LiveZilla Live Chat Software

کنسرسيوم دانشگاهيان و متخصصان ايران

نام کاربری یا پست الکترونیکی
رمز عبور

ایزو ttedit کنسرسیوم دانشگاهیان و متخصصان ایران - ایزو

ویسکومتر در مهندسی پزشکی

ویسکومتر در مهندسی پزشکی

ویسکومتر وسیله ای برای سنجیدن میزان ویسکوزیته مایعات است.

برای موادی که ویسکوزیته آنها با جریان یافتن تغییر می کند از ویسکومتر ویژه ای به نام رئومتر استفاده می گردد.

ویسکومتر بروکفیلد

در حالت کلی در یک ویسکومتر دو حالت وجود دارد:

۱- مایع ویسکوز ساکن است و یک شی جانبی در داخل آن (ابزار اندازه گیری ویسکوزیته) حرکت می کند .

۲- وسیله اندازه گیری ویسکوزیته ساکن بوده و سیال ویسکوز حرکت می کند. نیروی کششی که سبب ایجاد حرکت نسبی سیال نسبت به سطح می شود می تواند به عنوان عاملی برای اندازه گیری ویسکوزیته به کار گرفته شود.

نیروی کششی که سبب ایجاد حرکت نسبی سیال نسبت به سطح می شود می تواند به عنوان عاملی برای اندازه گیری ویسکوزیته به کار گرفته شود.

حالت جریان باید به گونه ای باشد که عدد رینولدز به حدی کوچک باشد که بتوان جریان را آرام فرض نمود.

ویسکومتر یو شکل 1

- در دمای ۲۰درجه سلسیوس ویسکوزیته آب ۱٫۰۰۲mpa.s است و ویسکوزیته جنبشی آن برابر با ۱٫۰۰۳۸mm2/s است لازم به ذکر است مقادیر فوق جهت کالیبراسیون ویسکومتر ها به کار می رود

ویسکومتر سقوطی.

*ویسکومتر های سقوطی (Falling sphere viscometers)

قانون استوکس (Stokes’ law)اساس ویسکومتر های سقوطی را تشکیل می دهد.در صورتی که سیال بصورت استاتیک در داخل یک لوله عمودی شیشه ای قرار دارد اجازه می دهیم یک جسم فلزی کوچک که اندازه و دانسیته آن مشخص است در داخل سیال سقوط کند.

*ویسکومتر های دورانی (Rotation viscometers)

اینگونه ویسکومتر ها بر ایده اندازه گیری مقدار گشتاور لازم جهت به چرخش در آوردن یک جسم خارجی در داخل سیال استوار هستند که می تواند راهی برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال باشد.

*ویسکومتر های استابینگر (Stabinger viscometer)

به آسانی در داخل نمونه شناور می گردند و به دلیل نیروی گریز از مرکز دقیقا در بخش مرکزی قرار می گیرند. اندازه گیری سرعت و گشتاور در این نوع با اندازه گیری چرخش میدان مغناطیسی و حرکات گردابی و بدون هیچگونه تماس مستقیمی صورت می گیرد

ویسکومتر های U شکل (U-tube viscometers)

*لوله شیشه ای U شکل که بصورت عمودی و در یک حمام کنترل دما قرار دارد.

*در یک سمت این لوله یک مقطع عمودی با قطر مشخصک حذف تاثیر دما در ویسکوزیته میزان کاهش ارتعاشات لرزاننده می تواند با یکی از روش های زیر اندازه گزفته شود.

ویسکومتر یو شکل 2

ویسکومتر های لرزشی

ویسکومتر وسیله سنجش ویسکوزیته یو شکل

ویسکومتر دورانی

ویسکومتر های دورانی

ویسکومتر استوالد گرانروی سنج

اجزای ویسکومتر بروکفیلد 2

ویسکومتر های دورانی

ویسومتر های یو شکل کنسرسیوم ایرکاس

ویسکومترهای U شکل

۱٫اندازه گیری مقدار انرژی لازم جهت ثابت نگه داشتن دامنه ارتعاشات نوسانگر در یک دامنه ارتعاشی مشخص.مناسب برای سیالاتی با ویسکوزیته بالا : انرژی بیشتری جهت ثابت ماندن دامنه ارتعاشی نوسانگر

۲٫اندازه گیری زمان لازم جهت توقف کامل نوسانگر بعد از خاموش شدن آن. هر اندازه ویسکوزیته بالاتر باشد مدت زمان لازم جهت توقف نوسانگر کمتر خواهد بود.

۳٫اندازه گیری فرکانس نوسانگر بصورت تابعی از کنش وارد شده به سیال و واکنش سیال نسبت به آن که در این روش هم سیالاتی با ویسکوزیته بالا به نسبت تغییر فرکانس بیشتری هنگام تغییر فاز از خود نشان می دهند.

برندهای اصلی ویسکومتر

ویسکومترها و رئومترهای بروکفیلد از معتبرترین نوع ویسکومترها در جهان می باشند.

تغییر اندازه ویسکومتر

برندHydramotion viscosity

برندHydramotion viscosity

اجزای ویسکومتر بروکفیلد 1

اجزای ویسکومتر بروکفیلد

اجزای ویسکومتر بروکفیلد

بیان موضوع و روش

کیفیت و نحوه ی عملکرد خون در بدن مستقیما به خواص رئولوژیکی آن از جمله ویسکوزیته وابسته است

بین ابزار های مختلف اندازه گیری ویسکوزیته خون روش استوانه های هم مرکز به دلیل دقت نسبتا بالا , سادگی هندسه , سادگی فیزیک حاکم و سادگی سطوح استوانه ها روشی مناسب است.

با توجه به روابط مشخص ارتباط سرعت دوران با گشتاور برای سیالات نیوتنی و غیر نیوتنی و با داشتن سرعت دوران و گشتاور، ویسکوزیته بدست می آید.

www.ircas.ir ویسکومتر

دیوید هاروی شهرسازی معماری1

دیوید هاروی و شهر در قامت فهمی انسانْ تولید

نوشـــــــــــته ی : لئوپلد لمبــــــــرت

خــلـاصــــــــــــــه :دیوید هاروی در کتاب شهرهای شورشی با تاکید بر مطالبه مجدد شهر به وسیله همان مردمی که ان را تولید می کنند بر سیاقی دیگر از فهم اِربز موکد می شود، سیاقی که بر قوام ان محدودیت ها و دسته بندی های مردم شهر به ان هایی که طراحی می کنند، ان هایی که می سازند و ان هایی که در ان زندگی می کنند محو و تضعیف شده است.

دیوید هاروی در اخرین کتابش "شهرهای شورشی" نشان می دهد که فرم های نوین استثمار پرولتاریا در جهان غرب از پارادیم کارخانهْ محور به پارادایم شهرْمحور تغییر ماهیت داده اند. خوانش پیراسته مارکسیستی وضعیت ـ که هاروی به سبب تدریس چند دهه ای در ان تبحر کامل دارد ـ همچنان برای تفسیر [چگونگی] ایجاد ارزش افزوده از طریق شهری شدن و شهرنشینی بی نهایت مناسب می نماید:

ارتباطی عمیق و ممتد میان کارگری که سنگ اهن را از معدن استخراج می کند و کارگری که ان را به فولاد تبدیل می کند و انکه فولاد را برای ساخت پلی به کار می گیرد تا از طریق ان ماشین های حمل کالا این تسهیلات را از کارخانه ها به مقاصد نهایی شان که همان خانه های مصرف کنندگان باشد، وجود دارد. تمام این فعالیت ها، حتی حرکت هایی که عمیقا درگیر مناسبات مکانی و فضایی می باشند مولد ارزش و ارزش افزوده اند. اگر بپذیریم که سرمایه داری همیشه توانسته است خود را از بحران به سلامت عبور دهد، همان گونه که پیش تر بر قرار راه کار "ساختن و پرکردن خانه ها با چیزها" شاهد ان بودیم، ان گاه واضح است بپذیریم تمام ان هایی که در فعالیت های شهری درگیرند، نقشی اساسی در دینامیسم انباشت سرمایه تحت شمول اقتصاد کلان ایفا می کنند. (هاروی، دیوید. شهرهای شورشی. نیویرک: ورسو. 2012: 130-31 )

البته دیوید هاروی مثال های متاخر از شوروش و اعتراض های شهری را تحت شمول انچه هنری لوفورحقْ به شهرمی خواند مقرر می سازد، اگرچه او استدلالش را بر مثال های تاریخی ای همچون تحولات پاریس قرن نوزدهم نیز قوام می بخشد و البته گزاره دوم در توضیح موضوع مد نظر وی بی نهایت روشنگرتر می نماید، چرا که هم تغییرات حادث در دوره انتقال امپراتوریرا مد نظر می اورد و هم چندین انقلاب شهریـ شامل کمون 1871 پاریس ـ را مرور می کند. خوانش هاروی از این دو موضوع، به عنوان تفسیری تاریخی از ان رو جذاب می نماید که اشکارا با خوانش ما معماران از ان رویدادها متفاوت است. بر این سیاق او تغییر تحولات هوسماندر بافت شهری پاریس قرن نوزدهم را نه بر قرار دگردیسی های کالبدی که بر سریر وجوه اقتصادی شان ـ تحقق یک شهرسازی کاملا سرمایه مدار ـ تفسیر می کند، حتی او به زیبایی کمون پاریس را مطالبه مجدد شهر ـ انچه دوست دارم "اِربز" بناممش هم به سبب بعد کالبدی واژه و هم توانش در تحت شمول اوردن هم ایندی از کنش های اجتماعی به هم مرتبط ـ به وسیله ان هایی که تولیدش می کنند توصیف می کند؛ این یک حقیقت است که اولین و مهم ترین تصمیمی که کمون پاریس در مورد شهر گرفت لغو قروض حاصله از اجاره بها بود:

هوسمان به خوبی متوجه این واقعیت بود که ماموریتش کمک به حل مشکل بیکاری و سرمایه مازاد ان هم از طریق شهرسازی بود. بازسازی پاریس به واسطه تطبیق پذیری بافت شهری با الزامات زمانی و همچنین سرکوب مقتدرانه ارمان های نیروهای کارگر پاریسی مقادیر عظیمی از نیروی کار و سرمایه را جذب می کرد و این ارجح ترین ابزار ثبات اجتماعی بود. هوسمان شهر را در مقیاسی بی نهایت کلان تر از یک ریزْبافت شهری می دید، بر این روال به جای انکه قطعاتی از بافت شهری را به صورتی مجزا در نظر اورد حومه ها را به یک دیگر ضمیمه کرد و کل محله ها ـ مانند محله لِـه آل ـ را مجددا طراحی نمود. او شهر را در قامت یک کلیت و نه در چارچوب قطعه پردازی هایی کالبدی تغییر داد، او برای انجام این مهم نیازمند موسسات جدید مالی و اوراق قرضهای بود که در چارچوب یک نگاه سن سیمونیدیده شده بودند. انچه او عملا موفق به انجامش شد، حل مشکل انتقال مازاد سرمایه به واسطه استقرار نظام کینزی تامین منابع بدهی debt-financed های پروژه های بهبود زیرساخت های شهری بود. (هاروی، دیوید. شهرهای شورشی. نیویرک: ورسو. 2012: 7- 8 )

انچه در جایگاه دوم اهمیت قرار داشت؛ تولید خود به خودی شهر بود، هزاران نفر از کارگران در تولید شهر نقش ایفا می کردند و کارشان تولید ارزش و ارزش افزوده بود. پس چرا نباید به جای تمرکز بر کارخانه به مثابه جایی برای تولید ارزش افزوده بر شهر متمرکز شویم؟ در این چارچوب، کمون پاریس می توانست خود جدالی باشد که پرولتاریا ـ کارگرانی که شهر را تولید کرده اند ـ تحت شمول ان، خواهان بازگرداندن و کنترل بر ان چه می باشند که خود تولید کرده و مستحق اش اند. (هاروی، دیوید. شهرهای شورشی. نیویرک: ورسو. 2012: 129 )

پرولتاریا آشکارا عاملی است که شهر را می سازد و همچنین ان را به کار work می اورد؛ یعنی هم شهر را به عمل یا کنش action وامی دارد و هم شهر را تبدیل به پی ایند outcome حضور خود می کند. اعتصاب های گسترده شهری، چه توسط مامورین جمع اوری زباله یا رانندگان وسایل نقلیه و حمل کالا در اروپا و چه به وسیله کارگران غیر قانونی در امریکا جامه عمل پوشیده باشند، به وضوح جایگاه متزلزل طبقه فرادست شهری را نشان می دهد. دیوید هاروی با تاکید بر مطالبه مجدد شهر به وسیله همان مردمی که ان را تولید می کنند بر سیاقی دیگر از فهم اِربز موکد می شود، سیاقی که بر قوام ان محدودیت ها و دسته بندی های مردم شهر به ان هایی که طراحی می کنند، ان هایی که می سازند و ان هایی که در ان زندگی می کنند محو و تضعیف شده است.

