ)

3- ﺧﻼﻗﻴﺖ ( اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﻤﺎم ﻇﺮﻓﻴﺘﻬﺎ اﻋﻢ از ﻗﺪﻳﻤﻲ و ﺟﺪﻳﺪ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﻃﺮاﺣﻲ ﻳﻚ ﻣﻜﺎن اﻗﺘﺼﺎدي ، ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ، اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﭘﺎﻳﺪار)

ﻫﺪف ﺷﻬﺮ 24 ﺳﺎﻋﺘﻪ ﻫﻢ ﻫﻤﻴﻦ اﺳﺖ ﻳﻌﻨﻲ ﺧﻼﻗﻴﺖ در ﻃﺮاﺣﻲ ﻳﻚ ﺷﻬﺮ ﭘﺎﻳﺪار و ﻗﺎﺑﻞ زﻧﺪﮔﻲ ﺑﺎ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ وﻳﮋﮔﻴﻬﺎي ﺳﺎﻛﻨﻴﻦ و از ﻃﺮﻳﻖ ﮔﺴﺘﺮش ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي ﺗﻔﺮﻳﺤﻲ ، اوﻗﺎت ﻓﺮاﻏﺖ و ﺧﺮﻳﺪ و ﺧﺪﻣﺎت ﺷﻬﺮي در زﻣﺎن ﺑﻴﺸﺘﺮي از ﺷﺒﺎﻧﻪ روز ﺑﺮاي ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰي ﻣﻨﺎﺳﺐ دراﻳﻦ زﻣﻴﻨﻪ ﻛﻪ ﻧﻬﺎﻳﺘﺎ ﺑﻪ ﻃﺮاﺣﻲ ﺷﻬﺮي ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻣﻨﺘﻬﻲ ﻣﻲ ﮔﺮدد ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي ﺷﺒﺎﻧﻪ در ﭼﺸﻢ اﻧﺪاز راﻫﺒﺮدﻫﺎ و ﺳﻴﺎﺳﺘﻬﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳﻚ ﺟﺰء ﻣﻬﻢ و رﺷﺪ دﻫﻨﺪه ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺷﻬﺮ ﻣﺪ ﻧﻈﺮ ﻗﺮار ﮔﻴﺮﻧﺪ

ﻣﻨﺎﺑﻊ

1- رﺿﺎﻳﻲ ، رﺿﺎ . ﻣﺘﺮﺟﻢ راﻫﻨﻤﺎي ﻃﺮاﺣﻲ ﺷﻬﺮي اﻧﺘﺸﺎرات ﺷﺮﻛﺖ ﻋﻤﺮان ﺷﻬﺮﻫﺎي ﺟﺪﻳﺪ 1384 ﺗﻬﺮان

2- ﻓﻜﻮﻫﻲ ، ﻧﺎﺻﺮ . اﻧﺴﺎن ﺷﻨﺎﺳﻲ ﺷﻬﺮي ﻧﺸﺮ ﻧﻲ 1383 ﺗﻬﺮان

[1].Gloucester city council :evening & night-time economy strategy. june 2005

[2]. HEATH,T. AND STRICKLAND,R. AND MCIIWAIN,G:(1998)READING VIOLENCE IN LICENSED PREMISES THROUGH COMMUNITY SAFETY ACTION PROJECTS:THE QUEENSLAND EXPERIENCE:CONTEMPORARY DRUG PROBLEMS.

[3]. LOVATT,A. AND O’CONNORY,J:(1995)’CITIES AND NIGHT-TIME ECONOMY’. PLANNING PRACTICE AND RESEARCH.

[4]. URBAN AND ECONOMIC DEVELOPMENT GROUP LONDON. AND LOVATT,A.:LATE-NIGHT LONDON: PLANNING AND MANAGING THE LATE NIGHT.

[5]. WWW.IVSEVENTS.CO.UK/CORPORATE-EVENT-MANAGEMENT-ITALY.HTM

[6]. WWW.TOGETHER.GOV.UK/CAGETFILE.ASP

 

حمام ایرانی

در گذشته های دور، پیروان آیین مهر و زرتشت به پاکیزگی بسیار توجه داشتند.در 1500 یا 2000 سال پیش شستشو به گونه ی امروزی نبود.در آن زمان گرمابه ساختمانی گرم بوده و شستشو در ظرف بزرگی به نام آبزن انجام می شده است.

