LiveZilla Live Chat Software

کنسرسيوم دانشگاهيان و متخصصان ايران

نام کاربری یا پست الکترونیکی
رمز عبور

تعمیر تجهیزات پزشکی و دندانپزشکی ttedit کنسرسیوم دانشگاهیان و متخصصان ایران - تعمیر تجهیزات پزشکی و دندانپزشکی

Digital Tooth کنسرسیوم ایرکاس برگزاری دوره های آموزشی

آشنایی با دندان های هوشمند و دیجیتال

دندان های دیجیتال و هوشمند فناوری جدیدی که در تایوان تولید شده اند، این دندان ها می توانند برای دکترتان و بر علیه شما به جاسوسی بپردازند.سنسور تعبیه شده در آنها می تواند اطلاعات خوردنی ها ، نوشیدنی ها یا مصرف دخانیات شما را بلافاصله برای پزشکتان ارسال کند.به گمانم دیگر زمان دور زدن پزشک و دادن اطلاعات غلط به وی گذشته است.

دندانهای دیجیتال دوره آموزش تعمیر تجهیزات پزشکی و دندانپزشکی

حالا دیگر وی به خوبی می داند شما هنگام گفتن جملاتی چون «من واقعا سیگار را ترک کرده ام» یا «من بعد از هر وعده غذایی نخ دندان استفاده می کنم»حقیقت را می گویید یا خیر! زیرا وی یک جاسوس خبره درون دهان شما در اختیار دارد: دندان دیجیتال!این دندان مصنوعی دارای یک فرستنده بلوتوث است و از سیستم سنسور دهانی برای تجزیه و تحلیل حرکات درون دهان تان بهره می برد. شاید هنگام خوردن و آشامیدن به حرکت دهان تان فکر هم نکنید ،

اما این حرکات راه های منحصر به فردیبرای شناسایی فعالیت های در حال انجام دهان تان هستند. خوردن ، آشامیدن و مصرف دخانیات همگی مستلزم حرکات متفاوتی در فک ها است و دندان دیجیتال این حرکات را به کمک شتاب سنج درونی کوچکی ثبت می کند. به محض اینکه دندان حرکتی را در دهان شما تشخیص دهد ، آن را ثبت کرده و برای دکترتان ارسال می کند و این گونه پزشک معالج در جریان عادات بد تغذیه ای یا تخطی شما از دستورات پزشکی قرار می گیرد.

دندان دیجیتال www.ircas.ir

این دندان نتیجه پژوهش محققان دانشگاه ملی تایوان است. دندان دیجیتال تاکنون نتایج بسیار خوبی داشته و در دهان هشت بیمار بطور آزمایشی قرار گرفته و عملکرد کاملا درستی را به نمایش گذاشته است. به گونه ای که شتاب سنج درونی آن با دقت ۹۴درصد به ثبت حرکات پرداخته است.

اگر چه نسخه آزمایشی فعلی آن با کابل به کامپیوتر متصل شده و چندان کارآمد نیست ، اما قرار است نسخه نهایی با نیروی باتری کار کرده و با ارتباط بلوتوث به ارسال اطلاعات بپردازد.

 پانسمانی که زخم را تا سه روز تازه نگه میدارد

پانسمانی که زخم را تا سه روز تازه نگه می‌دارد

دفتر تحقیقات نیروی دریایی آمریکا به دنبال ساخت یک پانسمان جراحی جدید برای میادین جنگ است که نه تنها اندام زخمی را پوشش می‌دهد بلکه آسیب را کاهش داده و با تازه نگهداشتن زخم‌ها، بافت را تا ۷۲ساعت حفظ می‌کند.

به گزارش ایسنا به نقل از گیزمگ، زخم‌های ایجاد شده در میدان‌ها جنگ اگر به سرعت درمان نشوند، ممکن است به تهدیدی برای اندام و جان فرد تبدیل شوند. متاسفانه همیشه امکان انتقال سریع مجروحان به درمانگاه وجود ندارد، بنابراین پانسمان “ACCSIL ” می‌تواند پاسخ مناسبی برای نگهداری از مجروحان تا زمان دسترسی به خدمات پزشکی مناسب باشد.

پانسمان کردن زخم‌ها در زمان جنگ به ویژه برای آسیب‌های ناشی از انفجار بسیار سخت است. پزشکان علاوه بر تثبیت وضعیت بیمار با به حداقل رساندن خونریزی و دفع شوک، باید زخم را بطور مناسبی ببندند تا امکان فساد زخم کمتر شده و باکتری و عفونت به آن وارد نشود.