تفکیک قائل شدن میان کشمکش های کامیونیتیْ مبنا و کارْمحور ارامْ ارام در حال محو شدن است، درست به مانند ایده ی تفکیک میان بازتولید طبقاتی و اجتماعی در حوزه مسکن و خانواده. در تلاش برای کیفیت بهتر زندگی، نقش ان هایی که آب شُرب شهری را به خانه های ما می رسانند به همان میزان نقش ان هایی که لوله ها و شیرالات را در کارخانه ها تولید می کنند حائز اهمیت است. کسی که غذا را به درب خانه های ما می رساند به میزان انکه غذا را تولید می کند اهمیت دارد. ان هایی که غذا را پیش از خوردن طبخ می کنند هم، ارزشی به غذا می افزایند و غذا را تحت شمول ارزش افزوده تعریف می کنند. (هاروی، دیوید. شهرهای شورشی. نیویرک: ورسو. 2012: 139 )

در این جدال، معماران می توانند همچنان خادم طبقه تنْ آسا باشند یا بارزه های پرولتاریایی خود را احیا کرده و نقش خود را در انچه دیوید هاروی انقلاب شهری می خواند ایفا نمایند. برای تحقق گزاره دوم، بایستی از برج های عاجی که برای خودمان طراحی کرده ایم پایین بیاییم و همچنین به خاطر بسپاریم که همچون کارگران پرولتاریا ما نیز تَن هایی داریم قادر به اشغال فضا، امکانی که به ما اجازه می دهد همان گونه جودیت باتلر اشاره کرده است:در قامت بدن هایِ همْ ایند در خیابان و در میدان به هم رسیم.

اگر بپذیریم شهرسازی و شهری شدن نقشی بی نهایت مهم در تاریخ انباشت سرمایه ایفا کرده است و اگر بپذیریم نیروی سرمایه و هم پیمانان بی شمارش بایستی دمادم برای دگرگون کردن مقطعی زیست شهری بسیج شوند، انگاه بایستی این گزاره را نیز تایید کنیم که جدال های طبقاتی ـ چه ان ها را به رسمیت بشناسیم و چه نه ـ از هر نوع شان بی شک روی در واقعیت کشیده و نهادینه شده اند. صرفا بدان سبب است که المان های برسازنده سرمایه بایستی به شدت و عمیقا خواست خود را بر فرایند حاکم بر لایه های شهر و کل جمعیتی اعمال کنند که در بهترین شرایط هم نخواهند توانست تحت کنترل کامل خود تدقیق شان نمایند. بر این قوام مهمترین پرسش های استراتژیک سیاسی به قرار پی امده خواهد بود: مقاومت های ضد سرمایه داری تا چه میزان می توانند خود را به صورتی اشکار بر گستره وسیع شهر و فرایند شهری شدن متمرکز کرده، سازمان دهند؟ و اگر بایستی به این مهم دست یابند، چگونه و به راستی برای چه؟ (هاروی، دیوید. شهرهای شورشی. نیویرک: ورسو. 2012: 115 )

پاریس قبل و بعد از تغییرات بارون هوسمان

دیوید هاروی شهرسازی معماری2 پاریس قبل و بعد از تغییرات بارون

دیوید هاروی شهرسازی معماری3 -پاریس قبل و بعد از تغییرات بارون هوسمان

 

نظام حاکم بر بلوارهایی که هوسمان در بافت تاریخی پاریس تزریق کرد، یکی از عمده دلایل شکست سریع جنبش کمون پاریس بود

دیوید هاروی شهرسازی معماری-نظام حاکم بر بلوارهایی که هوسمان در بافت تاریخی پاریس تزریق کرد4

دیوید هاروی شهرسازی معماری- نظام حاکم بر بلوارهایی که هوسمان در بافت تاریخی پاریس تزریق کرد5

دیوید هاروی شهرسازی معماری- نظام حاکم بر بلوارهایی که هوسمان در بافت تاریخی پاریس تزریق کرد6

 

تصویری از کمون پاریس

دیوید هاروی شهرسازی معماری- تصویری از کمون پاریس-7

دیوید هاروی شهرسازی معماری- تصویری از کمون پاریس-8

ویژگیها و ماهیت حقوقی قرارداد استفاده از رحم جایگزین

یکی از حالتهای مختلف استفاده از روشهای نوین باروری مصنوعی استفاده از رحم جایگزین می‌باشد که اصطلاحاً به آن «اجاره رحم» نیز میگویند. بدین معنی که طبق قراردادی زنی (غیرهمسر) قبول می-کند تا با استفاده از روشهای کمکی تولیدمثل و با استفاده از اسپرم و تخمک والدین حکمی که در محیط آزمایشگاه بارور شده و به جنین تبدیل شده باردار شود و پس از سپری شدن مدت حمل و تولّد، فرزند را به زوج طرف توافق (والدین حکمی) تحویل دهد و در مقابل والدین حکمی نیز باید از عهده تعهّدات با توجه به نوع قرارداد منعقده برآیند.

اینگونه قراردادها با حقوق مربوط به شخصیت انسان ارتباط کامل دارند و در این زمینه در کشورمان نصّ صریح قانونی وجود ندارد و هر چند ماهیّت حقوقی اینگونه قراردادها با هیچکدام از عقود معین در قانون مدنی با وجود شباهت با بعضی از آنها منطبق نیست، ولی به نظر می‌رسد اینگونه قراردادها بر اساس ماده 10 قانون مدنی صحیح و لازم‌الاجرا می‌باشند.

واژگان کلیدی

رحم جایگزین، والدین حکمی، تعهّدات، قرارداد، مادر جانشین.

مقدمه

استفاده از روش رحم جایگزین برای باروری به دلایل مختلفی صورت می‌پذیرد؛ گاهی ممکن است زوجین از نظر بیولوژی و ژنتیکی بتوانند صاحب فرزند شوند، ولی زوجه به علت نقص یا نقایص ارگانیک نمیتواند جنین را در رحم خود پرورش بدهد؛ گاهی زوجه به دلیل امراض مختلف رحم خود را از دست میدهد؛ و در برخی موارد زن به طور مادرزادی فاقد رحم است.

علاوه بر نقایص جسمی و پزشکی، گاهی ممکن است زن از حاملگی وحشت داشته باشد یا تحمل دردهای ناشی از حاملگی را نداشته باشد و حاضر به حامله شدن نباشد و گاهی ممکن است زن با وجود علاقه به داشتن فرزند نمیخواهد زیبایی اندام خود را با حامله شدن از دست بدهد. بنابراین زوجین روی به روش باروری مصنوعی از طریق استفاده از رحم جایگزین می-آورند، بدین صورت که جنین تشکیل شده از اسپرم و تخمک (والدین حکمی) را با وسایل پزشکی به رحم زن ثالثی وارد می¬کنند و آن زن حمل را در رحم خود تا مرحله تولّد پرورش می¬دهد و پس از وضع حمل، کودک را به پدر و مادر حکمی و ژنتیکی تسلیم می¬کند. این پدیده منشأ بروز مسائل مختلف حقوقی شده است.

قراردادی که میان زوج متقاضی فرزند و زن صاحب رحم منعقد میگردد، میتواند نقش بسزایی در رفع نگرانیهای طرفین و جلوگیری از اختلافات و دعاوی احتمالی داشته باشد؛ بنابراین شناخت دقیق ویژگیها و ماهیّت اینگونه قراردادها چه از لحاظ شکلی و ماهوی امری اجتناب-ناپذیر به نظر میرسد.

مبحث اول تعریف قرارداد رحم جایگزین

از نظر لغوی قرارداد به معنی عقد به کار میرود و شامل عقد عهدی، تملیکی، مالی، غیرمالی، معوّض و غیرمعوّض میشود. (جعفری لنگرودی، 1384، ص 532) بنابراین قرارداد رحم جایگزین را نیز میتوان در زمرة یکی از این عقود قرار داد.

از نظر حقوقی قرارداد را میتوان توافق دو اراده قلمداد کرد، توافقی که از هماهنگ شدن خواست واقعی دوطرف ایجاد میشود. طبق مادة 183 قانون مدنی کشورمان: «عقد عبارت است از اینکه یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر تعهد بر امری نمایند و مورد قبول آنها باشد». بنابراین در هر عقد و قراردادی تعهدی وجود دارد که فرد را ملزم به رعایت مفاد آن می-نماید.

تعاریف متعددی برای استفاده از رحم جایگزین ارائه شده است. برخی آن را چنین تعریف کرده اند:

**قراردادی که به موجب آن یک زن (مادر جانشین) در مقابل یک زوج ازدواج کرده (والدین حکمی) موافقت میکند که جنینی را برای آنها حمل کرده ؛ بچه را بدنیا آورده و او را به مجرد تولد به آن زوج تسلیم نماید که آنها بچه را مثل فرزند خودشان بزرگ کنند . (نایب زاده، 1380، ص 82(

به این تعریف برخی ایراد گرفته و معتقدند که این تعریف در عین حال که تبیین کنندة عناصری از موضوع استفاده از رحم جایگزین است، به دور از ایراد نیست؛ چرا که بارداری مادر جانشین با تخمک خویش را نیز در بر میگیرد، حال آنکه در موضوع مورد بحث، زن صاحب تخمک، مادر اصلی فرزند است و اطلاق مادر جانشین به چنین زنی و همچنین اطلاق رحم جایگزین به این رحم صادق نیست(.حمدالهی روشن، 1388، ص 31) به عبارت دیگر چنین قسمی تخصصاً از بحث جانشینی در بارداری خارج است و موضوع هبه یا فروش تخمک یا فرزند از سوی مادر نسبی درباره آن قابل طرح و بررسی است. (همانجا) ایراد دیگری که به تعریف فوق وارد میباشد این است که به استفاده از روشهای باروری کمکی تولیدمثل نیز اشاره نشده است. بنابراین با در نظر گرفتن حقوق و تعهّدات طرفین و عناصر سازنده این قرارداد، میتوان قرارداد رحم جایگزین را چنین تعریف کرد:

قراردادی که طبق آن زن توافق میکند تا با استفاده از روشهای کمکی تولیدمثل و با استفاده از اسپرم و تخمک والدین حکمی که در رحم زن شرعی و قانونی زوج و یا محیط آزمایشگاه بارور شده و به جنین تبدیل شده، باردار گردد و پس از سپری شدن مدت حمل و وضع آن، کودک متولّد شده را به زوج طرف توافق تحویل دهد؛ در مقابل، والدین حکمی نیز متعهد میشوند که بسته به نوع قرارداد، نسبت به پرداخت هزینه ها و حق الزحمة مادر جانشین (در قرارداد معوّض) و ایفای تعهّدات مربوط (در قرارداد غیرمعوّض) مبادرت ورزند.