چون مردم آب را مقدس می دانستند و نمی خواستند آن را آلوده کنند،پساب را پس از شستشو روی زمین می ریختند یا به آسمان پاشیده و هرگز آن را در آب پاک نمی ریختند.

گرمابه هم مانند بازار افزون براینکه کارکردی ویژه داشته،جای گردهمایی مردم محل نیز بوده است.

حمام

حمام نیز از جمله ابنیه مهم شهری بوده که معمولا در مراکز محلات و یا در مجاورت راسته های بازار و یا گذرگاه های اصلی احداث می شده است.

از دوره پیش از اسلام،آثار به جا مانده از حمام های خصوصی در کاخ تخت جمشید(دوره هخامنشی) و کاخ آشور(دوره اشکانی) یافت شده است.

گرمابه ساختمانی همگانی بود که با یک درگاه به بیرون راه داشت تا هوای درون آن همیشه گرم بماند.

گرمابه،برابر جایگاه گرم است،همچون سردابه که برابر جایگاه سرد است

تکوین حمام های سنتی به گونه ای که تا پیش از سیستم لوله کشی جدید شهری مورد استفاده مردم قرار می گرفته است به دوره اسلامی باز می گردد

دوره رونق ساخت حمامها مربوط به عصر صفویه است. در این دوره در کنار ساخت و سازهای گسترده، تعداد نسبتاً زیادی حمام در شهر های مختلف ایران ساخته شد که شماری از آنها در نوع خود شاهکار بود

(از جمله حمام گنجعلیخان کرمان، حمام خسروآقا و علیقلی آقای اصفهان و تعدادی دیگر)

بعد از دوره صفوی هر چند معماری اسلامی هرگز رونق گذشته را به دست نیاورد با این حال در دوره زندیه و قاجاریه، حمام های با شکوهی ساخته شد که از بهترین آنها، حمام وکیل شیراز، از ساخته های

کریم خان زند، و حمام ابراهیم خان کرمان از دوره قاجاریه- می باشد

کهن ترین گرمابه ای که هنوز هم رونق دارد، گرمابه وزیر یزد نزدیک مسجد جامع است که از زمان آل مظفر به جا مانده است.

عناصر فضایی تشکیل دهنده حمام عبارتند از :

اجزای حمام

1- تون : مکانی در حمام که کوره در آن قرار دارد،به این مکان گلخن یا آتش خانه نیز می گویند.

2- تیان : ظرفی فلزی در کف خزینه حمام،بر روی تون،برای گرم کردن آب خرینه

3- چال حوض/چهار حوض: در حمام، حوضی بزرگ و نسبتا عمیق از آب سرد(معمولا در کنار گرمخانه) برای آبتنی و شنا

4- خزینه : در حمام، اتاقی کوچک برای شست و شو، در کنار گرمخانه و بر روی گلخن،که در آن تا نیمه آب می ریزند.بعضی از حمام ها علاوه بر خزینه آب گرم خزینه آب سرد نیز دارند.

5- خلوت گرم خانه : در حمام، فضایی در جوار گرم خانه که مخصوص استحمام خواص و بزرگان بوده است

6- سربینه : محل رخت کندن و استراحت و گفتگو در حمام، که پس از مدخل و پیش از گرم خانه قرار دارد.

7- گربه رو :

1) مجرای هوا در زیر کف، برای دفع رطوبت

2)در حمام، مجرایی که هوای گرم و دود تون را از زیر کف حمام عبور می دهند و کف و هوای حمام را گرم می کنند.

8- گرم خانه :

1) شبستان زمستانی

2) در حمام، محل اصلی استحمام و جای مشت و مال که خزینه از ملحقات آن است

9- میان در : فضای بین سربینه و گرم خانه حمام، که آن دو را از هم جدا می کند و از تبادل حرارت بینآنها می کاهد.

از آنجا که استحمام شامل مراحل مختلفی است، لذا حمام های سنتی ایران دارای فضاهایی با عملکردها و خصوصیات متفاوت بوده اند.در این رابطه فضاهای داخل حمام را می توان به سه قسمت

1) نیمه گرم مرطوب

2) گرم و مرطوب

3) بسیار گرم و بسیار مرطوب

تقسیم نمود.