پانسمان جدید توسط شرکت “Battelle” و با همکاری دفتر تحقیقات نیروی دریایی آمریکا، آزمایشگاه تحقیقاتی نیروی دریایی و مرکز تحقیقات پزشکی نیروی دریایی، ابزار “ACCSIL” را به همراه یک شریان بند برای استفاده پزشکان و پزشکیاران طراحی کرده است. این ابزار یک پانسمان سبک‌ وزن است که محکم روی اندام بسته شده،‌ زخم را تازه نگه می‌دارد و از بافت‌ها تا ۷۲ساعت حفاظت می‌کند.

“ACCSIL” از دو بخش ساخته شده است. بخش خارجی شامل پوششی است که مطابق با شکل اندام طراحی شده و می‌تواند جلوی خونریزی را گرفته، بخش مذکور را گرم نگهدارد و آن را در برابر آلودگی حفظ کند.

بخش داخلی شامل یک لایه فعال زیستی است که زخم را مرطوب و آغشته به مواد شیمیایی خاص برای ارائه آنتی‌بیوتیک و مسکن نگهداشته تا از رشد باکتری و قارچ جلوگیری شود.

این پانسمان که دو سال دیگر ارائه خواهد شد،‌ نه تنها برای سربازان، بلکه برای استفاده بر روی کشتی‌ها، زیردریایی‌ها، کارخانجات،‌ مزارع، تصادفات جاده‌ای و حملات تروریستی که دسترسی به امکانات پزشکی برای عمل جراحی محدود است، کاربرد خواهد داشت.

ژنهای عامل اوتیسم

ژن‌های عامل اوتیسم کشف شدند

محققان دانشگاه پرینستون موفق به کشف 2500 ژن شدند که با بیماری اوتیسم در ارتباط هستند.

به گزارش ایسنا به نقل از یاهو، این ژن‌ها که احتمالا با بیماری اوتیسم در ارتباط هستند براساس نحوه عملکردشان و براساس مرتبط بودن با هر یک از بخش‌های مغز به صورت گروههای رنگی در کنار هم تشکیل شده‌اند.

بدن انسان دارای حدود 25,000 ژن است و محققان پیشتر تنها 65 ژن حامل خطر ابتلا به اوتیسم را کشف کرده بودند اما در حال حاضر محققان دانشگاه پرینستون در نیوجرسی بیش از 2500 ژن را شناسایی کرده اند که می‌تواند شرایط را برای ابتلا به اوتیسم مهیا کند.

این کشف بسیار مهم است زیرا دانشمندان را به سمت یافتن درمان های جدید و موثر برای این بیماری می‌برد.

اوتیسم یک بیماری است که شرایط را برای برخی از افراد برای برقراری ارتباط، یادگیری و معاشرت دشوار می‌سازد.

محققان با استفاده از یک برنامه کامپیوتری یادگیری ماشینی موفق به شناسایی ژنهای مرتبط با اوتیسم شدند.

این برنامه شباهت‌های بین ژن‌های مربوط به مغز و ۶۵ژن حامل خطر اوتیسم را شناسایی کرد.

آنها همچنین به بررسی ژن هایی پرداختند که با هر دو گروه مرتبط است.

این محققان اظهار کردند که روند این پژوهش مانند پیدا کردن دوستان در فیس‌بوک است.

اگر فیس بوک بخواهد به شما دوستانی را پیشنهاد کند در ابتدا باید دوستان شما را شناسایی کند و بعد کسانی را شناسایی کند که با آنها در ارتباط هستند. استراتژی این روش شناسایی ژن نیز دقیقا به همین گونه است.

این استراتژی جدید نشان می‌دهد که داشتن ژن‌هایی که هم با ژنهای مرتبط با مغز و هم به ژنهای مرتبط با اوتیسم آشنا باشند، می‌تواند خطر ابتلای فرد را به اوتیسم افزایش دهد.

محققان هنوز راه بسیار زیادی تا درمان کامل این بیماری دارند اما این تحقیقات جدید می‌تواند به درمانهایی منجر شود که به واسطه آنها بتوان این بیماری را در سنین پایین درمان کرد.