مبحث دوم اقسام قرارداد رحم جایگزین

قراردادهای اجاره رحم از نظر عِوض یا ما به ازای قرارداد به دو نوع تجاری و غیرتجاری (دوستانه) به شرح ذیل تقسیم بندی میشوند:

گفتار اول- قراردادهای تجاری

در این نوع قراردادها، زوجین متقاضی بچه، با انعقاد قرارداد رحم جایگزین و در ازای این عمل، مبلغی را با توافق مادر جانشین به وی پرداخت میکنند. که این مبلغ عوض تعهدّات مادر جانشین تلقی میگردد. (نایب زاده، 1380، ص 81(

گفتار دوم- قراردادهای غیرتجاری یا نوع دوستانه

در این نوع قراردادها، مادر جانشین مبلغی به عنوان عوض تعهدّات خود از زوجین متقاضی دریافت نمیکند و معمولاً زن و شوهر متقاضی زنی از بستگان نزدیک خود را جهت قبول این عمل برمی گزینند و مادر جانشین نیز اغلب به دلیل انگیزه های نوع دوستانه تن به این کار میدهد. (همانجا(

مبحث سوم تعریف حق و حدود آن برای انسان

در این مبحث قبل از آنکه به ویژگیها و ماهیّت قرارداد رحم جایگزین بپردازیم به تعریف حق و حدود استفاده صاحب حق از آن، انواع حق و اینکه آیا انسان نسبت به اعضای خود این اجازه را دارد که آنها را مورد قرارداد، قرار دهد؟ آیا اصولاً زن حق دارد اندام خود را به این صورت در اختیار دیگران قرار دهد؟ و اینکه آیا استفاده از این نوع حق با حقوق مربوط به شخصیت تعارض دارد یا خیر؟ پرداخته میشود.

** قدرتی که از طرف قانون به شخص داده شده حق نامیده میشود. در فقه در همین معنی کلمه سلطه را به کار میبرند». (جعفری لنگرودی، 1384، ص 216)

در تعریف دیگری چنین عنوان شده است که حق:

** توانایی است که حقوق هر کشور به اشخاص میدهد تا از مالی به طور مستقیم استفاده کنند یا انتقال مال و انجام دادن کاری را از دیگری بخواهد». (کاتوزیان، 1383، ص 249(

انسان در زندگی روزمرة خود برای ادامه حیات و کسب درآمد از اندامهای خود استفاده مینماید حتیّ در مواردی انسان میتواند با اختیار در این رابطه تصرف کرده و بعضی از اعضای بدن خود را به دیگری جهت پیوند اهداء کند(. جعفری لنگرودی، همان منبع، صص 224 238 ) بنابراین انسان عموماً نسبت به اندام خود حقی دارد و حقوق نیز این حق را برای اشخاص به رسمیت میشناسد و اهدای اعضا، تا جایی که مخالف اخلاق حسنه و نظم عمومی نباشد، مجاز و پسندیده شمرده میشود.

حق انسان بر اندام و اعضای بدن خویش مسلماً قابل مبادله و تقسیم به پول نیست و نمیتوان با خرید و فروش آنها برای تأمین نیازمندیهای مادی انسان استفاده کرد. بنابراین این حق از جمله حقوق مالی محسوب نمیشود.

در رابطه با حقوق غیرمالی مانند حق ابوت، حق حضانت و غیره نیز با حق مورد نظر ما منطبق نیست چرا که این حق مربوط به اعضا و جوارح انسان است که بیشتر مربوط به شخصیت اوست و این حق را چنین تعریف کرده اند: «حقوقی است که بر هر انسان قطع نظر از وابستگی او به گروه اجتماعی خاص تعلق دارد، حقوقی که بیشتر از شخص انسان حمایت میکند تا منافع مادی او، حقوق مربوط به شخصیت، برخلاف حقوق مالی (مانند مالکیت) غیرقابل انفکاک از شخص و شخصیت انسانی است». (صفایی، قاسم زاده، 1384، ص 17(

حال که مشخص شد حقوق انسان بر اعضای خویش از جمله حقوق مربوط به شخصیت است و مورد نظر و حمایت قانونگذار میباشد، لازم است که ویژگیهای حقوق و قراردادهای مربوط به شخصیت را بررسی کنیم.

گفتار اول - ویژگیهای مربوط به حقوق شخصیت

حقوق مربوط به شخصیت انسان دارای ویژگیهایی است که جدا از دارایی او محسوب میشود این حقوق:

1-به ارث نمیرسند و با پایان یافتن زندگی انسان، شخصیت حقوقی او نیز ساقط میشود.

2-با توجه به اینکه از جمله حقوق مالی به شمار نمیروند، قابل توقیف بوسیله بستانکاران نیستند.

3- نمیتوانند موضوع قرارداد واقع شوند، ولی در برخی موارد استثنائاً از این گونه حقوق در قراردادها نیز استفاده میشود.

4-قواعد مرور زمان نسبت به این حقوق جاری نمیشوند، چرا که این قواعد مخصوص حقوق مالی هستند. (همان منبع، ص 18)

در رابطه با قراردادهای مادر جانشین که هم با حقوق مربوط به شخصیت جسمی و هم با حقوق مربوط به شخصیت معنوی انسان مرتبط است باید عنوان نمود که ممکن است این قرارداد با حقوق مربوط به شخصیت انسان در تعارض باشد، چرا که این عمل آزادیهای فردی مادر جانشین را محدود میکند و باعث مداخله اشخاص ثالث در زندگی خصوصی انسان میگردد و همچنین ممکن است به اعتبار و حیثیت اجتماعی او نیز لطمه وارد کند.

بنابراین در مورد ویژگیهای مربوط به شخصیت انسان، این سؤال مطرح است که آیا انسان می-تواند با اراده و اختیار خود، حقوق مربوط به شخصیت خود را با انعقاد قراردادی محدود کند؟ جهت پاسخ به این سؤال باید قراردادهای مربوط به شخصیت انسان را مطالعه کنیم:

گفتار دوم- قراردادهای مربوط به حقوق شخصیت

به موجب مادة 960 قانون مدنی: هیچ کس نمی‌تواند از خود سلب حریّت کند و یا در حدودی که مخالف قوانین و یا اخلاق حسنه باشد از استفاده از حریّت خود صرفنظر کند.

همان گونه که میدانیم ماده فوق به صورت کلی و مطلق بیان شده است و شامل حقوق اساسی مربوط به شخصیت انسان، مانند حق آزادی، حق حیات، حق ازدواج و غیره میشود، اما انسان میتواند حقوق جزئی را از خود سلب کند و در قالب قرارداد این حقوق را مورد داد و ستد قرار دهد و از آن منتفع شود و یا آنها را به رایگان در اختیار همنوعان خویش قرار دهد.

اما نمیتوان حقوق اساسی مربوط به شخصیت را به موجب قرارداد یا یک جانبه اسقاط و یا به دیگران واگذار کرد مثلاً شخص هرگز نمیتواند از حق حیات خود صرفنظر کند زیرا قواعد راجع به حقوق مربوط به شخصیت جز قواعد آمره و مرتبط با نظم عمومی است. (کاتوزیان، 1372، ص 375)

بدین لحاظ قراردادهایی که به حقوق مربوط به شخصیت تجاوز می¬کند باطل است ولی با وجود این پاره ای از قراردادها که موضوع آنها حقوق مربوط به شخصیت است و در برخی از موارد به این حقوق صدمه میزند مجاز شناخته شده است: همانند قراردادهایی که صدمه سبک و ناچیز به جسم انسان وارد میکنند و موضوع آن نیز منفعت عقلایی و مشروع دارند مانند فروش گیسو یا خون انسان یا قراردادهایی که دارای نفع عمومی اند نیز صحیح میباشند؛ مانند قرارداد عضو برای پیوند کلیه یا قلب که طبق بند 2 ماده 59 قانون مجازات اسلامی، میتوان گفت که عمل پیوند عضو با رضایت اعطاکننده و رعایت موازین فنی و علمی و نظامات دولتی مجاز است. (نایب زاده، 1380، صص 147 و 148)

بنابراین میتوان گفت هرچند که قراردادهای مادر جانشین ظاهراً با حقوق مربوط به شخصیت انسان در تعارض است ولی در خصوص اصل برقراری این گونه قراردادها مشکلی به لحاظ حقوقی دیده نمیشود، زیرا این گونه قراردادها:

1- صدمه سبک و غیرقطعی است به صورتی که بارداری و زایمان نوعاً برای بانوان حالتی است که عرف و عادت آن را حالت طبیعی و معمولی تلقی می¬کند.

2-با نظم عمومی و اخلاق حسنه مغایرتی ندارد و با نفع عمومی همراه است و هدف والدین حکمی از انعقاد قرارداد از نظر اجتماعی مفید بوده و مستلزم ضرر برای کسی نمیباشد.

3- متضمن ضرر برای مادر جانشین نمیباشد و مادر جانشین با اراده و اختیار کامل خویش مبادرت به انعقاد این قرارداد میکند و با خطرات احتمالی این امر آگاه است. (نایب زاده، 1380، ص 149)

به لحاظ دلایل فوق الذکر، قراردادهای راجع به مادر جانشین را علیرغم لطمه به حقوق مربوط به شخصیت، میتوان از نظر حقوقی مجاز شناخت چون این مقدار تصرف مادر جانشین در حقوق مربوط به شخصیت را از نظر حقوقی جایز میباشد.

مبحث چهارم ضرورت و طرفین قرارداد رحم جایگزین

گفتار اول- ضرورت قرارداد

وجود قرارداد برای تشخیص اشخاصی که از نظر ژنتیکی با بچه ارتباط دارند، تعیین پدر و مادر قانونی طفل، تعیین تعهّدات طرفین و شروطی که مورد توافق قرار گرفته است، دستیابی به قصد مشترک طرفین، برطرف نمودن شبهة زنا در مورد مادر جانشین و مشخص شدن نسب طفل متولّد از مادر جانشین وجود قرارداد، در استفاده از این روش باروری ضروری به نظر میرسد. (نایب زاده، 1380، صص 94 و 95) بنابراین به دلیل اینکه در این زمینه در حقوق ایران قانون خاصی نداریم، بنابراین تعهّدات و تکالیف طرفین و شرایط ضمن عقد که در راستای اجرای این قرارداد پیش-بینی میشود وجود قرارداد را در این خصوص لازم مینماید و قرارداد میتواند نقش بسزایی در رفع نگرانیهای طرفین و جلوگیری از دعاوی احتمالی داشته باشد.

گفتار دوم- طرفین قرارداد رحم جایگزین

طرفین قرارداد رحم جایگزین والدین حکمی و مادر جانشین میباشند که در اثر تراضی آنها قرارداد واقع میشود. اما باید دانست که قرارداد اجاره رحم قرارداد ساده دوطرفه نیست که صرفاً مانند سایر قراردادهای عادی، طرفین آن از دو نفر تشکیل شوند، بلکه سایر اشخاص نیز در آن دخیل اند و به نحوی درگیر با قرارداد هستند یا در رابطه با انجام تعهّدات مندرج در قرارداد بایستی با آنها هماهنگی به عمل آید که در زیر به تشریح آنها می‌پردازیم:

1- زوجین نابارور (والدین حکمی): زن و شوهری که به امید بچه دار شدن، سبب انعقاد قرارداد شده و تعهّداتی را به عهده می¬گیرند.

2- مادر جانشین (صاحب رحم): زنی که با موافقت به انعقاد قرارداد، وظیفه حمل جنین و به دنیا آوردن بچه را به عهده گرفته و موافقت میکند که به مجرّد تولّد آن را به زوج نابارور تسلیم کند.

3-شوهر زن جایگزین : بدون شک اولین شخصی که نقش بسزایی در انعقاد و اجرای این گونه قراردادها بعد از زوجین نابارور و مادر جانشین ایفا می‌کند شوهر زن داوطلب رحم جایگزین است درحالتی که مادر جایگزین دارای شوهر باشد. چون قرارداد مادر جانشین نه تنها آزادیهای مادر جایگزین را تحت تأثیر می‌گذارد بلکه به طور غیر مستقیم محدودیتهایی برای شوهر وی ایجاد می‌کند. بنابراین اجازه شوهر زن داوطلب مادر جانشین نیز برای انعقاد قرارداد رحم جایگزین نیز لازم می‌باشد.

4-پزشک متخصص ناباروری: معمولاً برای اجاره رحم نیاز به یک پزشک متخصص در امر ناباروری و همچنین مشاوران روانشناسی و روانپزشکی اجتناب ناپذیر است؛ بنابراین طرفین ضمن قرارداد، توافق می‌‌کنند که این عمل تحت نظارت یک یا چند نفر از پزشکان متخصص انجام گیرد تا در صورت بروز هرگونه مشکل و ایجاد اختلاف و یا راهنمایی و استمرار پزشکی و دارویی در طول دوره حاملگی و همچنین خدمات مشاوره‌ای بر مادر جانشین در رابطه با نگرانی‌های احتمالی وی در پی تسلیم بچه به زوج نابارور به آنها مراجع شود. ( نایب زاده، 1380، ص97).