سیستم تنظیم شرایط محیطی در حمام:

به گونه ای بوده که حرارت و رطوبت به ترتیب از هشتی ورودی و سربینه (نیمه گرم و مرطوب) به صحن حمام و گرم خانه (گرم و مرطوب )و نهایتا به خزینه حمام (بسیار گرم و بسیار مرطوب) بیشتر می شده است .لذا هریک از این فضاها مستقل بوده و تنها از طریق دالانهای باریک و غیر مستقیم و یا هشتی های کوچکی با یکدیگر ارتباط داشته اند

ترتیب سلسله مراتب فضاهای مختلف حمام به گونه ای بوده که مشتریان ابتدا پس از دخول به حمام . گذر از دالان و هشتی ورودی، وارد سربینه حمام می شدند.

در گرمابه ها برای اینکه هوای بیرون کمتر با هوای سربینه آمیخته شود و درون آن گرم بماند،دالانی پر پیچ و خم را به دهلیز و دهلیز را به بیرون می رساند.می دانیم که انسان هنگامی که یکباره از جایی گرم به جایی سرد و یا وارون آن برود،چون دمای هوا ناگهان تغییر می کند،ممکن است بیمار شود.برای همین در گرمابه ها به این نکته اساسی توجه می شده است و همواره دالانی پیچ در پیچ، دهلیز را از درآیگاه گرمابه جدا می کرده است.بدین گونه هوای سرد بیرون نمی توانسته یکباره به درون آید.

گرمابه های کهن همگی دارای سه بخش بنیادی هستند :

1- بینه یا رختکن:فضایی بزرگ و سر پوشیده با حوضی بزرگ در میان و سکوهایی در گرداگرد آن است.

این حوض هم برای شستن و آب کشیدن پا و هم آذین می باشد.پس از دالان، دهلیز و سپس بینه یا رختکن می باشد که فضایی نیمه گرم و کمابیش خشک است.این قسمت حکم ورودی حمام را داشته و از سایر قسمت ها مجلل تر بوده و تزیینات بهتری داشته است.در گذشته گاه در بخشی ازبینه، سلمانی سر هم می تراشید.برای خشک کردن لنگها راه پله ای برای دسترسی به بام ساخته می شد.پیشخوان و دخل حمامی نیز در کنار دهلیز قرار داشت.بینه به شکل چهار پهلو، هشت پهلو و کشکولی ساخته می شده و در گوشه های آن رختکن و در میان ،حوض آب سرد قرار داشت

کفش کن : سپس جهت استحمام، کفشها را کنده و آنها را در قسمت کفش کن که در زیر سکوی سربینه می باشد، قرار دادند و وارد سربینه می شدند

رختکن : قسمت مانند سکویی اطراف سربینه را احاطه کرده و مشتریان لباسها را در آنجا کنده و در گوشه ای قرار می دادند

2- میان در: میان دو بخش بینه و گرم خانه جای دارد.

میان در راهرو یا دالانی است که به چند جا راه داشته، یکی به آبریزگاهها و دیگری به جایگاه ستردن مو.بدین گونه میان در، هوای گرم خانه و بینه را از هم جدا نگه می داشته و یک فضای میانجی بوده است.

قسمت میان در،معمولا از طریق یک یا دو راهروی مجزا، به مستراح ها و اطاق های تنظیف ارتباط داشت.میان در یک یا دو سکو برای انداختن لنگ و دولچه(ظرف دسته دار برای آب برداشتن)و اسباب گرمابه داشته و راه دستشویی و آبریزگاه و نیز جایی برای ستردن موی تن، بیشتر همین میان در بوده، ولی کسانی که نیاز به این کار نداشتن یک راست به گرم خانه می رفتند.

اطاق تنظیف(نظافتخانه)جهت نظافت بدن،حنا بندی و حجامت مورد استفاده قرار می گرفته است.

فضای میان در معمولا به صورت هشتی یا یک دالان باریک و دارای ارتباط غیر مستقیم با بینه، گرم خانه،

مستراح و اتاق تنظیف بوده و علاوه بر مسیر ارتباطی،عملکرد آن جدایی،تبادل حرارتی و رطوبتی و همچنین بصری بین قسمت های مختلف حمام بوده است.