محققان با بررسی پنج کودک اوتیسمی دریافتند همه آنها دچار دچار نقص در ژن SHANK3هستند. این ژن مسئول ایجاد ارتباطاتی در مغز است که در یادگیری زبان اهمیت دارند.

"توماس بورژرون" سرپرست این تحقیق گفت تحقیق موسسه پاستور نقش حیاتی این ژن در تشکیل ارتباطات عصبی در مغز را به اثبات رساند. این ژن در تمام موارد اوتیسم نقش ندارد. اما می‌تواند اختلالات ارتباطی که مهمترین موانع اجتماعی بر سر راه بسیاری از مبتلایان است را توضیح دهد.

این مطالعه بر روی پنج بیمار از سه خانواده انجام شد که به نشانگان اوتیسم یا "آسپرگر" مبتلا بودند.

نشانگان "آسپرگر" یک اختلال طیف اوتیسم است که بیشتر علایم اوتیسم را دارد، اما مشکلات ارتباطی در آن شدت کمتری دارد. بیماری "آسپرگر" از هر 200 کودک یکی را مبتلا می‌کند و پسران چهار برابر دختران به آن دچار می‌شوند.

این گروه از محققان در سال 2003 نیز به وجود نقص در ژن SHANK3پی برده بودند. این ژن پروتیین‌های ضروری برای ایجاد سیناپس را تولید می‌کند. محققان متوجه درجات مختلف "حذف" در این ژن شدند.

این تحقیق با همکاری موسسه خدمات روانپزشکی اینسرم پاریس و دانشگاه گوتنبرگ سوئد انجام شده است.

اوتیسم تا قبل از سه سالگی ظاهر نمی‌شود با این حال این بیماری در 18 ماهگی نیز قابل تشخیص است.

کودکان اوتیسمی سراسر عمر خود در کسب مهارتهای اجتماعی و توانایی‌های ارتباطی مشکل دارند و خانواده آنها در مراقبت از آنها ، بار سنگین مالی و عاطفی را متحمل می‌شود.

 افزایش آماراوتیسم ا

آمارها نشانگر افزایش ابتلا به این بیماری در جهان است.

براساس اعلام انجمن اوتیسم آمریکا، میزان ابتلا به اوتیسم سالیانه 10 تا 17 درصد افزایش می‌یابد که افزایش آگاهی و تشخیص بیماری می‌تواند در افزایش آمار اوتیسم نقش داشته باشد.

برآوردهای مرکز کنترل بیماری در آمریکا نشان می‌دهد از هر 166 تا 500 کودک یکی به اختلالات طیف اوتیسم دچار است.

علت اوتیسم ناشناخته است. سالها مطالعه صرف شناسایی علت ژنتیکی این بیماری شده است.

ادعای برنارد ریملند پژوهشگر اوتیسم در آمریکا که علت افزایش اوتیسم را واکسن‌هایی می‌دانست که در دوران کودکی تزریق می‌شود، جنجال‌هایی را در محافل علمی مطرح کرد. این تحقیق در شماره اینترنتی نشریه "نیچر ژنتیک" منتشر شده است

زیکا و تغییرات جمجمه ای که ایجاد میکند

زیکا

محققان برزیلی برای اولین‌بار با مطالعه بر روی 45 نوزاد متولد شده از مادران مبتلا به زیکا، عملکرد این ویروس را در بروز بیماری میکروسفالی کشف کردند.

به گزارش ایسنا و به نقل از میل آنلاین، ویروس زیکا که از راه پشه به انسان منتقل می‌شود، اثرات بسیار مخربی در جنین انسان ایجاد می‌کند، بارزترین اثر زیکا بر سیستم عصبی مرکزی جنین یا مغز وارد شده و بیماری میکروسفالی یا رشد ناقص مغز و عدم شکل‌گیری جمجمه را به همراه دارد.

محققان با عکسبرداری از سر نوزادان میکروسفالی ناشی از فعالیت ویروس زیکا دریافتند که این ویروس نه تنها در فرایند شکل‌گیری جمجمه و صفحات استخوانی سر اختلال ایجاد می‌کند، بلکه رشد طبیعی مغز را سرکوب کرده و نوزاد را به بیماری میکروسفالی شدید مبتلا می‌کند.

زیکا و تغییر ساختار جمجمه

طیف‌ شدت میکروسفالی(از چپ اولی نوزاد با سر عادی، دومی مبتلا به میکروسفالی و سومی مبتلا به میکروسفالی شدید(

در بسیاری از موارد مبتلا به ویروس زیکا جمجمه نوزادان به طور کامل در هم ریخته شده و پوست اضافی و چین خورده توقف رشد مغز در مراحل اولیه را نشان می‌دهد.