این تیم پزشکی که استفاده از رحم جایگزین را هدایت می‌کنند دارای مسئولیت هستند و مسئولیت آنان تابع قواعد مسئولیت مدنی اعمال پزشکی و درمانی است.

5-بیمارستان یا زایشگاه محل تولد فرزند: بیمارستان یا زایشگاهی که قرار است فرزند در آنجا متولد شود شخص حقوقی به شمار می‌‌رود که می‌توان با اجازه قبلی جهت بدنیا آوردن فرزند ناشی از قرارداد رحم جایگزین، بدلیل مسائلی از قبیل عدم پذیرش بیمارستان جهت کمک در امر تولد حاصل از این عمل به دلیل برخی حساسیت‌های موجود، مثل درج نام پدر و کمادر واقعی طفل در گواهی تولد بچه، با آن توافق حاصل نمود.

مبحث پنجم خصوصیّات قرارداد رحم جایگزین به اعتبار شرایط انعقاد و آثار آن در این مبحث قرارداد رحم جایگزین را به اعتبار شرایط انعقاد، (رضایی یا تشریفاتی) به لحاظ آثار قرارداد (لازم یا جایز) و به اعتبار موضوع و هدف اقتصادی (معوّض و مجانی، مسامحی و معاملی) بررسی خواهیم کرد تا مشخص گردد این گونه قراردادها در شعار کدامیک از این تقسیم بندی ها قرار میگیرد.

گفتار اول - رضایی یا تشریفاتی بودن قرارداد رحم جایگزین

عقد از حیث آزاد یا مشروط بودن خلاقیت اراده به سه نوع قصدی (رضایی)، تشریفاتی و عینی تقسیم می شود. (شهیدی، 1386، ج 1، ص 84) با استنباط از ماده 190 و 191 قانون مدنی چنین برداشت می شود که اساساً برای تشکیل عقد، همان وجود قصد انشا و شرایط اساسی مندرج در ماده 190 قانون مدنی کافی است و توافق هم رکن لازم برای انعقاد قرارداد است و هم کافی است و تشریفات دیگری لازم ندارد. (شهیدی، همان، کاتوزیان، 1386، صص 36 و 37) بنابراین می توان گفت در حقوق ما اصل بر رضایی بودن عقود است و عقد با تراضی واقع می شود و نیازی به هیچ شکل خاصی ندارد. لذا در مورد قرارداد رحم جایگزین که دارای ماهیّت شبیه به عقد اجاره اشخاص می باشد، نیز باید آن را در شمار عقود رضایی دانست. اما بهتر است به دلیل اهمیّت موضوع این گونه قراردادها و آثار بسیار مهم آن، برای صیانت بهتر از خانواده، شکل خاص و تشریفات معینی برای بیان توافق دو اراده و شرایط انعقاد این گونه قراردادها معین کرد تا در شمار عقود تشریفاتی قرار گیرد.

گفتار دوم- لازم یا جایز بودن قرارداد رحم جایگزین

در لازم یا جایز بودن قرارداد رحم جایگزین با توجه به قاعده فقهی «اصاله اللزوم» که ماده 219 قانون مدنی مؤید این امر می باشد؛ اصل بر لزوم قراردادها خصوصی می باشد به غیر آنچه قانون تصریح به جایز بودن آنها نموده است و عقد برای متعاملین لازم الاتباع است و امکان فسخ عقد، امری استثنائی و برخلاف اصل است. (کاتوزیان، 1386، ص 21)

بنابراین همة قراردادای خصوصی به جز موارد مصرحه در خود قانون را باید از جمله عقود لازم به شمار آورد. در نتیجه قرارداد رحم جایگزین از این حیث در زمرة قراردادهای لازم می باشد و طرفین آن باید به تعهّدات مندرج در این قرارداد پایبند باشند و آنها را ایفا نمایند.

گفتار سوم - تملیکی یا عهد بودن قرارداد رحم جایگزین

عقد تملیکی چنانی که از نام آن پیداست، عقدی است که نتیجة مستقیم آن انتقال مالکیت است و عقد عهدی، عقدی است که صرفاً موجب پیدایش تعهد و تکلیف برعهده طرف عقد باشد یا موجب انتقال و سقوط تعهد باشد. (شهیدی، 1386، ج 1، ص 83، کاتوزیان، 1386، ص 34، جعفری لنگرودی، 1384، صص 457 459)

طبق تعاریف فوق، در قرارداد مادر جانشین تملیکی صورت نمی پذیرد و این گونه قراردادها برای هر یک از طرفین تعهدی ایجاد می شود، بنابراین قرارداد اجاره رحم با مادر جایگزین در تقسیم بندی عقود عهدی قرار میگیرد.

گفتار چهارم- معّوض یا مجّانی بودن قرارداد رحم جایگزین

عقد معّوض عقدی است که دارای دو مورد است که هر یک از آن دو در عوض دیگری قرار دارد. این دو مورد ممکن است هر دو مال یا هر دو تعهد و یا یکی مال و دیگری تعهد باشد. اما عقدی که دارای یک مورد است و عوض ندارد عقد مجانی یا غیرمعّوض می‌گویند.

همان گونه که در اقسام قراردادهای مادر جانشین عنوان شد، ممکن است این قراردادها از نوع معّوض (تجاری) یا از نوع غیرمعّوض و دوستانه (غیرتجاری) باشند. بنابراین قراردادی که به صورت معوّض انجام می شود از نوع عقود معوّض است و آثار این عقود بر آن بار می شود.

در مقابل، اگر قراردادی که منعقد می شود از نوع غیرتجاری و نوع دوستانه باشد جز قراردادهای مجانی به شمار می آید. در این قراردادها، مقصود اصلی طرفین به دست آوردن سود مادی و مبادله مال نیست بلکه عواطف خاص محرک اصلی در قبول تعهد می شود و عموماً بین خویشاوندان نزدیک منعقد می شود. البته باید دانست در قراردادهای غیرمعّوض می توان شرط عوض کرده و این شرط ماهیّت قرارداد اصلی را از حالت غیرمعّوض به معّوض مبدل نمی کند. (کاتوزیان، 1386، صص 28 و 29)

گفتار پنجم - مسامحی یا معاملی بودن قرارداد رحم جایگزین

تقسیم بندی عقود به مسامحی یا معاملی بودن برمبنای هدف اقتصادی است که طرفهای قرارداد دنبال می کنند؛ اصولاً در عقود معوّض و معاملی، طرفین قصد سودجویی و داد و ستد داشته و در پی آنند تا در برابر آنچه از دست می دهند، عوض متعادل یا گران بهاتر به دست آورند.

ولی در پاره ای از قراردادها، متعاقدین چنین مادی نمی اندیشند و هدفهای اخلاقی آنان بر سودجویی های متعارف غلبه دارد. این گروه از قراردادها را «عقود مسامحی» می نامند. (کاتوزیان، 1372، ص 128) بنابراین به قرارداد رحم جایگزین نوع دوستانه اصولاً برمبنای تسامح است و انگیزة مادر جانشین برمبنای هدفهای اخلاقی است و اگر شرط عوض نیز گردد، لطمه ای بر اجرای معاملة انجام شده برمبنای تسامح نمی زند. حتی در نوع تجاری آن گرچه مادر جانشین بر اساس عوض اقدام به این عمل می نماید اما انگیزه های عاطفی و اخلاقی نیز در آن بسیار مؤثر است و نمی توان آن را از عقود معاملی دانست. بنابراین می توان گفت قرارداد رحم جایگزین در گروه «عقود مسامحی» قرار دارد.

مبحث ششم صحّت قرارداد رحم جایگزین

طبق قانون مدنی کشورمان، شرایط انعقاد هر قرارداد برابر ماده 190 این قانون بر این شرح معین شده است:

1-قصد طرفین و رضای آنها؛

2-اهلیّت طرفین؛

3-موضوع معین که مورد معامله باشد؛

4- مشروعیّت جهت معامله.

بنابراین طبق ماده فوق قرارداد رحم جایگزین نیز می بایست شرایط چهارگانه فوق را داشته باشد تا از صحّت حقوقی برخوردار باشد. حال هر یک از شرایط فوق را ضمن انطباق با قرارداد رحم جایگزین بررسی می نماییم.

گفتار اول- وجود قصد و تراضی طرفین

قصد مورضا در عقد لازم و ملزوم یکدیگرند و بدون وجود هر یک از آنها عقد کامل و صحیح نیست. رضایت به تنهایی منتهی به انشا نمی¬گردد و اثری در عالم حقوق ندارد، همچنین قصدی که مبتنی بر رضایت واقعی نباشد، به طور کامل مؤثر نخواهد بود. (کاتوزیان، 1386، ص 53)

در قرارداد رحم جایگزین نیز طرفین پس از قصد و رضای انجام عمل با یکدیگر به توافق می-رسند. در این گونه قراردادها قصد هر یک از طرفین کاملاً مشخص است چرا که این قرارداد از جمله عقود خاص است و مانند عقود دیگر نیست که امکان اشتباه در قصد انشا مورد نظر واقع شود. چون احتمال اینکه طرفین از قصد یکدیگر برای انجام این عمل آگاه نباشند خیلی ضعیف است، بدین ترتیب، در قرارداد استفاده از رحم جایگزین، عنصر اصلی یعنی «قصد و رضا» کاملاً محقّق است.

گفتار دوم- اهلیّت طرفین در قرارداد رحم جایگزین

در حقوق ایران، شخص هنگامی اهل محسوب می شود که هم بتواند به صورت شرعی و قانونی دارای حق گردد (اهلیّت تمتع) و هم بتواند حق دارا شده را اجرا و اعمال نماید. (اهلیّت استیفا)

بر اساس نظر فقها؛ (شهید اول، 1381، ص 180) و برطبق مادة 211 قانون مدنی برای اینکه متعاملین اهل محسوب شوند باید بالغ، عاقل و رشید باشند. در قرارداد استفاده از رحم زن علاوه بر اینکه طرفین قرارداد باید عاقل، بالغ و رشید باشند (اهلیّت عام) شرایط دیگری نیز لازم است (اهلیّت خاص) که پزشکان برای جلوگیری از مشکلات احتمالی در نظر می‌گیرند. هر چند در این زمینه قانون یا رویه خاصی نداریم اما می توان از جمله اهلیّت خاص به ناباروری زوجین متقاضی، باردار شدن زن صاحب رحم، رضایت شوهر در صورتی که صاحب رحم دارای شوهر باشد و غیره اشاره کرد.

گفتار سوم - مورد معامله در قرارداد رحم جایگزین

اصولاً در هر عقدی موضوع آن باید مشخص و معین باشد. ماده 214 قانون مدنی بیان می‌دارد: «مورد معامله باید مال یا عملی باشد که هر یک از متعاملین تعهد تسلیم یا ایفاء آن را می کنند».

مورد معامله در معاملات معوّض دو مورد است در حالیکه در معاملات غیرمعوّض یک مورد می باشد. در عقود عهدی که قرارداد رحم جایگزین در این گروه قرار دارد طرفین، تعهد به انجام کاری می کنند. بدین ترتیب در قرارداد مادر جانشین «مورد معامله» یا همان «موضوع تعهد»، انجام کار است. پس لازم است این عمل برای هر یک از آنها معین باشد. در زیر به تعهّدات اصلی طرفین قرارداد مادر جایگزین می پردازیم:

1-  تعهّدات والدین متقاضی

والدین متقاضی بچه بسته به نوع قراردادی که جهت استفاده از رحم جایگزین منعقد می‌نمایند تعهّدات متفاوتی دارند. اگر قرارداد آنها نوع دوستانه باشد والدین صرفاً نسبت به پرداخت هزینه-های غذا و درمان در برابر زن صاحب رحم مدیون می گردند، و اگر از نوع تجاری و معوّض باشد، تعهّدات والدین ناظر به پرداخت مبلغ مورد توافق به مادر جانشین طبق قرارداد می باشد.

در قراردادهای معوّض اجاره رحم، مبلغ قابل پرداخت بین 2 تا 9 میلیون تومان در نوسان است البته وقتی پای متقاضی خارجی از کشورهای دیگر به میان می آید واسطه قیمت را تا 25 میلیون تومان هم بالا می کشاند. (کشوری، 1390، به نقل از سایت: http://www.tabnak.ir/fa/news/217545)

در مورد وضعیت پول پرداختی به مادر جانشین چهار دیدگاه را می توان در نظر گرفت:

1-ممنوع بودن هر گونه پرداخت پول به مادر جانشین از جمله هزینه ها و مخارج وی.