3- گرم خانه یا صحن گرمابه:

گرم ترین بخش گرمابه است.این بخش یک خزانه ی آب بزرگ و دو خزانه ی کوچک دارد،یکی آب سرد و دیگری آب داغ که در دوسوی خرانه بزرگ هستند و آب آنها را همیشه تمیز نگه می داشتند و کسی به آنها دست نمی زده و درون آن هم نمی رفتند.این دو، قله یا گله و هردوی آنها قلتین نامیده می شدند.از این دو،آب گرم و سرد را به خزانه بزرگ می رساندند که مردم درون آن خود را شستشو می کردند.آنها یک بار در آغاز برای خیس خوردن و بار دیگر پس از پایان شستشو برای آبکشی یا غسل کردن به درون خزانه می رفتند.

پس از عبور از گرم خانه(صحن حمام)، و بالا رفتن از چند پله، وارد خزینه می شدند.فضای خزینه گرمترین و مرطوب ترین قسمت حمام است و لذا صرف نظر از ورودی کوچک آن، کاملا محصور می باشد.

در زیر یا کنار گرمابه کوره ای برای گرم کردن آب به نام آتشدان، گلخن یا تون می باشد که سوخت آن بوته بوده است.آتش این تون از زیر به یک یا دو دیگ به نام تیان می رسد که کف خزانه آب گرم کار گذاشته شده است.دیگها از آلیاژ هفت جوش یا به گفته دیگر آمیزه ای از روی، مس، قلع، سرب، و چیز دیگر ساخته می شوند تا در برابر آتش و آب پایدار باشند.

برای گرم کردن هوای این بخش ها در زیر کف جوی هایی پیچ در پیچ به نام گربه رو می ساختند و روی آن را می پوشاندند و دود تون را به درون آنها می راندند.گربه رو ها را کنو بندی می کردند.بدین گونه که روی آن را با یک تاق آجری کوچک می پوشاندند و بعد هم کف سازی می کردند و گاه هم روی آن را با تخته سنگ می پوشاندند.

هر گرمابه دو دودکش داشته استکه دور از تون بوده اند.یکی دود را یکراست به بیرون می فرستاده و دیگری از پیچ و خم های گربه روها می گذرانده و در پایان به بیرون می فرستاده است.

پس از روشن کردن آتش تون،نخست دهانه گربه رو ها را می بستند و دهانه دود کش یکراست را باز می کردند تا دود نخست به تندی خود را بالا کشد و بیرون برود.پس از گرم شدن تون،آن دودکش را می بستند و راه گربه رو را باز می کردند. تا دود از گربه رو ها بگذرد و از دودکش دوم بالا برود

چون فضای گربه رو را دوده می گرفته و احتیاج به تمیز کردن داشته، معمولا ابعاد آنرا به اندازه ای می گرفتندکه یک نفر به طور خمیده بتواند از آن بگذرد و تعمیرات احتمالی و یا نظافت آن را انجام دهد.روی گربه رو ها را با سنگهای ورقه مرمر و یا سنگهای مشابه می پوشاندند.این نوع سنگها نه تنها امکان تبادل حرارت بین گربه رو و فضای بین گربه رو و فضای داخل حمام را میسر می کرده، بلکه از نظر دوام، نظافت و شستشوی سطح آن، بهتر از مصالح دیگر بوده است .

چال حوض

در مجاور فضای گرمخانه در بعضی از حمام ها که بزرگتر و مجلل تر بودند استخری به نام چال حوض قرار داشته است.آب اغلب چال حوض ها گرم نبوده و آن برای شنا کردن در تابستان استفاده می کردند،مانند حمام گنجعلی خان. ولی برخی چال حوض ها مانند حمام فین کاشان که یک حمام سلطنتی بوده دارای تیان بوده و به وسیله حرارت آتشدان همانند خزینه، آب آنها را گرم می کردند.نحوه انجام این شنا بدین طریق است که آب را بادو دست به زیر شکم می آوردند و با جفت پا(پا دلفین) آب را به عقب می زدند.

در مجاور گرم خانه، به جز چال حوض، حوض های کوچک دیگری نیز بوده که در کنار آنها افراد خود را می شستند.در وسط بینه نیز غالبا یک حوض بزرگ بوده که علاوه بر زیبایی، به مرطوب نمودن فضای بینه کمک می کرده است.همچنین حوض کوچکی در بالای پله های سربینه وجود داشته که افراد پای خود را آن آب می کشیدند.آب این حوض به صورت روان بوده است.