بیماری زیکا

محققان با اسکن مغز جنین مادران مبتلا به زیکا دریافتند که میزان تجمع مایع مغزی-نخاعی در بطن‌های مغز این نوزادان بسیار بیشتر از نوزادان سالم است. بنابراین می‌توان عامل اصلی بروز بیماری میکروسفالی را در ترشح بیش از حد مایع مغزی-نخاعی قلمداد کرد. چرا که در شرایط تجمع این مایع، فضا برای رشد و تکامل نورون‌های مغزی کاهش می‌یابد.

زیکا چگونه ساختار جمجمه را تغییر میدهد

 کنسرسیوم ایرکاس نماز خانه سنت بندیکت از زمتور

تفکر مارتین هایدگر بر معماری ـ بخش اول ـ جهان، چیزها و زبان هستی  

نوشـــــــــــته ی : کریستین نوربرگ ـ شولتز

خــلـاصــــــــــــــه :تدقیق رویکرد پدیدارشناسه مارتین هایدگر بر معماری

هایدگر هیچ متنی در مورد معماری برای ما باقی نگذاشته است، با این حال معماری از مقام درخوری در فلسفه ی او برخوردار است. مفهوم هستنده ـ در ـ جهان اش به محیط انسانْ ساز اشاره دارد و زمانی که از معضلی به نام "مسکنت شاعرانه" سخن می راند، اشکارا به هنر ساختن ارجاع می دهد. بر این قوام این نوشتار به ناچار بایستی بخشی از تفسیر ما باشد بر فلسفه او. چنین تفسیری احتمالا تلاشی است برای فهم بهتر مشکلات پیچیده ی متبادر بر محیط در زمانه ی ما.

هایدگر، مهمترین مثال مقاله "سراغاز کار هنری" را از معماری عاریه می گیرد، مثالی که می تواند نقطه عظیمت متن پیش رو قرار گیــــــــــرد:

معبد تبلور حضور خداست

پل و ستون کنسرسیوم ایرکاس

یک بنا، معبدی یونانی، منعکس کننده چیزی نیست. صاف و ساده در میان صخرهْ دره ای پرشکن و شکاف ایستاده است. بنا چهره خدا را در برگرفته است و می گذارد تا پوشیدگی چهره از میان تالار بازِ پرستون، در حریم و حوزه قدسی درایستد. به واسطه معبد، خدا در معبد حضور دارد. اما معبد و حریم ان در بی کرانگی ناپیدید نمی شود. معبد گرداگرد خود، رشته و سلسله نسبت هایی را سامان و وحدت می دهد که از ان ها انسان شمایل تقدیر خود را، از زایش و مرگ، شکر و شکایت، پیروزی و شکست، پایندگی و فروپاشی، نصیب می برد. گستره این نسبت های باز عبارت است از عالم این قوم تاریخی. در این عالم و از این عالم است که این قوم به خود باز می اید تا نقش خود را تمام ایفا کند.

معبد تمام چیزهایی که بر زمین یا به واسطه زمین قوام گرفته اند را اشکار ساخته و با اوج گیری متبلور می کند، نمازخانه فیلد برادرز از پیتر زمتور

نمازخانه فیلد برادرز از پیتر زمتور کنسرسیوم ایرکاس

بنا، ایستاده برجا، پایدار است به سنگ پی. این سیاق از پایداری، راز ان سنگ بی عقل و خام را از دل سنگ بیرون کشیده و در عین حال خود اتکایی اش را نیز تامین می کند. بنا پابرجاست و طوفان را از سر می گذراند و از همین ره گذر زور طوفان را می نمایاند. تابش و درخشش سنگ که خود جز از لطف خورشید نمی نماید، روشنی روز را به نمایش می اورد و گستردگی اسمان را و تاریکی شب را. ان تصلب افراشته، فضای پنهان در هوا را اشکار می سازد. خلل ناپذیری معبد با تلاطم مد دریا مقابل می افتد و سکوت موقرش قهر دریا را به رخ می کشد. درخت و سبزه، عقاب و گاو، مار و مور، هر یک هیئتی را می یابد که دارد و چنان نمودار می اید که هست. یونانیان این ظهور و بروز در هر چیز و همه چیز را فایسس خواندند. فایسس[= زاد و بود، طبیعتان را روشن می سازد که بر ان و در ان انسان مسکن خود را بنا می نهد. انچه این واژه ادا می کند نه انگاره توده ایست که جایی افتاده و نه تصور سیاره ایست نجومی. زمین ان جایی است که هر چه از ان رُسته، بدان بازمی گردد و مامنی است بر هرانچه ارام از دل ان می روید. در مواجه با چیزهایی که برمی ایند زمین در قامت عاملی ماوا دهنده تبیین می شود.