2-ممنوع بودن پرداخت پول به مادر جانشین به غیر از هزینه¬ها، مخارج و خسارات وارده و معین بودن این موارد (تعیین حداقل و حداکثر مبلغ پرداختی در پاره ای موارد)

3-اجازة پرداخت حق الزحمه به مادر جانشین با اعمال محدودیت در آن (تعیین حداکثر مبلغ پرداختی.)

4-پرداخت پول به مادر جانشین بر اساس توافق. (نایب زاده، 1380، صص 111 116)

در خصوص پرداخت یا عدم پرداخت پول و نیز چگونگی آن رویه مشخص و ثابتی وجود ندارد و آنچه مسلّم است اینکه ممنوعیتی برای پرداخت پول به مادر جانشین وجود ندارد و به دور از عدل و انصاف است که برای شخصی که متحمل این سختیها شده اجرتی هرچند به صورت شرط عوض به عنوان شرط فرعی و تبعی در قراردادشان لحاظ نگردد.

به نظر می رسد که مبنای پول پرداختی به مادر جایگزین در قراردادهای نوع دوستانه از نوع مصالحه می باشد و برمبنای گذشت و توافق بین طرفین می باشد و در قراردادهای معوّض ریشة قراردادی دارد.

2-  تعهّدات مادر جانشین

تعهد مادر جانشین ناظر به پذیرش جنین و نگهداری آن در رحم خود و پروراندن آن در طول مدت حاملگی و تولّد فرزند و در نهایت سپردن او به والدین حکمی است. پس موضوع این تعهد انجام کار یا عملی است که در قبال والدین متقاضی پذیرفته است. بنابراین علاوه بر معلوم بودن آن باید مقدور، مشروع و دارای نفع عقلایی باشد.

مبحث هفتم ماهیّت حقوقی قرارداد استفاده از رحم جایگزین

در این مبحث به ماهیّت حقوقی قرارداد رحم جایگزین می پردازیم تا مشخص گردد این گونه قراردادها جز عقود معیّن قرار دارند یا در عقود نامعیّن و قراردادهای خصوصی گنجانده می شود؟

بنابراین با توجه به اینکه چگونگی ساختار عقودی همانند:«اجاره اشخاص و اشیا»، «جعاله»، «ودیعه»، «عاریه» و «صلح» ساختار مناسب تری با توافق و تعهد به جانشینی در بارداری دارند، به مقایسه این عقود با قرارداد رحم جایگزین پرداخته تا امکان یا عدم امکان استفاده از آنها برای چنین هدفی و تنظیم توافق مزبور به خوبی مشخّص و معیّن گردد:

گفتار اول - مقایسه قرارداد رحم جایگزین با عقد اجاره اشخاص و اشیا

عقد اجاره طبق ماده 466 قانون مدنی عقدی است که به موجب آن مستأجر مالک منافع عین مستأجره می¬شود. طبق نظر فقها (موسوی خمینی، 1363، ص 575) و ماده 466 قانون مدنی موجر منافع اجاره را به مستأجر تملیک می کند. از این پس مستأجر مالک است و مانند او از منافع عین استفاده می کند. (کاتوزیان، 1374، ج 1، ص 361)

هر چند مادر جانشین صلاحیت انتفاع از اندام خود را دارد، امّا نمی تواند این حق را که از حقوق مربوط به شخصیت است به دیگران منتقل کند. همچنین طبق مادة 476 قانون مدنی موجر باید عین مستأجره را تسلیم مستأجر کند و تسلیم برابر ماده 477 همین قانون باید در حالتی باشد که مستأجر بتواند از آن استفاده مطلوب کند.

از طرفی چون استیفای منفعت، متوقف بر تسلیم عین مستأجره است لذا تسلیم آن از طرف موجر ضروری است و روشن است که مادر جانشین نمی تواند اعضای بدن خود را «رحم» را تسلیم والدین حقیقی کند.

در نتیجه با توجه به موارد فوق نمی توان قرارداد استفاده از رحم جایگزین را منطبق با عقد اجارة اشیاء دانست.

اما در خصوص مقایسه با اجاره اشخاص باید گفت اجاره اشخاص عقدی است که به موجب آن مستأجر مالک منافع اجیر می شود. به این اعتبار اجارة اشخاص عقدی است تملیکی و بوسیلة آن منافع اجیر به عوض معین مبادله می شود. (کاتوزیان، 1374، ج 1، ص 567)

اما منفعت در قرارداد مادر جانشین، کارکرد طبیعی رحم در پرورش جنین می باشد. این منفعت جز شخصیت مادر جانشین می باشد و والدین حقیقی نمی توانند مالک این منفعت شوند. همچنین اگر قرارداد مادر جانشین را قرارداد اجارة اشخاص بدانیم، منفعت که کارکرد طبیعی رحم مادر جانشین در پرورش جنین است چهرة مالی به خود می گیرد، به صورتی که حق مطالبه مبلغی پول در قبال آن برای مادر جانشین ایجاد می شود.

حال آنکه این حقوق جز حقوق شخصیت است و چهرة مالی ندارد. بنابراین به نظر می رسد برخلاف نظر برخی که ساختار عقد اجاره اشخاص را ساختار مناسب با توافق و تعهد جانشینی در بارداری می دانند (حمدالهی روشن، 1388، 146) منفعت قرارداد مادر جانشین به گونه ای نیست که بتوان آن را در قالب عقد اجاره اشخاص قرار داد و ما به ازای حقوقی پول پرداختی به مادر جانشین را به آن شکل که عقد اجارة اشخاص به آن می نگرد، در نظر گرفت.

گفتار دوم- قرارداد رحم جایگزین و عقد ودیعه

مطابق با ماده 607 قانون مدنی ودیعه، عقدی است که به موجب آن یک نفر مال خود را به دیگری می سپارد تا به صورت مجانی آن را نگاه دارد. آن چیزی که جوهر و مقتضای عقد ودیعه را تشکیل می دهد، سپردن مالی به منظور «نگهداری» به دیگری است و با نخستین مطالبه به صاحبش باید باز گردانده شود. (کاتوزیان، 1387، ج 2، ص 4)

بنابراین اگر معلوم شود که مقصود اصلی طرفین نگهداری مال نباشد، رابطة آنها تابع قواعد مربوط به عقد ودیعه نمی باشد.

در قرارداد رحم جایگزین نگهداری از نطفه به عنوان جهت اصلی عقد مورد نظر طرفین نیست. عمل سپردن جنین به منظور پرورش آن در رحم می باشد نه برای نگهداری و مادر جانشین آن را برای پرورش در رحم خود قبول می کند نه برای نگهداری که هر وقت والدین حقیقی آن را مطالبه بکنند پس بدهد. هر چند لازمة تعهد اصلی (پرورش جنین در رحم) نگهداری از آن نیز می باشد که در این قرارداد نگهداری به عنوان یک تعهد فرعی در جهت انجام تعهد اصلی می-باشد. بنابراین قرارداد رحم جایگزین نمی تواند با ساختار عقد ودیعه منطبق باشد.

گفتار سوم- قرارداد رحم جایگزین و عقد عاریه

طبق ماده 635 قانون مدنی: «عاریه عقودی است که به موجب آن احد طرفین به طرف دیگر اجازه می دهد که از عین مال او مجاناً منتفع شود». هر چند در عاریه مورد عاریه برای انتفاع به مستعیر داده می¬شود اما آنچه در واقع موضوع اباحه قرار می گیرد منفعت است. (کاتوزیان، همان منبع، ص 40)

حال اگر قرارداد مادر جایگزین را عاریه بدانیم در این صورت مادر جانشین به والدین حکمی اجازه می دهد که از منفعت یکی از اعضا بدن خود که کارکرد طبیعی رحم آن زن می باشد، بهره مند شود. بدین ترتیب مادر جانشین باعث ایجاد حق انتفاع از یکی از اعضا بدن خود برای والدین حکمی در رابطه با منفعت مورد نظر می گردد که با توجه به اینکه حق انسان بر اندام و اعضا خود از حقوق مربوط به شخصیت است مادر جانشین این حق را ندارد که حقی برای دیگران در اعضا و اندام بدن خود به وجود بیاورد. (نایب زاده، 1380، ص 157)

علاوه بر این مورد، تسلیم مال مورد عاریه و قبض آن از سوی منتفع و امکان بازپس دادن آن به معیر (مادر جانشین) در قرارداد رحم جایگزین امکانپذیر نیست بدین ترتیب قرارداد رحم جایگزین با عقد عاریه قابل انطباق نیست.

گفتار چهارم- قرارداد رحم جایگزین و عقد جعاله

بر اساس ماده 561 قانون مدنی: «جعاله عبارتست از التزام شخص به ادای اجرت معلوم در مقابل عملی، اعم از اینکه طرف معین باشد یا غیرمعین.

برخی از نویسندگان حقوقی بر این اعتقادند که ماهیّت قرارداد رحم جایگزین قابل انطباق با عقد جعاله می باشد. (معینی، 1387، ص 29)

اشکالی که وارد است این موضوع می باشد که جعاله عقدی جایز است ولی قرارداد رحم جایز عقدی لازم است.

برخی برای رفع اشکال اخیر اعتقاد دارند که قرارداد رحم جایگزین پیش از بارداری جایز و پس از آن لازم میشود. (رحیمی، 1387، ص 24) برخی دیگر برای چاره اندیشی پیرامون این اشکال پیشنهاد دادند که باید عقد جعاله را ضمن عقد لازم منعقد کرد. (علیزاده، بی نام، ص 159)

اما با توجه به مطالب فوق هرچند که می توان با اعمال پاره ای تغییرات قرارداد رحم جایگزین را منطبق با عقد جعاله دانست، اما در وضع کنونی با در نظر گرفتن ویژگیهای واقعی این دو عقد در نظام حقوقی ایران، رحم جایگزین قابلیت انطباق با عقد جعاله را ندارد.

گفتار پنجم - قرارداد رحم جایگزین و عقد صلح

صلح عبارتست از توافق برای ایجاد یا انتفاء یک یا چند اثر حقوقی بدون اینکه بستگی به احکام خاصه عقود معینی داشته باشد. (جعفری لنگرودی، 1370، ص 157) همچنین در هر مورد که وجود حقی بین دو نفر مشتبه باشد؛ یا مورد نزاع قرار گرفته باشد یا هدف این باشد که از تنازع احتمالی پرهیز شود، عقدی که بر این مبنا و گذشتهای متقابل طرفین واقع می شود صلح است. (کاتوزیان، 1385، ج 1، ص 280)

عده ای با توجه به پذیرش مفهوم گستردة صلح در قانون مدنی و مواد 758 و 754 و 752 این قانون؛ بر این اعتقادند که توافق زوج نابارور برای بهره مندی از رحم مادر جانشین جهت حمل و پرورش جنین متعلق به آنها و در نهایت تحویل نوزاد به زوج نابارور در قالب عقد صلح تحقق مییابد، به این ترتیب که از یک سو ارادة انشایی زن و شوهر نابارور و از سویی دیگر ارادة مادر جانشین است که منجر به پیدایش عمل حقوقی در قالب عقد صلح می گردد. (دهقانی، 1387، ص 159)

هرچند این دیدگاه شاید به ظاهر صحیح به نظر می رسد اما باید توجه داشت که ماهیّت قرارداد رحم جایگزین منطبق با عقد صلح نیست. همانطور که می دانیم اشخاص نه تنها در قرارداد رحم جایگزین بلکه در تمامی عقود معین دیگر همانند بیع و غیره می توانند آنها را در قالب عقد صلح منعقد کنند و به هدف خود از انعقاد قرارداد دست یابند بدون آنکه آثار آن قالب معین توسط قانونگذار قابلیت اجرا را داشته باشد. اما باید هدف طرفین عقد صلح بوده باشد و یا اینکه در قرارداد تصریح گردد.

بنابراین هر چند طرفین می توانند قرارداد رحم جایگزین را صرفنظر از هر قالبی که برای آن در نظر بگیریم با تصریح این قرارداد را در قالب عقد صلح منعقد کنند ولی صرف ماهیّت قرارداد رحم جایگزین منطبق با عقد صلح نیست.