وجود این حوض های آب در قسمت های مختلف حمام، هوای هر قسمت را نسبتا مرطوب نموده.ولی باید توجه داشت که راههای ارتباطی بین فضاهای اصلی حمام به صورت محصور و غیر مستقیم بوده، لذا رطوبت بیش از حد هوای فضاهای مرطوب وارد قسمتهای نیمه مرطوب نمی شده و بدن مشتریان هنگام ورود به حمام، به تدریج به آب، رطوبت و حرارت نزدیک می شده و هنگام خروج نیز به همین ترتیب،به تدریج از رطوبت و دمای هوا در فضایی که مشتریان عبور می کردند کاسته می شده است

ساختمان گرمابه های کهن را در گودی زمین می ساختند تا پایدارتر بوده و گرما به هدر نرود .

از جمله تمهیدات اتخاذ شده برای کاهش تبادل حرارتی بین داخل و خارج فضای حمام، قرار دادن بنای حمام در داخل زمین بوده، بنحوی که غالبا کف حمام چند متر از سطح گذرگاه عمومی قرار داشته و بدین ترتیب خاک اطراف دیواره ها همانند یک عایق حرارتی عمل کرده و میزان تبادل حرارت بین داخل و خارج

ساختمان را کم می کرده.همچنین بدنه ضخیم حمام به علاوه خاک مجاور آن همانند یک خازن حرارتی عمل کرده و در تعدیل نوسان درجه حرارت در داخل ساختمان موثر بوده است.

از دیگر مزایای قرار دادن بنا در داخل زمین، مقاومت بهتر ساختمان در برابر نیروی زلزله بوده است.

مزیت سوم و بسیار مهم آنکه امکان سوار شدن آب های جاری در جویها که از رودخانه و یا قنات سرچشمه

می گرفته،بر حمام هایی که از این آب استفاده می کردند، میسر می گشته است.

البته در مناطقی که سطح آبهای زیرزمینی بالا می باشد، مانند سواحل جنوبی دریای خزر، سواحل خلیج فارس و دریای عمان،بالاجبار بدنه حمام را بر روی زمین بنا می کردند.

روشنایی

از آنجا که بخش عمده از سطوح جانبی اکثر حمام ها در داخل زمین بوده،لذا نور آفتاب از طریق نورگیرهای سقفی و یا پنجره های زیر طاق وارد فضای حمام می شده است.

معمولا پوشش گرمابه ها، طاق کلمبو بوده که می توان در نوک آن سوراخی برای نورگیری گذاشت.در نوک آن شیشه هایی کار می گذاشتند که به آن جامخانه می گفتند.شیشه های جام را می شد برداشت و دوباره جا زد.

در زمستان این شیشه ها به جز یکی دوتای آنها،بسته بوده و در تابستان برخی از آنها را برمی داشته اند تا هوارسانی انجام شود.

آب بندی جام خانه ها نیز مهم بوده است.آنها چیزی همانند ماستیک امروزی از گل رس و روغن برزک به نام مومینه درست می کردند تا شیشه های جام را در زه سفالینشان آب بندی کند.هر کدام از بخشهای گرمابه ، یک جام خانه در گنبد داشته است که گاه خودش همانند گنبد اصلی در می آمده که در برخی جاها تنها 60 سانتی متر قد داشته و تا 10 یا 12 جام هم روی آن کار می گذاشتند

اقلیم

به لحاظ اینکه حمام محیطی نسبتا بسته می باشد و ارتباط کمی با شرایط اقلیمی مجاور خود دارد، لذا ساختار کلی حمام ها در مناطق گوناگون اقلیمی ایران کمابیش مشابه است و عوامل اقلیمی مختلف چندان تاثیری در نحوه استقرار،شکل کالبدی و تقسیم بندی فضاهای داخل حمام نداشته است.

اگرچه باید توجه شود که در مناطق گرم و خشک و خصوصا مناطق سرد، جهت حفظ حرارت داخل حمام،کالبد ساختمان تا حد ممکن در داخل زمین قرار می گرفته.در کرانه جنوبی سواحل دریای خزر به دلیل معتدل بودن اقلیم و همچنین بالا بودن سطح آبهای زیر زمینی، حمام در عمق کمتری از زمین قرار می گرفته است

این موضوع در مورد سواحل جنوبی کشور نیز صادق است زیرا در این سواحل حرارت و رطوبت هوا بسیار زیاد و سطح آبهای زیر زمینی نیز در اکثر مناطق آن بالاست.