نمازخانه گرداورنده چهارْپوش است و زمین و اسمان را به هم می رساند، نماز خانه سنت بندیکت از زمتور

نمازخانه گرداورنده چهارپوش است

معبد، ایستاده بر جا، عالمی را می گشاید و همان عالم را دوباره به زمین بازمی گرداند. و از این ره، زمین همچون خاکِ اشنا ظاهر می شود. اما انسان ها و حیوانات، گیاهان و چیزها، هیچ گاه همچون ابژه های لایتغیر ظاهر نمی شوند و در نظر نمی ایند تا محیطی را فراخور معبدی که ان هم روزی به جمع حاضران افزوده شده است فرابنمایاند. بر این قوام ما می توانیم به هستی هر چیز نزدیکتر شویم، البته اگر به تمام شان بر قراری دیگرگون بیاندیشیم و البته این مستلزم ان است که چشم دیدن همه چیز را در قامتی دیگرگون نیز داشته باشیم. البته دیگرگون سازیِ صرف، به خودی خود، هیچ چیزی را اشکار نمی سازد و معبد، با استقرارش در انجا، در گام اول ظاهر چیزها را رقم می زند و بعد از ان، به مردمان [ان بوم] چشم اندازی از خودشان عطا می کند.

و هستی لختی رخ می دهد، اثری از کارلو اسکارپا

اثری از کارلو اسکارپا

این قطعه به ما چه می گوید؟پیش از هر چیز باید بستری که پرسش در ان طرح می شود را در نظر اوریم. زمانی که هایدگر از معبد یاد می کند، می خواهد ماهیت کار هنری را بر ما عیان سازد، او تعمدا اثری را برای توصیف برگزیده "که نمی توان ان را در قامت یک اثر بازنمودی صورت بندی نمود". اثر هنری بازنمایانده نمی شود، بلکه پیشاروی می اید، چیزی را به منصه ظهور می رساند. هایدگر این چیز را "حقیقت"می خواند. این مثال بیش از هر چیز نشان می دهد که یک ساختمان بر قرار فهم هایدگر کار هنری است، یا باید اینگونه باشد. یک ساختمان در قامت اثر هنری "حافظ حقیقت" است. ساختن از چه و چگونهمحافظت می کند؟ نقل قول پیشْ امده، پاسخی است به هر دو پرسش، اما برای رسیدن به فهمی عمیق تر می بایستی به دیگر نوشته های هایدگر هم رجوع کنیم.

چیستی در پرسش ما سه جز را تحت شمول خود می اورد: اول: معبد تبلور حضور خداست. دوم: معبد انچه تقدیر بشر را شکل می دهد کنار هم می اورد. سوم: معبد تمام چیزهایی که بر زمین یا به واسطه ان قوام گرفته اند را اشکار می سازد: صخره، دریا، هوا، گیاهان، حیوانات و حتی نور روز و تاریکی شب را. در یک نگاه کلان، معبد" گشایش جهان است و در عین حال بازگرداندن مجدد این جهان است به [ماوایش؛] زمین" و بر این قرار حقیقت را در اثر هنری رسوخ می دهد.