گفتار ششم- قرارداد رحم جایگزین و قرارداد خصوصی (ماده 10 قانون مدنی)

نظر به مطالب گذشته به نظر می رسد قرارداد مادر جانشین یک قرارداد مستقل با مقتضا و آثار مخصوص به خود می باشد.

مقتضای اصلی قرارداد مزبور تعهد مادر جانشین بر حمل جنین به نفع زوجین متقاضی و تسلیم طفل پس از وضع حمل به آنها می باشد. که ممکن است بصورت معوّض یا غیرمعوّض (نوع-دوستانه) انجام شود. با عنایت به مطالب فوق، در حقوق ایران اینگونه توافقات از نوع عقود بی نام بوده و در چارچوب آیه «أفوا بالعقود» و مادة 10 قانون مدنی قابل تحلیل و بررسی است.

طبق ماده 10 قانون مدنی: «قراردادهای خصوصی نسبت به کسانی که آن را منعقد نموده اند در صورتی که مخالف صریح قانون نباشد نافذ است.

همانگونه که اشاره شد قرارداد مادر جانشین مخالف و تعارضی با هیچ یک از نصّ های قانونی ندارد. بنابراین میتوان گفت قرارداد رحم جایگزین یک قرارداد خصوصی پذیرفته شده بر اساس ماده 10 قانون مدنی میباشد.

نتیجه گیری :

1-قرارداد رحم جایگزین «قراردادی است که طبق آن زنی توافق می¬کند تا با استفاده از روشهای کمکی تولیدمثل و با استفاده از اسپرم و تخمک والدین حکمی که در رحم یا در محیط آزمایشگاه بارور شده و به جنین تبدیل شده، باردار گردد و پس از سپری شدن مدت حمل و وضع آن، کودک متولّد شده را به زوج طرف توافق تحویل دهد.

در مقابل والدین حکمی نیز متعهد می شوند که بسته به نوع قرارداد، نسبت به پرداخت هزینه ها و حق-الزحمة مادر جانشین و ایفای تعهدّات مربوط مبادرت ورزند.

2-از آنجایی که این گونه قراردادها با حقوق مربوط به شخصیت انسان ارتباط کامل دارند، نباید با قواعد مربوط به حقوق و قراردادهای شخصیت انسانی معارض باشد.

3- طرفین اصلی قرارداد رحم جایگزین زوج نابارور و مادر جانشین هستند و اشخاص حقیقی یا حقوقی دیگری که به نحوی با این قرارداد مرتبط اند عبارتند از: شوهر زن جایگزین (که اجازه او نیز برای انعقاد قرارداد لازم است)، پزشک متخصص ناباروری و بیمارستان محل تولد.

4-این قرارداد عقدی رضایی، لازم و از گروه عهدی است و ممکن است از نوع عقود معوّض یا غیرمعوّض باشد. همچنین در شمار عقود مسامحی قرار دارد.

5-با توجه به اینکه قراردادهای رحم جایگزین مانند سایر عقود در اثر توافق دو اراده به وجود میآید، قواعد عمومی قراردادها بر آن حاکم میباشد. جهت اعتبار بخشیدن به این قرارداد شرایط اساسی عقود و قراردادها که در ماده 190 قانون مدنی کشورمان از آن یاد شده باید فراهم باشد.

6- در حقوق ایران، اگر تعهد مادر جانشین برحسب قرارداد نوع دوستانه باشد، پرداخت پول به وی بر اساس مصالحه است و در قراردادهای معوّض مبالغ پرداختی به مادر جانشین رثیه قراردادی دارد. پرداخت پول در این گونه قراردادها صحیح و ممنوعیتی برای پرداخت پول با مادر جانشین وجود ندارد.

7-ماهیّت حقوقی این گونه قراردادها در قالب عقود اجاره اشیا، اجاره اشخاص، عقد ودیعه، عقد عاریه، عقد جعاله و عقد صلح قرار نمیگیرد و باید آن را در قالب قراردادهای خصوصی موضوع ماده 10 قانون مدنی گنجاند.

منابع

1- جعفری لنگرودی، محمدجعفر، (1384)، ترمینولوژی حقوقی، چاپ پانزدهم، تهران، کتابخانه گنج دانش.

2-جعفری لنگرودی، محمدجعفر، (1370)، حقوق مدنی، رهن و صلح، چاپ دوم، تهران، کتابخانه گنج دانش.

3-حمدالهی، عاصف روشن، محمد، (1388)، بررسی تطبیقی فقهی و حقوقی قرارداد استفاده از رحم جایگزین، چاپ اول، تهران، انتشارات مجد.

4- دهقانی، حسین، (1387)، «رحم جایگزین»، حقوق روز، شماره 5، ص159.

5- رحیمی، حبیب الله، (1387)، «مسئولیت مدنی ناشی از رحم جایگزین»، باروری و ناباروری، شماره 2،ص24.

6-شهیدی، مهدی، (1386)، تشکیل قرارداد و تعهدات، ج 1، چاپ ششم، تهران،انتشارات مجد.

7- صفایی، سیّدحسین قاسم زاده، سیّد مرتضی، (1384)، حقوق مدنی: اشخاص و محجورین، چاپ دهم، تهران،انتشارات سمت.

8- علیزاده، مهدی، (بی تا)، «ماهیّت قرارداد استفاده از رحم جایگزین»، مجله تخصصی الهیات و حقوق،ص159.

9- کاتوزیان، ناصر، (1386)، دوره مقدماتی حقوق مدنی، اعمال حقوقی، قرارداد، ایقاع، چاپ دوازدهم، تهران،شرکت سهامی انتشار .

10- کاتوزیان، ناصر، (1385)، دوره ی مقدماتی حقوق مدنی، درس هایی از عقود معین، ج 1، چاپ نهم، تهران، کتابخانه گنج دانش.

11- کاتوزیان، ناصر، (1387)، دوره مقدماتی حقوق مدنی، درس هایی از عقود معین، ج 2، چاپ یازدهم، تهران،کتابخانه گنج دانش.

12- کاتوزیان، ناصر، (1374)، عقود معین، ج 1، چاپ ششم، تهران، شرکت سهامی انتشار.

13-کاتوزیان، ناصر، (1372)، قواعد عمومی قراردادها، ج 1، چاپ دوم، تهران، انتشارات مدرس.

14-کاتوزیان، ناصر، (1372)، ضمان قهری مسئولیت مدنی، چاپ دهم، تهران،انتشارات دانشگاه تهران.

15-کاتوزیان، ناصر، (1383)، مقدمه ی علم حقوق و مطالعه در نظام حقوقی ایران، چاپ چهل و یکم، تهران،شرکت سهامی انتشار.

16-کشوری، زهرا، (1390)، «رحم اجاره ای 2 تا 9 میلون تومان» به نقل از:

http://www.tabnak.ir/fa/news/217545

17-معینی، فرزاد، (1387)، «سخنی پیرامون رحم جایگزین»، آوای عدالت، شماره 2،ص29.

18-موسوی خمینی، سیّد روح الله، (1363)، تحریرالوسیله، ج 1، قم: مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان.

19- نایب زاده، عباس، (1380)، بررسی حقوقی روشهای نوین باروری مصنوعی، مادر جانشین اهداء تخمک و جنین، چاپ اول، تهران،انتشارات مجد.

حمام ایرانی

در گذشته های دور، پیروان آیین مهر و زرتشت به پاکیزگی بسیار توجه داشتند.در 1500 یا 2000 سال پیش شستشو به گونه ی امروزی نبود.در آن زمان گرمابه ساختمانی گرم بوده و شستشو در ظرف بزرگی به نام آبزن انجام می شده است.

چون مردم آب را مقدس می دانستند و نمی خواستند آن را آلوده کنند،پساب را پس از شستشو روی زمین می ریختند یا به آسمان پاشیده و هرگز آن را در آب پاک نمی ریختند.

گرمابه هم مانند بازار افزون براینکه کارکردی ویژه داشته،جای گردهمایی مردم محل نیز بوده است.

حمام

حمام نیز از جمله ابنیه مهم شهری بوده که معمولا در مراکز محلات و یا در مجاورت راسته های بازار و یا گذرگاه های اصلی احداث می شده است.

از دوره پیش از اسلام،آثار به جا مانده از حمام های خصوصی در کاخ تخت جمشید(دوره هخامنشی) و کاخ آشور(دوره اشکانی) یافت شده است.

گرمابه ساختمانی همگانی بود که با یک درگاه به بیرون راه داشت تا هوای درون آن همیشه گرم بماند.

گرمابه،برابر جایگاه گرم است،همچون سردابه که برابر جایگاه سرد است

تکوین حمام های سنتی به گونه ای که تا پیش از سیستم لوله کشی جدید شهری مورد استفاده مردم قرار می گرفته است به دوره اسلامی باز می گردد

دوره رونق ساخت حمامها مربوط به عصر صفویه است. در این دوره در کنار ساخت و سازهای گسترده، تعداد نسبتاً زیادی حمام در شهر های مختلف ایران ساخته شد که شماری از آنها در نوع خود شاهکار بود

(از جمله حمام گنجعلیخان کرمان، حمام خسروآقا و علیقلی آقای اصفهان و تعدادی دیگر)

بعد از دوره صفوی هر چند معماری اسلامی هرگز رونق گذشته را به دست نیاورد با این حال در دوره زندیه و قاجاریه، حمام های با شکوهی ساخته شد که از بهترین آنها، حمام وکیل شیراز، از ساخته های

کریم خان زند، و حمام ابراهیم خان کرمان از دوره قاجاریه- می باشد

کهن ترین گرمابه ای که هنوز هم رونق دارد، گرمابه وزیر یزد نزدیک مسجد جامع است که از زمان آل مظفر به جا مانده است.

عناصر فضایی تشکیل دهنده حمام عبارتند از :

اجزای حمام

1- تون : مکانی در حمام که کوره در آن قرار دارد،به این مکان گلخن یا آتش خانه نیز می گویند.

2- تیان : ظرفی فلزی در کف خزینه حمام،بر روی تون،برای گرم کردن آب خرینه

3- چال حوض/چهار حوض: در حمام، حوضی بزرگ و نسبتا عمیق از آب سرد(معمولا در کنار گرمخانه) برای آبتنی و شنا

4- خزینه : در حمام، اتاقی کوچک برای شست و شو، در کنار گرمخانه و بر روی گلخن،که در آن تا نیمه آب می ریزند.بعضی از حمام ها علاوه بر خزینه آب گرم خزینه آب سرد نیز دارند.

5- خلوت گرم خانه : در حمام، فضایی در جوار گرم خانه که مخصوص استحمام خواص و بزرگان بوده است

6- سربینه : محل رخت کندن و استراحت و گفتگو در حمام، که پس از مدخل و پیش از گرم خانه قرار دارد.

7- گربه رو :

1) مجرای هوا در زیر کف، برای دفع رطوبت

2)در حمام، مجرایی که هوای گرم و دود تون را از زیر کف حمام عبور می دهند و کف و هوای حمام را گرم می کنند.

8- گرم خانه :

1) شبستان زمستانی

2) در حمام، محل اصلی استحمام و جای مشت و مال که خزینه از ملحقات آن است

9- میان در : فضای بین سربینه و گرم خانه حمام، که آن دو را از هم جدا می کند و از تبادل حرارت بینآنها می کاهد.

از آنجا که استحمام شامل مراحل مختلفی است، لذا حمام های سنتی ایران دارای فضاهایی با عملکردها و خصوصیات متفاوت بوده اند.در این رابطه فضاهای داخل حمام را می توان به سه قسمت

1) نیمه گرم مرطوب

2) گرم و مرطوب

3) بسیار گرم و بسیار مرطوب

تقسیم نمود.

سیستم تنظیم شرایط محیطی در حمام:

به گونه ای بوده که حرارت و رطوبت به ترتیب از هشتی ورودی و سربینه (نیمه گرم و مرطوب) به صحن حمام و گرم خانه (گرم و مرطوب )و نهایتا به خزینه حمام (بسیار گرم و بسیار مرطوب) بیشتر می شده است .لذا هریک از این فضاها مستقل بوده و تنها از طریق دالانهای باریک و غیر مستقیم و یا هشتی های کوچکی با یکدیگر ارتباط داشته اند

ترتیب سلسله مراتب فضاهای مختلف حمام به گونه ای بوده که مشتریان ابتدا پس از دخول به حمام . گذر از دالان و هشتی ورودی، وارد سربینه حمام می شدند.