مصالح مورد استفاده در حمام ها همواره مصالح با دوام و بام اکثر حمام های بزرگ و مهم در ایران طاق یا گنبد بوده است.اما در روستاهای کوهستانی و یا روستاهایی که امکان دسترسی به چوب آسان بوده، حمام ها غالبا با تیر چوبی و کاهگل پوشیده شده،زیرا آسانتر و اقتصادی تر بوده است.

در سواحل جنوبی دریای خزر به جهت بارندگی بسیار زیاد، بامها یا به صورت شیبدار و یا به صورت طاق و گنبد اجرا می شود.

آب و رطوبت

آب مورد نیاز حمام از آب نهرها، قنات ها و یا از آب چاه تامین می شود.در مجاور حمام هایی که از آب چاه استفاده می کردند، یک چاه حفر می شده و آب آن توسط انسان و یا یک یا دو گاو بیرون کشیده می شد.در رابطه با مورد دوم مسیری را که گاو باید طی می کرده تا آب را بالا بکشد به صورت سرازیری می کندند تا گاو نیروی کمتری را برای این کار صرف کند و دیرتر خسته شود.به این مسیر شیبدار، چهارگاو می گفتند

این آب وارد حوض شده و از آنجا توسط لوله های سفالین به نام تنبوشه به خزینه منتقل می شده است.

مواقعی که می خواستند آب خزینه را عوض کنند، آنرا خالی کرده و پس از شستشوی خزینه آب را توسط تنبوشه ها از حوض به خزینه منتقل می کردند.

تعویض آب حمام توسط بوق و بستن لنگ به قسمت ورودی و اطراف آن به اهالی و رهگذران اعلام می

شده است.

در بیشتر گرمابه ها با آن که آب جاری یا کاریزی در کنار آن می گذشته، در بام گرمابه یک خزانه ی آب جدا

نیز بوده است که بر خزانه گرم خانه سوار بوده است.آب این خزانه را از یک چاه زه به دست می آوردند.

مصالح

از آنجا که حمام ها خصوصا حمام های عمومی، مانند سایر ابنیه، جنبه استفاده عام داشته و برای استفاده نسلهای متمادی احداث می شده، لذا مصالح بکار در آن، در کلیه اقلیم های ایران، از نوع بادوام و مرغوب بوده است.بدین جهت دیوارها و طاقهای قوسی حمام عمدتا با آجر اجرا می شده.در مناطق کوهستانی و کوهپایه ای از سنگ برای بدنه حمام و از تیرچوبی و کاهگل برای پوشش بام استفاده می کردند

در حمام های مجلل،دیوارها را تا ارتفاع 1.80 متر با کاشی پوشش می دادند و مابقی را با آهک اندود می کردند.در سایر حمام ها دیوارها را نیز مانند طاقها آهک اندود می کردند و گاهی جهت زیبایی،روی آن را

آهکبری می کردند.در حمام روی کاشی ها را(بر خلاف مسجد و مدرسه که جنبه مذهبی داشته) تصاویر انسان و حیوان می کشیدند.البته از طرح های اسلیمی و گره چینی نیز استفاده می کردند.

به دلیل بارندگی زیاد،با حمام در سواحل جنوبی دریای خزر را غالبا با سفال پوشش می دادند و یا روی طاق آجری حمام را مستقیما اندود آهک می کشیدند.در سایر اقلیمهای ایران،بام حمام را نیز مانند سایر ساختمانها با کاهگل اندود می کردند و در حمام های مهم تر،روی طاق را آجر فرش می کردند

برای دیوارها و کف خزینه از ملات ساروج استفاده می کردند،ولی برای قرار دان تیان و آب بندی آن، از ساروج مخصوص این کار استفاده می شده است.این ساروج در عین چسبندگی به مصالح بدنه خزینه و صفحه مسی تیان،می بایستی قدرت تحمل حرارت تون و فشار آب را هم داشته باشد،بدون آنکه آبی را از خود عبور دهد.