هم رسش زمین و اسمان، میانْ بودگی، موسسه سالک از لویی کان

موسسه سالک از لویی کان کنسرسیوم ایرکاس

برای فهم معنای تمام این ها باید به پرسش دوم بپردازیم؛ چگونه. هایدگر چهار جا به این نکته اشاره می کند که معبد انچه را باید به انجام رساند با " قرارگرفتن در انجا" به انجام می رساند. هر سه کلمه مهم اند. معبد هرجایی واقع نمی شود، معبد انجا قرار گرفته است، "میانه ی دره ی صخره های از هم شکافته". عبارت دره ی صخره های از هم شکافته نقش تزیینی ندارد. بلکه موید این گزاره است که معابد در مکان های مشخصِ پیراسته واقع شده اند. بر قرار شئون معنایی موکد بر بنا، مکان قبض و بسط می یابد و حوزه ای قدسی از برای خدا شکل می گیرد. به بیان دیگر، ان مکان از پیش معهود حامل معنایی است مستتر که به سبب معبد اشکار می گردد. بنا چگونه تقدیر انسان را اشکار می سازد، مشخص نیست، اما انچه مشخص است انکه این روند به موازات و هم زمان با ساختن خانه ی خدا به انجام می رسد، سرنوشت انسان ها، کاملا، در گرو مکان است. تبلور زمین، نهایتا، با تعلق خاطر، توجه یا دلمشغولی در، جا ماندگاری معبد صورت خواهد بست. بنابراین زمینْ قوام یافته و به سوی اسمان اوج می گیرد و بر این ره ظاهر هر چیز را به ان اعطا می کند. هایدگر همچنین تاکید می کند که معبد به وضعیت از پیش موجودِ انجا اضافه نشده، او بر این باور است که بنا، برای اول بار، چیزها را انگونه که هستند پدیدار می سازد.

تفسیر هایدگر از معماری در قامت "در کارْ نشاندنِ حقیقت"هم نو است و هم کم و بیش گیج کننده. امروزه ما هنر را همچون بیان، بازنمود و شناخت منشا انسان و جامعه می دانیم. هایدگر، اما، بر این نکته تاکید می گذارد که "انچه باید در کار بیاید این نیست که این را انکه نمی شناسمش ساخته است، بلکه این واقعیت ساده است که کار ساخته شده است و به واسطه ان گشودگیحادث می شود." این ساخته شدن زمانی اشکار می شود که که جهان از بستگی عبور می کند تا با گشایشش به چیزها ظاهرشان را عطا کند. این گونه است که می توان نتیجه گرفت برای فهم بهتر نظریه هایدگر باید جهان و چیزها را مفاهیمی عمیقا به هم وابسته دانست.

حقیقت لختی بر ما اشکار می شود، مرکز اکستر از لویی کان

مرکز اکستر از لویی کان کنسرسیوم ایرکاس

هایدگر در سراغاز کار هنری هیچ تبیین حقیقی ای از جهان ارائه نمی کند و حتی تاکید می کند که"اینجا، ماهیت جهان صرفا می تواند نمود یابد". در هستی و زمان، اما او جهان را در یک روی کردِ موجود شناختی همچون کلیت چیزها تعریف می کند و در یک روی کرد هستی شناسانه به مثابه هستی ان ها. در اصل، جهان به معنای "جایی است که بشر در ان می زیید." در نوشته های متاخرش، جهان به مثابه جا را در قامت چهارپوشیاز زمین، اسمان، میرایان و خدایان تفسیر می کند. بار دیگر، بدان سبب که به جهان در چارچوب ساختارهای کالبدی، اجتماعی یا فرهنگی اندیشیده ایم، گیج می شویم. هایدگر اما اشکارا می خواهد این امر واقع بوده را به ما یاداور شود که زندگی روزمره ما، عملا، متشکله ایست از چیزهای عینی و نه انتزاعات علمی. بر این قرار می گوید:

"زمین، بناْ حامل است، پرورش دهنده و تیمارخوار میوه هایش، پاسدار اب و درخت، گیاه و حیوان.

اسمان، خورشیدْ گذر است، مسیر چرخش ماه، عرصه درخشش ستارگان، [تبیین کننده] فصول سال، سپیده دمان و گرگ و میش روز، سکون و درخشش شب، قهر و اشتی هوا، ابرهای در حرکت و لاجوردی اسمانِ دور.

ایزدان پیام اوران اشارت گر خدای خدایانند، فارغ از تفوق نهان ایزدان، خداوند ان چنان که هست ظاهر می شود، ان چنان که او را از هر نوع قیاس با موجوداتی که حضور دارند بری می سازد.