در گرمابه ها برای اینکه هوای بیرون کمتر با هوای سربینه آمیخته شود و درون آن گرم بماند،دالانی پر پیچ و خم را به دهلیز و دهلیز را به بیرون می رساند.می دانیم که انسان هنگامی که یکباره از جایی گرم به جایی سرد و یا وارون آن برود،چون دمای هوا ناگهان تغییر می کند،ممکن است بیمار شود.برای همین در گرمابه ها به این نکته اساسی توجه می شده است و همواره دالانی پیچ در پیچ، دهلیز را از درآیگاه گرمابه جدا می کرده است.بدین گونه هوای سرد بیرون نمی توانسته یکباره به درون آید.

گرمابه های کهن همگی دارای سه بخش بنیادی هستند :

1- بینه یا رختکن:فضایی بزرگ و سر پوشیده با حوضی بزرگ در میان و سکوهایی در گرداگرد آن است.

این حوض هم برای شستن و آب کشیدن پا و هم آذین می باشد.پس از دالان، دهلیز و سپس بینه یا رختکن می باشد که فضایی نیمه گرم و کمابیش خشک است.این قسمت حکم ورودی حمام را داشته و از سایر قسمت ها مجلل تر بوده و تزیینات بهتری داشته است.در گذشته گاه در بخشی ازبینه، سلمانی سر هم می تراشید.برای خشک کردن لنگها راه پله ای برای دسترسی به بام ساخته می شد.پیشخوان و دخل حمامی نیز در کنار دهلیز قرار داشت.بینه به شکل چهار پهلو، هشت پهلو و کشکولی ساخته می شده و در گوشه های آن رختکن و در میان ،حوض آب سرد قرار داشت

کفش کن : سپس جهت استحمام، کفشها را کنده و آنها را در قسمت کفش کن که در زیر سکوی سربینه می باشد، قرار دادند و وارد سربینه می شدند

رختکن : قسمت مانند سکویی اطراف سربینه را احاطه کرده و مشتریان لباسها را در آنجا کنده و در گوشه ای قرار می دادند

2- میان در: میان دو بخش بینه و گرم خانه جای دارد.

میان در راهرو یا دالانی است که به چند جا راه داشته، یکی به آبریزگاهها و دیگری به جایگاه ستردن مو.بدین گونه میان در، هوای گرم خانه و بینه را از هم جدا نگه می داشته و یک فضای میانجی بوده است.

قسمت میان در،معمولا از طریق یک یا دو راهروی مجزا، به مستراح ها و اطاق های تنظیف ارتباط داشت.میان در یک یا دو سکو برای انداختن لنگ و دولچه(ظرف دسته دار برای آب برداشتن)و اسباب گرمابه داشته و راه دستشویی و آبریزگاه و نیز جایی برای ستردن موی تن، بیشتر همین میان در بوده، ولی کسانی که نیاز به این کار نداشتن یک راست به گرم خانه می رفتند.

اطاق تنظیف(نظافتخانه)جهت نظافت بدن،حنا بندی و حجامت مورد استفاده قرار می گرفته است.

فضای میان در معمولا به صورت هشتی یا یک دالان باریک و دارای ارتباط غیر مستقیم با بینه، گرم خانه،

مستراح و اتاق تنظیف بوده و علاوه بر مسیر ارتباطی،عملکرد آن جدایی،تبادل حرارتی و رطوبتی و همچنین بصری بین قسمت های مختلف حمام بوده است.

3- گرم خانه یا صحن گرمابه:

گرم ترین بخش گرمابه است.این بخش یک خزانه ی آب بزرگ و دو خزانه ی کوچک دارد،یکی آب سرد و دیگری آب داغ که در دوسوی خرانه بزرگ هستند و آب آنها را همیشه تمیز نگه می داشتند و کسی به آنها دست نمی زده و درون آن هم نمی رفتند.این دو، قله یا گله و هردوی آنها قلتین نامیده می شدند.از این دو،آب گرم و سرد را به خزانه بزرگ می رساندند که مردم درون آن خود را شستشو می کردند.آنها یک بار در آغاز برای خیس خوردن و بار دیگر پس از پایان شستشو برای آبکشی یا غسل کردن به درون خزانه می رفتند.

پس از عبور از گرم خانه(صحن حمام)، و بالا رفتن از چند پله، وارد خزینه می شدند.فضای خزینه گرمترین و مرطوب ترین قسمت حمام است و لذا صرف نظر از ورودی کوچک آن، کاملا محصور می باشد.

در زیر یا کنار گرمابه کوره ای برای گرم کردن آب به نام آتشدان، گلخن یا تون می باشد که سوخت آن بوته بوده است.آتش این تون از زیر به یک یا دو دیگ به نام تیان می رسد که کف خزانه آب گرم کار گذاشته شده است.دیگها از آلیاژ هفت جوش یا به گفته دیگر آمیزه ای از روی، مس، قلع، سرب، و چیز دیگر ساخته می شوند تا در برابر آتش و آب پایدار باشند.

برای گرم کردن هوای این بخش ها در زیر کف جوی هایی پیچ در پیچ به نام گربه رو می ساختند و روی آن را می پوشاندند و دود تون را به درون آنها می راندند.گربه رو ها را کنو بندی می کردند.بدین گونه که روی آن را با یک تاق آجری کوچک می پوشاندند و بعد هم کف سازی می کردند و گاه هم روی آن را با تخته سنگ می پوشاندند.

هر گرمابه دو دودکش داشته استکه دور از تون بوده اند.یکی دود را یکراست به بیرون می فرستاده و دیگری از پیچ و خم های گربه روها می گذرانده و در پایان به بیرون می فرستاده است.

پس از روشن کردن آتش تون،نخست دهانه گربه رو ها را می بستند و دهانه دود کش یکراست را باز می کردند تا دود نخست به تندی خود را بالا کشد و بیرون برود.پس از گرم شدن تون،آن دودکش را می بستند و راه گربه رو را باز می کردند. تا دود از گربه رو ها بگذرد و از دودکش دوم بالا برود

چون فضای گربه رو را دوده می گرفته و احتیاج به تمیز کردن داشته، معمولا ابعاد آنرا به اندازه ای می گرفتندکه یک نفر به طور خمیده بتواند از آن بگذرد و تعمیرات احتمالی و یا نظافت آن را انجام دهد.روی گربه رو ها را با سنگهای ورقه مرمر و یا سنگهای مشابه می پوشاندند.این نوع سنگها نه تنها امکان تبادل حرارت بین گربه رو و فضای بین گربه رو و فضای داخل حمام را میسر می کرده، بلکه از نظر دوام، نظافت و شستشوی سطح آن، بهتر از مصالح دیگر بوده است .

چال حوض

در مجاور فضای گرمخانه در بعضی از حمام ها که بزرگتر و مجلل تر بودند استخری به نام چال حوض قرار داشته است.آب اغلب چال حوض ها گرم نبوده و آن برای شنا کردن در تابستان استفاده می کردند،مانند حمام گنجعلی خان. ولی برخی چال حوض ها مانند حمام فین کاشان که یک حمام سلطنتی بوده دارای تیان بوده و به وسیله حرارت آتشدان همانند خزینه، آب آنها را گرم می کردند.نحوه انجام این شنا بدین طریق است که آب را بادو دست به زیر شکم می آوردند و با جفت پا(پا دلفین) آب را به عقب می زدند.

در مجاور گرم خانه، به جز چال حوض، حوض های کوچک دیگری نیز بوده که در کنار آنها افراد خود را می شستند.در وسط بینه نیز غالبا یک حوض بزرگ بوده که علاوه بر زیبایی، به مرطوب نمودن فضای بینه کمک می کرده است.همچنین حوض کوچکی در بالای پله های سربینه وجود داشته که افراد پای خود را آن آب می کشیدند.آب این حوض به صورت روان بوده است.

وجود این حوض های آب در قسمت های مختلف حمام، هوای هر قسمت را نسبتا مرطوب نموده.ولی باید توجه داشت که راههای ارتباطی بین فضاهای اصلی حمام به صورت محصور و غیر مستقیم بوده، لذا رطوبت بیش از حد هوای فضاهای مرطوب وارد قسمتهای نیمه مرطوب نمی شده و بدن مشتریان هنگام ورود به حمام، به تدریج به آب، رطوبت و حرارت نزدیک می شده و هنگام خروج نیز به همین ترتیب،به تدریج از رطوبت و دمای هوا در فضایی که مشتریان عبور می کردند کاسته می شده است

ساختمان گرمابه های کهن را در گودی زمین می ساختند تا پایدارتر بوده و گرما به هدر نرود .

از جمله تمهیدات اتخاذ شده برای کاهش تبادل حرارتی بین داخل و خارج فضای حمام، قرار دادن بنای حمام در داخل زمین بوده، بنحوی که غالبا کف حمام چند متر از سطح گذرگاه عمومی قرار داشته و بدین ترتیب خاک اطراف دیواره ها همانند یک عایق حرارتی عمل کرده و میزان تبادل حرارت بین داخل و خارج

ساختمان را کم می کرده.همچنین بدنه ضخیم حمام به علاوه خاک مجاور آن همانند یک خازن حرارتی عمل کرده و در تعدیل نوسان درجه حرارت در داخل ساختمان موثر بوده است.

از دیگر مزایای قرار دادن بنا در داخل زمین، مقاومت بهتر ساختمان در برابر نیروی زلزله بوده است.

مزیت سوم و بسیار مهم آنکه امکان سوار شدن آب های جاری در جویها که از رودخانه و یا قنات سرچشمه

می گرفته،بر حمام هایی که از این آب استفاده می کردند، میسر می گشته است.

البته در مناطقی که سطح آبهای زیرزمینی بالا می باشد، مانند سواحل جنوبی دریای خزر، سواحل خلیج فارس و دریای عمان،بالاجبار بدنه حمام را بر روی زمین بنا می کردند.

روشنایی

از آنجا که بخش عمده از سطوح جانبی اکثر حمام ها در داخل زمین بوده،لذا نور آفتاب از طریق نورگیرهای سقفی و یا پنجره های زیر طاق وارد فضای حمام می شده است.

معمولا پوشش گرمابه ها، طاق کلمبو بوده که می توان در نوک آن سوراخی برای نورگیری گذاشت.در نوک آن شیشه هایی کار می گذاشتند که به آن جامخانه می گفتند.شیشه های جام را می شد برداشت و دوباره جا زد.

در زمستان این شیشه ها به جز یکی دوتای آنها،بسته بوده و در تابستان برخی از آنها را برمی داشته اند تا هوارسانی انجام شود.

آب بندی جام خانه ها نیز مهم بوده است.آنها چیزی همانند ماستیک امروزی از گل رس و روغن برزک به نام مومینه درست می کردند تا شیشه های جام را در زه سفالینشان آب بندی کند.هر کدام از بخشهای گرمابه ، یک جام خانه در گنبد داشته است که گاه خودش همانند گنبد اصلی در می آمده که در برخی جاها تنها 60 سانتی متر قد داشته و تا 10 یا 12 جام هم روی آن کار می گذاشتند

اقلیم

به لحاظ اینکه حمام محیطی نسبتا بسته می باشد و ارتباط کمی با شرایط اقلیمی مجاور خود دارد، لذا ساختار کلی حمام ها در مناطق گوناگون اقلیمی ایران کمابیش مشابه است و عوامل اقلیمی مختلف چندان تاثیری در نحوه استقرار،شکل کالبدی و تقسیم بندی فضاهای داخل حمام نداشته است.

اگرچه باید توجه شود که در مناطق گرم و خشک و خصوصا مناطق سرد، جهت حفظ حرارت داخل حمام،کالبد ساختمان تا حد ممکن در داخل زمین قرار می گرفته.در کرانه جنوبی سواحل دریای خزر به دلیل معتدل بودن اقلیم و همچنین بالا بودن سطح آبهای زیر زمینی، حمام در عمق کمتری از زمین قرار می گرفته است

این موضوع در مورد سواحل جنوبی کشور نیز صادق است زیرا در این سواحل حرارت و رطوبت هوا بسیار زیاد و سطح آبهای زیر زمینی نیز در اکثر مناطق آن بالاست.