روش کار اوستا داوود نواب برای ساخت ساروج

ملات ساروج مخلوطی از سفیده تخم مرغ، آهک، خاک رس و قدری موی بز و یا موی سر انسان برای جلو گیری از ترک خوردن ساروج است.این ملات را دو روز ورز می دهند و بعد آن را در زیر تین که 20 سانتی متر از اطراف آن روی پایه و آجری است می ریزند.سپس تین را روی ملات گذارده و خزینه را پر از آب می کنند

بعد ملات ساروج را به صورت لوله در آورده و شخصی باید بتواند به مدت چند دقیقه زیر آب باشد و این ملات را طوری کار بگذارد که مجیط اطراف تیان را بپوشاند و درز یا منفذی باقی نگذارد.

تین صفحه ای مقعر مسی است به قطر حدود 1 متر و به ضخامت 2 الی 3 سانتی متر و تون حمام درست در زیر آن قرار می گیرد.

آکوزش تعمیرات تجهیزات پزشکی

با پیشرفت روز افزون و توسعه تجهیزات پزشکی و مشکلات بسیار زیادی که بدلیل وارداتی بودن و استوک بودن اینگونه دستگاهها و همچنین بدلیل وجود تحریمهای بوجود آمده در زمینه ارائه خدمات شرکتهای اروپایی تولیدکننده تجهیزات پزشکی و نبود تکنسینهای مجرب در عرصه تعمیرات تجهیزات الکترونیکی پزشکی و بیمارستانی و آزمایشگاهی ،کنسرسیوم ایرکاس پس از سالها ارائه خدمات تعمیرات و طراحی برخی از تجهیزات پزشکی اقدام به برگزاری دوره های آموزش تعمیرات مدارات الکترونیکی تجهیزات پزشکی و بیمارستانی و آزمایشگاهی نموده است آموزش تعمیر تجهیزات پزشکی بصورت کاربردی ویژه بازار کار طراحی شده است. دوره اموزش تعمیر لوازم پزشکی ویژه رشته مهندسی پزشکی و واردکنندگان محصولات پزشکی و آزمایشگاهی میباشد. بطور کل ازدیاد این دستگاهها و پیشرفت این تجهیزات باعث شده که در کامتک روی مدارات آنها مورد بررسی قرار گیرد. تقریبا استراکچر برد دستگاههای پزشکی شامل بخش تغذیه، مین برد و بخش خروجی برد از یک الگوریتم تبعیت میکند. معمولا آموزشی که یک سرویسکار تجهیزات پزشکی نیاز دارد بداند و در کلاس بررسی میشود شامل آموزش تعمیر فشار سنج دیجیتال، آموزش تعمیر ترازوی دیجیتال، آموزش تعمیر سونوکیت، اسپیرومتر، تعمیر الکتروانسفالوگرام، اموزش تعمیر تجهیزات فراصوتی (اولتراسونیک در پرتونگاری)، آموزش تعمیر تجهیزات پرتو پزشکی، آموزش تعمیر تجهیزات پزشکی هسته‌ای، آموزش تعمیر شنوایی‌سنج (ادیومتر)، تعمیر الکتروکاردیوگرام، آموزش تعمیر سی تی اسکن، تعمیر رکتوسیگموئیدوسکوپ، اموزش تعمیر دستگاه ثبت نوار عصب و عضله میباشد.همچینین تعمیرکار تجهیزات آزمایشگاهی لازم است که آموزش تعمیر هود میکروبیولوژی، تعمیر انکوباتور کشت باکتری‌شناسی، اموزش تعمیر دستگاه آنالیزور، آموزش تعمیر فلیم فوتومتر، آموزش تعمیرات الکترولیت آنالایزر، اموزش تعمیر دستگاه تجزیه مواد شیمیایی خون، تعمیر دستگاه سانتریفوژ ۴۸شاخه، آموزش تعمیر دستگاه شمارنده گلبول‌های خون و سلول آزمایشگاهی، آموزش تعمیر دستگاه فتومتر (طیف سنج مواد متشکله خون) و آموزش تعمیر اتوآنالایزر را بداند.همچنین یک تعمیرکار تجهیزات اتاق عمل و تعمیرکار تجهیزات دندانپزشکی لازم است، آموزش تعمیر دستگاه ساکشن (مکش)، آموزش تعمیر الکتروکوتر، آموزش تعمیر کاپنوگراف، آموزش تعمیر مانیتور ( صفحه نمایش تجهیزات پزشکی)، آموزش تعمیر اکارتورها یا رترکتورها، اموزش تعمیر دستگاه مکش (ساکشن) دندان پزشکی، اموزش تعمیر یونیت دندان پزشکی و اموزش تعمیر اتوکلاو را یاد بگیرد.تعمیر و عیب یابی تجهیزات بیمارستانی و کلینیکی بطور کاملا عملی و توسط مسئولین تجهیزات پزشکی با سابقه كار بيمارستاني بیمارستان ارائه شده و اکثر جلسات آن در محیط بیمارستان تشکیل می شود.با توجه به نیمه خصوصی بودن دوره ها هنرجویان مستقیما تعمیرات دستگاهها را زیر نظر استاد مربوطه انجام میدهند.دوره ی آموزشی نگهداری و تعمیرات تجهیزات پزشکی برای علاقه مندان و بخصوص مهندسان رشته های مهندسی پزشکی ، مکانیک ، برق ، مکاترونیک و همچنین دندانپزشکان برگزار می گردد. شرکت کنندگان در این دوره ضمن آموزش تئوری مباحث و آشنایی با نحوه کار و عملکرد تجهیزات پزشکی بصورت عملی تعمیرات و عیب یابی تجهیزات پزشکی را نیز فرا می گیرند و آماده ورود به بازار عظیم تکنسین های پزشکی میشوند. کارآموزان در دوره تعمیرات بردهای تجهیزات پزشکی با مطالب زیر آشنا میشوند