میرایان، ابنا بشرند، از ان رو میرا می نامیمشان که می توانند بمیرند و مردن به این معناست که قادر به مردند، از ان رو که مرگ هست"    

هر کدام از این پوش ها هستی مستقل دارند، چرا که هر یک بازتابی اند از دیگری. ان ها در یک "کنشِ بازتابی" با یک دیگر گره می خورند و جهان را متشکل می سازندکنش بازتابی را می توان همچون "میانْ" گشودگی ـ جایی که چیزها انگونه که هستند ظاهر می شوند ـ فهم کرد. هایدگر در مقاله ای بر جان پیتر هـِـبـِـل عملا از ماندگاه انسان "میانِ زمین و اسمان، زندگی و مرگ، لذت و درد و کار و جهان" سخن می راند و ان را "میانْ چندگانگی" جهان می خواند. می توان نتیجه گرفت جهان هایدگر یک تمامیت عینی است، همانگونه که پیشتر در ارجاعاتی که بر معبد یونانی رفت نیز شاهدش بودیم. هایدگر به جای انکه هستی را در قامت عالم بعیدِ انگاره [های انتزاعی] بیانگارد، ان را در چارچوب ان چه در اینجا و اکنون هست، مد نظر می اورد.

بر قرار [ایده ی] تمامیتِ چیزها، باید پذیرفت جهان انباشتی صرف از اشیا نیست. زمانی که هایدگر چیز را تعینی از چهارْپوش می داند معنای اصلی چیز را به مثابه به هم رسان یا "هم آیند" احیا می کند. از همین روست که می گوید:"چیزها میرایان را با جهان مواجه می کنند"

هایدگر همچنین مثال هایی می اورد تا بر قوام ان ها ماهیت چیز را تعین بخشد. کوزه همچون پل یک چیز است و هرکدام چهارْپوش را بر سیاق خود به هم می رسانند. هر دو مثال با زمینه بحث ما مرتبط است. کوزه بخشی از ان ساز و برگی است که محیط پیرامون انسان را متشکل و از این طریق صورت می دهد در حالیکه پل بنایی است که کیفیت های جامع تری از محیط پیرامون را اشکار می سازد. هایدگر می گوید:

پل، زمین را در قامت چشم انداز پیرامون پل گرد می اورد، پل صرفا کرانه هایی را که پیش از این انجا بودند به هم نمی رساند، کرانه ها فقط زمانی در معنای کرانه بر اگاهی ما پدیدار می شوند که پل از رود می گذرد.

پل و معماری کنسرسیوم ایرکاس

پل زمین را در قامت چشم انداز پیرامون پل گرد می اورد . . . پل صرفا کرانه هایی که پیش از این ان جا بودند را به هم نمی رساند. کرانه ها فقط زمانی [در معنای] کرانه [بر اگاهی ما] پدیدار می شوند که پل از روی رود بگذرد.          

پل سبب می شود مکان [در فهم عامش] به حضور اید و در عین حال عناصر [متشکله ا] ش نیز در قامت انچه هستند پدیدار شوند. واژه های زمین و چشم انداز اینجا به عنوان مفاهیم تپولوژیکال صرف به کار نرفته اند، بلکه مستفاد شده اند تا چیزهایی را نمایان سازند که پل به واسطه کیفیت گرداورندگی اش [به مکان] بخشیده. زندگی انسان بر زمین حادثمی شود و پل این امر واقع بودهرا عینیتی شهودی می بخشد. انچه هایدگر مایل است در قالب این مثال ها اشکار کند شیئیت چیزها ـ جهانی که گرد می اورنداست. این تکنیک تحلیلی در کتاب هستی و زمان "پدیدارشناسی" خوانده شد. اگرچه هایدگر، بعدتر، واژه تفکرِ یاداورندهرا برای تبیین تفکر خالصی که از الزامات اشکارساختن یک چیز در قامت یک همنهشتی است، وضع کرد. در این نوع از تفکر زبان می اید تا نقشی عمده در قامت منبع ادراک بازی کند.

 

آمار سایت

تعداد اعضای آنلاین : 0

تعداد کل اعضای کنسرسیوم : 494

برای مشاهده اعضای آنلاین کلیک کنید

مراکز خدماتی و رفاهی طرف قرارداد

marakez

نماد اعتماد الکترونیک

logo کنسرسیوم دانشگاهیان و متخصصان ایران - تعمیر تجهیزات پزشکی و دندانپزشکی 

حامیان کنسرسیوم ایرکاس

  • IRSME
  • RKA
  • ACS
  • IUE
  • RFTC
  • BQC
  • DNW
  • ICS
  • TUV-EMB
  • QAL
  • Ino
  • Allaiance
  • Tckit

تبلیغات در ایرکاس

دسترسی به ژورنال مقالات

az3

تصاویر اینستاگرام ایرکاس