مصالح مورد استفاده در حمام ها همواره مصالح با دوام و بام اکثر حمام های بزرگ و مهم در ایران طاق یا گنبد بوده است.اما در روستاهای کوهستانی و یا روستاهایی که امکان دسترسی به چوب آسان بوده، حمام ها غالبا با تیر چوبی و کاهگل پوشیده شده،زیرا آسانتر و اقتصادی تر بوده است.

در سواحل جنوبی دریای خزر به جهت بارندگی بسیار زیاد، بامها یا به صورت شیبدار و یا به صورت طاق و گنبد اجرا می شود.

آب و رطوبت

آب مورد نیاز حمام از آب نهرها، قنات ها و یا از آب چاه تامین می شود.در مجاور حمام هایی که از آب چاه استفاده می کردند، یک چاه حفر می شده و آب آن توسط انسان و یا یک یا دو گاو بیرون کشیده می شد.در رابطه با مورد دوم مسیری را که گاو باید طی می کرده تا آب را بالا بکشد به صورت سرازیری می کندند تا گاو نیروی کمتری را برای این کار صرف کند و دیرتر خسته شود.به این مسیر شیبدار، چهارگاو می گفتند

این آب وارد حوض شده و از آنجا توسط لوله های سفالین به نام تنبوشه به خزینه منتقل می شده است.

مواقعی که می خواستند آب خزینه را عوض کنند، آنرا خالی کرده و پس از شستشوی خزینه آب را توسط تنبوشه ها از حوض به خزینه منتقل می کردند.

تعویض آب حمام توسط بوق و بستن لنگ به قسمت ورودی و اطراف آن به اهالی و رهگذران اعلام می

شده است.

در بیشتر گرمابه ها با آن که آب جاری یا کاریزی در کنار آن می گذشته، در بام گرمابه یک خزانه ی آب جدا

نیز بوده است که بر خزانه گرم خانه سوار بوده است.آب این خزانه را از یک چاه زه به دست می آوردند.

مصالح

از آنجا که حمام ها خصوصا حمام های عمومی، مانند سایر ابنیه، جنبه استفاده عام داشته و برای استفاده نسلهای متمادی احداث می شده، لذا مصالح بکار در آن، در کلیه اقلیم های ایران، از نوع بادوام و مرغوب بوده است.بدین جهت دیوارها و طاقهای قوسی حمام عمدتا با آجر اجرا می شده.در مناطق کوهستانی و کوهپایه ای از سنگ برای بدنه حمام و از تیرچوبی و کاهگل برای پوشش بام استفاده می کردند

در حمام های مجلل،دیوارها را تا ارتفاع 1.80 متر با کاشی پوشش می دادند و مابقی را با آهک اندود می کردند.در سایر حمام ها دیوارها را نیز مانند طاقها آهک اندود می کردند و گاهی جهت زیبایی،روی آن را

آهکبری می کردند.در حمام روی کاشی ها را(بر خلاف مسجد و مدرسه که جنبه مذهبی داشته) تصاویر انسان و حیوان می کشیدند.البته از طرح های اسلیمی و گره چینی نیز استفاده می کردند.

به دلیل بارندگی زیاد،با حمام در سواحل جنوبی دریای خزر را غالبا با سفال پوشش می دادند و یا روی طاق آجری حمام را مستقیما اندود آهک می کشیدند.در سایر اقلیمهای ایران،بام حمام را نیز مانند سایر ساختمانها با کاهگل اندود می کردند و در حمام های مهم تر،روی طاق را آجر فرش می کردند

برای دیوارها و کف خزینه از ملات ساروج استفاده می کردند،ولی برای قرار دان تیان و آب بندی آن، از ساروج مخصوص این کار استفاده می شده است.این ساروج در عین چسبندگی به مصالح بدنه خزینه و صفحه مسی تیان،می بایستی قدرت تحمل حرارت تون و فشار آب را هم داشته باشد،بدون آنکه آبی را از خود عبور دهد.

روش کار اوستا داوود نواب برای ساخت ساروج

ملات ساروج مخلوطی از سفیده تخم مرغ، آهک، خاک رس و قدری موی بز و یا موی سر انسان برای جلو گیری از ترک خوردن ساروج است.این ملات را دو روز ورز می دهند و بعد آن را در زیر تین که 20 سانتی متر از اطراف آن روی پایه و آجری است می ریزند.سپس تین را روی ملات گذارده و خزینه را پر از آب می کنند

بعد ملات ساروج را به صورت لوله در آورده و شخصی باید بتواند به مدت چند دقیقه زیر آب باشد و این ملات را طوری کار بگذارد که مجیط اطراف تیان را بپوشاند و درز یا منفذی باقی نگذارد.

تین صفحه ای مقعر مسی است به قطر حدود 1 متر و به ضخامت 2 الی 3 سانتی متر و تون حمام درست در زیر آن قرار می گیرد.

آموزش ایزو

تشریح الزامات و ممیزی داخلی مبتنی بر استاندارد ISO 9001:2015

مستندسازی

ممیزی داخلی

تکنیک های مشاوره

محتوای دوره های آموزش

آموزش مفاهیم شامل:

تعاریف و اصطلاحات از قبیل : کیفیت ، سیستم مدیریت ، خط مشی ، اهداف ،….

روش شناخت سازمان ها و گپ آنالیز : تشخیص اسکوپ یا حوزه فالیت ، ترسیم چارت سازمانی ، شناسایی فرآیندهای اصلی و فرعی متناسب با اسکوپ و…

روش طراحی سیستم مدیریت : تدوین نظامنامه ، تولید روش های اجرایی ، شرح وظایف ، دستورالعمل ها وفرم ها

روش اجرای سیستم مدیریت : نظارت بر محصول نامنطبق ، تهیه گزارش ها و….

روش بازبینی و اصلاح: اقدامات اصلاحی ، اصلاح شاخص ها منطبق با واقعیت های اجرایی ، بهبود روش ها و اجرای مجدد

این دوره برای چه کسانی مفید می باشد:

با توجه به عمومی بودن استاندارد ایزو 9001 ، تمام افرادی که به مسائل سیستمی علاقه دارند می توانند در این دوره آموزشی شرکت کنند اما این دوره را بصورت خاص برای کارشناسان تضمین کیفیت، کنترل کیفیت و نمایندگان مدیریت شرکت ها و همچنین دانشجویان مهندسی صنایع، مدیریت صنعتی و مکانیک پیشنهاد می کنیم. البته در سازمان هایی که استاندارد ایزو 9001 را دریافت کرده اند وجود فردی که آموزش ممیزی داخلی را گذرانده باشد الزامی است

سرفصل های دوره:

   مقدمه ای بر ورژن جدید ایزو 9001

   معرفی بندهای استاندارد 9001 (10 بند)

   معرفی کلیات و اهداف (بند0 استاندارد) ISO 9001:2015

   آشنایی با 7 اصل مدیریت کیفیت ISO 9001:2015 ( در ورژن 2008 هشت اصل مدیریت کیفیت بود)

   رویکرد فرآیندی

   چرخه PDCA و بیان آن در ایزو 9001

   دامنه کاربرد استاندارد(بند 1 استاندارد)

   مراجع الزامی (بند 2 استاندارد)

   تعاریف کاربردی و مرتبط با استاندارد سیستم مدیریت کیفیت(بند 3 استاندارد)

   الزام مرتبط با محیط کسب و کار (بند 4 استاندارد)

   آشنایی اجمالی با مدیریت استراتژیک

   آشنایی با ماتریس SWOT و نقش ان در استاندارد 9001:2015

   مثالی از تحلیل محیط های داخل و خارج سازمان

   معرفی ذینفعان و نحوه شناسایی الزامات آنها

   نگرش فرآیندی

   آموزش مستند سازی در فرآیندها

   معرفی نمونه فرایندهای سازمانی و هم چنین نقشه فرآیند ها (Process Map)

   تعریف رهبری (بند 5 استاندارد)

   تشریح الزامات مرتبط با رهبری و مدیریت سازمان

   آشنایی با خط مشی و ارائه نمونه خط مشی کیفیت

   تدوین نقش ها، مسئولیت ها و اختیارات سازمانی

   برنامه ریزی (بند 6 استاندارد)

   اقدامات مرتبط با مدیریت ریسک و فرصت ها

   توضیحات و مثالهایی در خصوص شناسایی و ارزیابی ریسک در ISO 9001:2015

   آشنایی با روش FMEA در ارزیابی ریسک ها

   اصول تدوین اهداف و برنامه دستیابی به آنها

   تعریف مفهوم پایش و اندازه گیری

   برنامه ریزی و مدیریت تغییر (از اصول اضافه شده در ورژن 2015)

   پشتیبانی (بند 7 استاندارد)

   منابع انسانی

   زیرساخت ها

   محیط مناسب برای اجرای فرآیندها

   پایش و اندازه گیری منابع

   آشنایی با دانش سازمانی و مدیریت دانش در سازمانها

   اصول مرتبط با صلاحیت و آگاهی کارکنان

   ارتباطات در ایزو 9001

   آشنایی با اطلاعات مستند (در ورژن 2015 واژه مستندات و سوابق تبدیل به اطلاعات مستند شده است)

   اصول کنترل بر اطلاعات مستند

   عملیات (بند 8 استاندارد)

   اصول برنامه ریزی جهت تولید و ارائه خدمت

   آشنایی با طراحی و توسعه محصول با ارائه مثال

   کنترل محصول و خدمات خارجی (تامین شده توسط پیمانکاران)

   اصول و الزامات مرتبط با تولید

   اصول کنترل محصول نامنطبق

   ارزیابی عملکرد (بند 9)

   مواردی که باید در سازمان اندازه گیری و تحلیل شوند

   اصول ممیزی داخلی

   بازنگری مدیریت

   بهبود (بند 10 استاندارد)

   آشنایی با اصلاح ، اقدام اصلاحی و عدم انطباق

   آشنایی با مواردی که در هر بند استاندارد 9001 باید ممیزی شود

   آشنایی با انواع ممیزی

   آشنایی با اصول و قوانین ممیزی بر اساس استاندارد ایزو 19011

   آشنایی با نحوه گزارش نویسی

   وظایف تیم ممیزی

   آشنایی با نمونه برداری در ممیزی

 

ثبت نام حضوری و مجازی دوره آموزشی تشریح الزامات و مستند سازی ایزو 9001

Untitled 1

هر ساله در 14 اکتبر، اعضای سازمان جهانی استاندارد مانند IEC، ISO و ITU روز جهانی استاندارد را جشن می گیرند. روز جهانی استاندارد به منظور توجه ویزه برای قدردانی از مشارکت و تلاش های بی دریغ هزاران متخصص بهداشت در سراسر دنیاست که به صورت داوطلبانه به توسعه قراردادهای فنی می پردازند که در سازمان جهانی استاندارد به ثبت رسیده است.هر ساله از سوی سازمان جهانی استاندارد شعاری مبنی بر جدیدترین تفکرات و ایده های جهانی منتشر می شود. در سال 2017 شعار سازمان جهانی استاندارد پیش برد شهر ها به سوی شهرهای هوشمند است. داشتن شهرهایی مدرن و هوشمند البته که نیازمند داشتن شرایط خاصی مانند داشتن آب مصرفی به میزان کافی، دسترسی جهانی به انرژی های پاک، داشتن پتانسیل مسافرت از یک نقطه به نقطه ای دیگر و داشتن احساس امنیت و ایمنی است.

 

 

آمار سایت

تعداد اعضای آنلاین : 0

تعداد کل اعضای کنسرسیوم : 494

برای مشاهده اعضای آنلاین کلیک کنید

مراکز خدماتی و رفاهی طرف قرارداد

marakez

نماد اعتماد الکترونیک

logo کنسرسیوم دانشگاهیان و متخصصان ایران - ایزو 

حامیان کنسرسیوم ایرکاس

  • IRSME
  • RKA
  • ACS
  • IUE
  • RFTC
  • BQC
  • DNW
  • ICS
  • TUV-EMB
  • QAL
  • Ino
  • Allaiance
  • Tckit

تبلیغات در ایرکاس

دسترسی به ژورنال مقالات

az3

تصاویر اینستاگرام ایرکاس