آموزش الکترونیکی عمومی

آموزش الکترونیک دیجیتال

آموزش الکترونیک کاربردی تجهیزات پزشکی

آشنایی با مددارات الکترونیکی موجود در دستگاههای پزشکی

آموزش کار با لوازم تعمیرات بردهای پزشکی

آموزش صحیح تست و تعویض قطعات روی برد لوازم پزشکی

آشنایی با ساختار مدارات الکترونیکی پزشکی

آشنایی با تکنولژی لیزر در علم پزشکی و تجهیزات پزشکی

آشنایی با سسیستم های استریل لوازم پزشکی

آشنایی با انواع سنسورهای موجود در دستگاههای پزشکی

آشنایی با عملکرد اشعه ایکس در سیستم تصویر برداری

آشنایی با سیستمهای مانیتورینگ علائم حیاتی

آشنایی با انواع اصطلاحات دستگاههای پزشکی

نحوه شناخت بلوکهای مختلف بردهای تجهیزات پزشکی و بیمارستانی

آموزش نقشه خوانی مدارات الکترونیکی بردهای پزشکی

آموزش تحلیل مدارات الکترونیکی پزشکی

نحوه تعویض قطعات و تست صحیح قطعات روی برد

عیب یابی قطعات باتوجه به نوع عیوب ایجاد شده در دستگاه

عیب یابی مدارات با توجه به تست پوینهای موجود برروی برد

عیب یابی و شناخت آی سی های موجود روی برد

روشهای نوین جهت تست آی سی های روی برد

آشنایی با انواع آی سی های درایور بردهای پزشکی

آموزش برنامه ریزی و پروگرام آی سی های حافظه ای تجهیزات پزشکی

آموزش عملکرد منابع تغذیه سوئیچینگ و اینورتر دستگاههای پزشکی

آشنایی با ساختار فوت سوئیچها و جوی استیکهای تجهیزات پزشکی

آشنایی با ساختمان داخلی دستگاه ECG

برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام در دوره های آموزشی با کارشناسان این مجموعه تماس حاصل فرمایید

041-33369052

041-33369053

041-33369054

آمار سایت

تعداد اعضای آنلاین : 0

تعداد کل اعضای کنسرسیوم : 494

برای مشاهده اعضای آنلاین کلیک کنید

مراکز خدماتی و رفاهی طرف قرارداد

marakez

نماد اعتماد الکترونیک

logo کنسرسیوم دانشگاهیان و متخصصان ایران - آموزش تعمیر تجهیزات پزشکی 

حامیان کنسرسیوم ایرکاس

  • IRSME
  • RKA
  • ACS
  • IUE
  • RFTC
  • BQC
  • DNW
  • ICS
  • TUV-EMB
  • QAL
  • Ino
  • Allaiance
  • Tckit

تبلیغات در ایرکاس

دسترسی به ژورنال مقالات

az3

تصاویر اینستاگرام ایرکاس